معنى اين ذكر چيست؟ در چه زمانى پيشنهاد شده كه آن را بر زبان آورد؟ اثرش چيست؟ از چه كسى نقل شده است؟
يا هُو يا من لا هُوَ الّا هُو
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني
برادر گرامی! ذكر، سيره عملى انبيا و ائمه اطهار (ع) و اولياى خداست، و انسان به وسيله ذكر، خود را در سه عالم (دنيا و برزخ و قيامت ) بيمه مى كند.
حديث قدسى است كه هر گاه بنده اى ملاقات با من را دوست بدارد، من نيز ملاقات با او را دوست مى دارم و هر گاه پيش خود مرا ياد كند، او را پيش خود ياد كنم و هر گاه در ميان گروهى يادم كند، او را در ميان جمع بهتر از آن گروه يادش كنم و هر گاه بنده ام به اندازه يك وجب به من نزديك شود، به اندازه يك ذراع به او نزديك شوم و هر گاه به قدر ذراعى به من تقرب جويد، به اندازه باعى (باع واحد طول است از سر انگشت دست راست تا سر انگشت دست چپ، آن گاه كه دستها را افقى به طرفين باز كنند) به او نزديك مى شوم.
ذكر خدا آن قدر داراى اهميت است كه خداوند سبحان هم به مردان و هم زنان توصيه فرموده كه زياد ذكر بگوييد و غافل نشويد:"والذاكرين الله كثيرا و الذاكرات".(1) مردانى كه بسيار به ياد خداوند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند.
در جاى ديگر به مؤ منين توصيه مى فرمايد: "يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا".(2)اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا را بسيار ياد كنيد.
حضرت على (ع ) فرمود:" من ذكر الله ذكره ".(3) هر كه در ياد خدا باشد، خداوند او را ياد كند.
اسمأعظم؛ يا هُوَ يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ (ذكر غلبه بر دشمنان):
در كتاب توحيد صدوق از أميرالمؤمنين(ع)روايت است كه فرمود:
"رَأَيْتُ الْخِضْرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِيالْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ ، فَقُلْتُ لَهُ: عَلِّمْنِي شَيْئًا أُنْصَرُ بِهِ عَلَي الاعْدَآءِ ! فَقَالَ: قُلْ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ! فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَي رَسُولِ اللَهِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ فَقَالَ لِي: يَا عَلِيُّ ! عُلِّمْتَ الاِسْمَ الاعْظَمَ ! فَكَانَ عَلَي لِسَانِ ييَوْمَ بَدْرٍ .
وَ إنَّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَرَ: قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ . فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ، اغْفِرْلِي وَ انْصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ !"(4)
«من حضرت خضر )ع( را در خواب، يكشب مانده به غزوۀ بدر ديدم، و به او گفتم: چيزي به من تعليم نما تا بدان چيز بر دشمنان ظفر يابم!
خضر گفت: بگو: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ! (اي هُويّت مطلقۀ عامّه! اي كسي كه هويّتي در عالمْ وجود ندارد بجز هويّت او!) چون شب را به صبح آوردم آن رؤيا را بر رسول خدا )ص( حكايت كردم. رسول خدا به من گفت: اي عليّ ! اين اسم اعظم حقّ است كه به تو تعليم شده است ! و آن ذكر بر زبان من در روز معركۀ بدر جاري بود.
و أميرالمؤمنين(ع)سورۀ قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ را قرائت كرد، و چون فارغ شد گفت:يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اي هويّت مطلقۀ عامّه! اي كسي كه هويّتي در عالم وجود ندارد بجز هويّت او!) غفران ترا شامل حالم بفرما! و مرا بر گروه كافران پيروزي ده!»
نکته پایانی! برای تقویت روحتان به أذکار عمومی(همانند صلوات، لاحول و لا قوه الا بالله، تسبحات حضرت زهرا )س(و ...) پناه ببرید و از گفتن ذکرهایی که باید توسط أساتید أخلاق(که با توجه به معرفت و نیاز أشخاص داده می شود)تإیید شود، بپرهیزید، زیرا گفتن بعضی از ذکرها برای انسان ضرر دارد و سعۀ وجودی انسان در آن لحاظ نشده است! این ذکر هم از أذکار خاصی است که أساتید أخلاق باید اجازۀ آن را صادر کنند.
برادر گرامی! برای مطالعۀ بیشتر به کتاب تفسیر نمونۀ آیت الله مکارم شیرازی جلد27، مراجعه فرمایید.
پی نوشت ها:
1.أحزاب(33) آیه35.
2.أحزاب(33) آیه41.
3. تميمى آمدى،عبدالواحدبن محمد،تصنيف غررالحكم ودررالكلم،ص188،دفترتبليغات؛چاپ اول؛قم؛1366ش.
4. آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني، اللهشناسي، ج3ص266، قسمت دوازدهم: تفسیر سوره توحید، اسم اعظم، معنای صمد، انبیا و منطق عقل.






