تكبر و خود برتربيني مفاسد و پيامدهاي ناگواري دارد كه هر يك از آن امور به تنهايي مي تواند صفت مذموم تكبر را نشان دهد. توجه به زشتي گناه تكبر ما را ملزم مي كند كه از اين صفت ناپسند دوري كنيم.
امام علي(ع) مي فرمايد: " أَقْبَحُ الْخُلُقِ التَّكَبُّر؛ زشت ترين اخلاق بد تكبر است".1 علاوه بر آن، تكبر آثار بسيار مخرّبي در روح و جان و اعتقادات و افكار افراد دارد كه عبارتند از:
1- آلودگي به شرك و كفر: از امام صادق(ع) درباره كمترين درجه الحاد سؤال شد حضرت فرمود: " إِنَّ الْكِبْرَ أَدْنَاهُ ؛ كم ترين درجة كفر تكبر است".2
2- محروميت از علم: تكبر انسان را از جستجوي علم و حكمت باز مي دارد. امام كاظم(ع) مي فرمايد: " إِنَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فِي السَّهْلِ وَ لَا يَنْبُتُ فِي الصَّفَا فَكَذَلِكَ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ [تُعْمَرُ] فِي قَلْبِ الْمُتَوَاضِعِ وَ لَا تَعْمُرُ [تُعْمَرُ] فِي قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبَّارِ، زراعت در زمين هاي نرم مي رويد و در روي سنگ هاي سخت هرگز رويِش ندارد همين طور دانش در قلب متواضع مي رويد و در قلب متكبر هرگز رويش ندارد".3
3- انزوا: تكبر انسان را از مردم دور مي سازد. رسول خدا مي فرمايد: " أَمْقَتُ النَّاسِ الْمُتَكَبِّر؛ منفورترين مردم متكبر است"4.
4- سرچشمه گناهان: تكبر و خود بر تربيني منشأ رذايل ديگر است. اميرمؤمنان(ع) مي فرمايد: "الْحِرْصُ وَ الْكِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَي التَّقَحُّمِ فِي الذُّنُوب؛ حرص و تكبر و حسد سبب مي شود كه انسان در انواع گناهان فرو رود".5
درمان تكبر به نظر بزرگان اخلاق دو راه دارد: 1- راه علمي 2- راه عملي.
اما راه علمي به اين است كه افراد متكبر درباره‌ خود بينديشند كه كيستند و چيستند؟ و كجا بودند و به كجا مي روند؟ و درباره عظمت خداوند بينديشند. در حديثي از امام باقر(ع) نقل شده كه فرمود: " عَجَباً لِلْمُخْتَالِ الْفَخُورِ وَ إِنَّمَا خُلِقَ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ يَعُودُ جِيفَةً وَ هُوَ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ لَا يَدْرِي مَا يُصْنَعُ بِهِ؛ از متكبر فخر فروش در شگفتم او در آغاز از نطفه بي ارزشي آفريده شده و در پايان كار مردار گنديده اي خواهد بود و در اين ميان نمي داند به چه سرنوشتي گرفتار مي شود و با او چه مي كنند".6
اما درمان تكبر از طريق عملي به آن است كه سعي كند اعمال متواضعان را انجام دهد تا اين فضيلت اخلاقي در اعماق وجودش ريشه بدواند مثلاً لباس ساده بپوشد، غذاي ساده بخورد، در سلام كردن بر ديگران تقدم جويد، صدر مجلس ننشيند و در راه رفتن بر ديگران پيشي نگيرد.
از همه مهم تر بايد علل تكبر را شناسايي كند اگر به خاطر نسبت خود فخر مي فروشد به اين حقيقت بينديشد كه:
گيرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
و اگر سبب تكبر قوت و قدرت جسماني است بايد فراموش نكند كه گاه با يك عارضه كوچك قلبي يا مغزي يا حادثه اي دلخراش آن را از دست مي دهد و اگر تكبر به سبب ثروت و فزوني مال است به اين نكته توجه كند كه اين امور ناپايدار و گذراست و اگر سبب خود برتر بيني علم و دانش است بايد بداند كه خطر عالم و مسئوليت او بيش از جاهل است.7
پی نوشت:
1. عبدالواحد بن محمد تميمي آمدي، غرر الحكم و درر الكلم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم، 1366 هجري شمسي، ‏ص 309.
2. ثقة الاسلام كليني، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجري شمسی، ج 2، ص 309.
3. علامه مجلسي، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 هجري قمری، ج 1، ص: 153.
4. همان، ج 70، ص 231.
5. امام علي بن ابي طالب عليه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم، ص 540.
6. علامه مجلسي، بحار الأنوار، ج 70، ص 229.
7. مكارم شيرازي، اخلاق در قرآن، انتشارات مدرسه علی بن ابی طالب، چاپ اول، 1378ه ش، ج 2، ص 50 -70.