این امر می تواند در مورد افراد مختلف وضعیت متفاوتی داشته باشد. در یک نگاه کلی، می توان گفت: حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه به حال کسی است که برای رسیدگی اعمالی که از وی سرزده، به یک سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته، به تنظیم و تکمیل پرونده‌اش بپردازند. ‌آن گاه در انتظار محاکمه دربازداشت به سربرد.
روح انسان در برزخ به صورتی که در دنیا زندگی می‌کرد، به سر می‌برد. اگر از نیکان است، از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می‌شود. اگر از بدان است، در نقمت و عذاب و مصاحبت شیاطین و پیشوایان گمراه می‌گذارند. (1)
در واقع، انسان بعد از مرگ در عالم برزخ بر سر سفره اعمال خود مهمان است. منتظر برپایی قیامت و رسیدگی به عمل خود به سر می‌برد. کار خاصی نمی‌تواند انجام دهد. اما همین گذران وضعیت برزخ، در مورد افراد مختلف وضعیت متفاوتی می تواند داشته باشد؛ یعنی در مورد کسانی که در نهایت خالد در عذاب خواهند بود، عذاب برزخی تخفیفی از عذاب اخروی محسوب نمی شود و آن ها در نهایت هم تا ابد در عذاب خواهند بود؛ اما در مورد مؤمنان گنهکار، وضعیت متفاوت است.
چنین افرادی که از ایمان قوی برخوردار نبودند و کاستی‌ها و گناهانی هم در کنار ایمان و اعمال صالحشان داشتند، فلسفه عذاب برزخی آنان برای آن است که آمادگی حضور در عالم قیامت را پیدا کنند و وارد بهشت شوند و عذاب‌های برزخی سبب پاک شدن ایشان از گناهانی را که داشتند، فراهم آورد تا وقتی در محشر و عالم قیامت حضور پیدا کردند، کیفر دیگری نداشته باشند و پاک و پاکیزه وارد بهشت شوند. (2)
در نتیجه، می توان گفت عذابی که این دسته از افراد در برزخ به عنوان فشار قبر یا مانند آن تحمل می کنند، از نامه اعمال آنان پاک شده و در قیامت دیگر عذابی را به جهت آن تحمل نمی کنند، همان گونه که بسیاری از سختی ها و رنج های دنیا کفاره بسیاری از گناهان انسان محسوب شده و معادل عذاب اخروی فرد در قیامت است. (3)
پی‌ نوشت ‌ها:
1. شیعه در اسلام، ص 100 ـ 101، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1348ش.
2. رک: ترجمه تفسير الميزان، موسوى همدانى، سيد محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1374 ش، ج 1، ص 278.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، 1404 ه ق، ج 59، ص 106.