با سلام کسی که مسلمان هست و شیعه باید نمازش چگونه باشد ؟ و اهمت و ضرورت نماز بر ما شیعان و مسلمانان چیست و بهترین اعمال برای نماز خواندن چیست ؟ و کسی که نماز نمیخواند حکمش چیست ؟ کسی که نماز صبح میخواند و بر دیگر نماز ها اعتنا نمیکند حکمش چیست ؟
اینکه در مورد نماز که یکی از ارکان دین اسلام و ستون خیمه دین است. این قدر دغدغه دارید، بسیار قابل ستایش است.
سؤال اول و دوم شما با هم در ارتباط است. بنا براین ما ابتدا نکاتی را در رابطه با اهمیت و ضرورت نماز ذکر می کنیم که طبعا با تبیین آنها جواب سؤال اول که نماز یک فرد مسلمان چگونه باید باشد، نیز تبیین خواهد شد:
1 - شناخت و آگاهی
درک عظمت و بزرگى هر کسى بستگى به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیش تر شود،بزرگى و عظمت او زیادتر جلوه گر خواهد شد. اگر کسى به عظمت و بزرگى خدا پی ببرد، خضوع و خشوع بیش ترى در پرستش و عبادت خواهد داشت. اگر انسان در برابر پروردگار خاضع و خاشع باشد و نسبت به خداوند شناخت داشته باشد و او را ناظر اعمال خود بداند، همواره در صدد بهتر کردن نماز خودش خواهد بود.
2ـ شناخت اهمیت نماز.
نماز از منظر اسلام اهمیت ویژه اى دارد؛ تا آن جا که از آن به عنوان ستون دین (1) و نور چشم پیامبر (ص) یاد شده است. (2)
نماز مهمترین فریضه الهى است، اقامه آن مایه سعادت و ترک آن باعث شقاوت میباشد. امام صادق (ع)فرمود: "محبوبترین اعمال پیش خداوند نماز است، و آخرین وصیت پیامبران الهى نماز است."(3)
حضرت در حدیث دیگر فرمود: "تارک الصلاهْْ حظى از اسلام نبرده است"(4) اگر انسان به درستى فکر کند که خداوند چرا دستور داده که بندگانش نماز بخوانند، هیچگاه نماز را ترک نمیکند. چنانچه به هر علتی نمازش ترک شود، فوراً جبران نموده و قضا میکند.
نماز عامل مهمى در تزکیه روح و جان انسان و جایگاه ویژه ای در زندگی مادی انسان دارد. اهمیّت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایى به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن, از عوامل ترک نماز و سستى در آن به شمار مى آید. اگر براى انسان, امرى مهم و ضرورى جلوه کند, آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد. آشنا شدن به حقیقت نماز و این که نماز جزء نیاز مادی و معنوی ماست، باعث مى شود انسان با شوق بیش ترى به برپایی نماز بپردازد و از سستى در نماز و یا ترک آن خوددارى نماید. نماز چنان اهمیتی دارد که خداوند در هیچ حالتى حتى در هنگام بیماری،راضى به ترک آن نیست. گویا خداوند دوست دارد همان طور که خودش دائماً با بندگانش هست،بندگان او نیز همیشه با او و در یاد او باشند. پس انسانى که می داند خدا مشتاق دیدار اوست، عاشقانه به سوى نماز میشتابد و آن را در اول وقت به جا می آورد.
3ـ شناخت پیامدهاى ترک نماز:
یکی از عوامل مهم، شناخت پیامدهاى منفى ترک نماز است که با تبیین این موضوع حکم کسی که نماز نمی خواند به خوبی روشن می شود. در قرآن بر ترک نماز وعده عذاب داده شده است: "بهشتیان از دوزخیان مى پرسند: چه چیز شما را به دوزخ کشانید، جهنمیان در پاسخ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم ". (5)
رسول خدا (ص)مى فرماید: "کسى که نماز خود را سبک بشمارد و سستى کند، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى کند؛ شش بلا در دنیا و ...
اما بلاى دنیوی:
أ. خداوند برکت را از عمرش کم مى کند.
بـ.برکت را از روزیش بر مى دارد.
ج. از صورتش نشانه نیکوکاران را بر مى دارد.
د. هر کار خیرى کند، پذیرفته نمى شود و براى آن اجرى ندارد.
ه. دعایش مستجاب نمى شود.
و. از دعاى نیکوکاران بهره اى ندارد". (6)
بنا بر این یک فرد مسلمان و شیعه واقعی باید تحت هر شرایطی به نمازش اهمیت بدهد. کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند به اهمیت نماز پی نبرده اند، بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و آن را ستون دین مى دانند و وقت و فرصت بیش ترى را صرف نماز مى کنند از نماز خود لذت می برند و طبعا در نماز از حضور قلب بیشتری برخوردارند.
ترک نماز مبتنى بر عواملى است که باید از آن ها پرهیز شود. انسان بالفطره گرایش به عبادت دارد. معصیت و گناه، حرام خوردن، عدم شناخت نماز و اهمیت آن و ... از عوامل و موانع تأثیر گذار در ترک نماز و یا اهمال و سستی نسبت به نماز به حساب می آید. کسی که نسبت به برخی از نمازها کوتاهی می کند و بعضی را می خواند و برخی را نمی خواند نماز را به خوبی نشناخته است و مصداق کسی است که نماز را سبک می شمارد، چنین شخصی عمر او و روزیش برکت نخواهد داشت و همانطوری که در برخی روایت نیز وارد شده کسی که نماز را سبک بشمارد، در روز قیامت به شفاعت اهل بیت نیز نخواهد رسید.
پی نوشت ها:
1. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ح 639.
2. حسن بن فضل طبرسی،مکارم الاخلاق ، ج 2، ص 461، دار الشریف الرضی - قم . 1412 ه ق ،
3. محمد محمدیریشهری، میزان الحکمهْْ ، ماده صلاهْْ ، شماره 10534، دارالحدیث،قم،
4. علامه مجلسی،بحارالانوار، ج 79، ص 232. موسسه الوفاء، بیروت،1404ق.
5. المدثر (74)آیه 40 ـ 41.
6. شهید دستغیب،گناهان کبیره، ج 2، ص 187 ـ 188،جامعه مدرسین،قم،1376ش.






