با سلام
چند سال پیش با دختری ازدواج کردم که اهل نماز و روزه بود ولی از حجاب خوبی برخوردار نبود و متاسفانه من التزام عملی به اسلام نداشتم.از آنجاییکه هردو اهل مطالعه بودیم و تبادل فکری خیلی خوبی داشتیم یک استحاله روحی در ما رخ داد و ما با قرآن و اهلبیت و کلا اسلام بیشتر آشنا شدیم .
این تاثیرات در من بسیار شدید تر بود و الان التزام عملی من به اسلام و شریعت بحمدالله با برنامه و جدی است.مثلا دارم نمازهای قضا شده سالهای غفلتم رو با هروعده نماز یومیه میخونم باشد تا خدا قبول کنه.
این روند بدانجا رسید که من خدا دوستیم هر روز بیشتر شد هر چه بیشتر سعی کردم در هر کاری خوشنودی خدا رو در نظر بگیرم......تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل
همسرم از اینکه من عاشق ایشان نیستم بلکه ایشان را دوست دارم ناراضی هستند بلکه عاشق هیچکس نیستم وفقط خدا مد نظرم هست و بقیه انسانها را در حد خدا دوستیشان دوست دارم. لا احب الافلین
بینهایت بمن اعتماد دارد و میداند دست از پا خطا نمیکنم و از این بابت هردو احساس خوبی داریم.
وقتی اختلافی بین مان پیش می آید بحکم اینکه این دختر از خانواده جدا شده بامید یک زندگی مشترک و آرام و الان احساس ناراحتی میکنه باید از دلش در بیارم و درکش کنم .از من سوالاتی مبنی بر اینکه بخاطر دوست داشتنم نیست که بسمتم آمدی بلکه میدونی بدون تو اسیر میشم و گرفتار میشم و مشکلاتم زیادتر میشه و ازین حرفها..... میپرسد.
من نظرم اینست که خداوند زن و مرد را برای آرامش هم آفریده است و توقع اینکه همسر انسان الزاماً عاشقش باشد والا احساس بدبختی کند امری دور از عقل است. بنظرم احترام ، محبت و صداقت کافیست.ایشان ظرف نیاز به محبتشون حجیمه. بنابراین علیرغم وجود دو عامل دیگر احاس نارضایتی دارند.
در ضمن ایشون شعایر را تفسیر برأی میکنند و در بیشتر موارد از نظر شخصی برای عمل به واجبات کمک میگیرند . مثلاً برای پاک نشدن آرایش شان هیچوقت وضو نمیگیرند. یا استحمام را مساوی با غسل میدانند. یا بدون حجاب در مهمانیها ظاهر میشوند و الی آخر
طبیعی است ایشان را برای تربیت فرزندم (در آینده ) شایسته نمیبینم. زیرا فرزندم پدر را در عمل به شعایر مطیع و مادر را متکی بر عقیده شخصی میبیند و چون رفتار مادر راحت تراست به بیراهه در عمل به شعایر میرود.
تکلیف من چیست؟ بچه دار شویم ناراحت آینده ام ، بچه دار نشویم عذر پذیرفتنی ندارم.او بچه میخواهد و حق اوست!!!!!!!!

اینکه با تحقیق و مطالعه به اسلام پایبندی عملی دارید. بسیار ارزشمند و نشانه لطف ویژه خداوند به شما می باشد. اما باید بدانید: اولا شما با همسرتان مشکل خاصی ندارید و چون ایشان به گفته شما اهل منطق و مطالعه هستند. می توانید با تذکر و بحث کردن مهربانانه و یا کتاب در اختیار ایشان گذاردن، و قانع کردن ایشان در بحث تقلید، مشکل انجام ندادن برخی احکام شرعی را حل کنید.
ثانیا:اگر چه مادر نقش اساسی در تربیت فرزند دارد ولی همیشه این طور نیست که با وجود مادر کم اعتقاد، نقش پدر کم رنگ باشد. خیر ، در بسیاری از موارد پدرها نقش اساسی در تربیت دارند شما در تربیت فرزندان اولیا و انبیا اگر نگاه کنید مانند فرزندان ابراهیم و یعقوب و امامان ما که تاثیر گذاری پدران بسیار بیشتر از مادران است. پس نباید فکر کنید که چون مادر در برخی موارد پای به پای شما در مسائل اسلامی نمی آیند(در حالی که این مسئله نیز قابل حل هست)دیگر نباید صاحب فرزند بشوید. بلکه شما حتما می توانید در تربیت فرزند تان تاثیر گذار باشید.
و از آنجا که هر فردی با فطرت توحید به دنیا می آید، طبیعتا متمایل به فردی است که که با ایمان تر و متدین تر است چه مادرباشد و چه پدر باشد.
پس شما نگران نباشید و با توکل به خدا و کمک از او به فکر فرزند پاک و صالح نیز باشید.