سلام عده فوت برای زن 4 ماه و ده روز هست که تو این مدت زن نمی تونه ازدواج کنه و همینطور نباید ارایش کنه و لباسهای شاد بپوشه،اینطوری هم که من فهمیدم علتش احترام به همسر هست حالا سوال من اینه اگر بحث احترام هست پس چرا مرد بلافاصله بعد از فوت زنش می تونه ازدواج کنه!!؟گذشته از بحث ازدواج حالا جرا زن نمی تونه ارایش کنه و لباس شاد بپوشه و باید عزادار باشه؟مثلا دختری که همش چندماهه با پسری عقد کرده و هنوز همخونه هم نشدن و انچنان هم وابسته ی عاطفی نشدن چرا این دختر باید بیش از یک سوم سال نتونه لباس رنگی بپوشه و عطر بزنه شاید توی جامعه و اقوام منطقی باشه اما وقتی کسی اون دختر را نمی بینه دیگه چرا!!؟

در ابتدا توجه به يك نكته کلی و اساسی در باره فلسفه احکام ضروري است: احكام بر خلاف اعتقادات،‌ توقیفی‌ و تعبدي است و هيچ گاه نبايد انتظار داشت ما به تمامي حكمت ها و مصالح يك حكم پي ببريم؛ چرا كه ممكن‌ است‌ درمجموع، از مصالح‌ یا مفاسد یك‌ حكم‌، برخی‌ را درك و برخي ديگر را درك‌ نكنیم. مثلاً با كدام كنكاش عقلي مي توان به فلسفه سه ركعتي بودن نماز مغرب، ولي چهار ركعتي بودن نماز عشا پي برد بر این اساس،‌ خداوند كه خالق انسانهاست با احاطه به تمام شؤنات بشر و نيازها و ضرورتهاي آنها در آخرت احكام شرعي را بيان فرموده است انتظار آنکه انسان محدود،‌ بتواند فلسفه جزء جزء‌ احکام را درك كند امری غیر منطقی است و فلسفه آمدن پيامبران هم همين بوده است.
برخی از احکام ریشه در فطرت انسانها داشته و مطابق با روحیات نوعی افراد بیان شده است براین اساس از آنجا كه ازدواج فورى زن با همسر ديگر ، با مشخص شدن رحم از نطفه همسر پيشين و حفظ احترام شوهر سابق سازگار نبوده و موجب جريحه ‏دار ساختن عواطف بستگان متوفى می باشد، اسلام حکم به نگهداری عده وفات برای زن داده است که البته چنین تفکر و احساسی حتی در زمان قبل از تشریع این حکم وجود داشته است. چرا که این حکم زمانی نازل شده که برخی از فرهنگ ها پس از مرگ شوهر، زن را آتش زده و يا بعضى او را با مرد دفن مى‏كردند و در پاره‏اى از مناطق زنها موظف بودند. مدتى كنار قبر شوهر زير خيمه سياه و چركين با لباسهاى مندرس و كثيف دور از هر گونه آرايش و زيور و حتى شستشو به سر برده و بدين وضع شب و روز خود را بگذرانند(1) حال اسلام براي حفظ حریم خانواده و دوری زن از نگاههای آلوده و همچنین حفظ حرمت بستگان شوهر، هر گونه افراط و تفریط را باطل دانسته و ازدواج زن را مشروط به گذراندن مدتی خاص کرده است. لذا ترک زینت(حداد ) از سویى نوعى اظهار تأسف بر مرگ شوهر و از دست دادنِ پیوند ازدواج و مصاحبت با همسر بوده و بیانگر وجود وفادارى و رابطه احترام‌آمیز میان زوجین است و از سوى دیگر، حافظ عفت عمومى جامعه و حریم زن در برابر مردان بیگانه است و طبیعی است که در این میان تفاوتی میان حضور در جمع و غیر آن و يا گذشت چند ماه و چند سال ندارد به علاوه آنكه اسلام براي اصل خانواده احترامي خاص قائل است.
حال در اين ميان اگر چه شاید گذشت زمان و انتظار، برای مرد نیز ، احترام زن و يا خانواده محسوب شود،اما معتقديم اسلام به خاطر مصلحتهاي مهمتر و رفع نيازهاي طبيعي مرد، وي را استثناء كرده و قانوني الزام آور براي او قرار نداده است. چرا كه به هیچ عنوان نوع نیازی که مرد حتی در بدترین شرائط به زن داشته، قابل مقایسه با زن نیست و بر همین اساس است که قبح ازدواج فوری مرد بعد همسر اول به مراتب کمتر از ازدواج زن حتی در جوامع غیر اسلامی است. بنابراين برخي از دلائل بيان شده مانند احترام به زن و كانون خانواده و...را منحصر در زن ندانسته و براي مرد نيز منطبق مي دانيم. اما معتقديم به دلائل مطرح شده، مرد استثناء شده و قانوني الزام اور براي وي مقرر نشده است.
البته توجه داشته باشید که احکام اسلامی مانند تمام قوانین عادی ، بر اساس نیاز نوع زنان و مردان طراحی شده است و استثناء بودن برخی، خللی در صحت و کلیت اصل حکم وارد نمی آورد به علاوه آنکه در برخی از موارد، خداوند برای زن احکام خاصی قرار داده که در نگاه اول نوعی تبعیض و برتری زن بر مرد مشاهده می شود و حال آنکه با نگاهی دقیق حتی در آن موارد نیز مصلحت و نیاز عمومی در نظر گرفته شده است مثلاً با کدام تحلیل عقلی یقینی تمام نفقه زن چه در صورت استقلال مالی و در آمدی خاص از جانب زن و یا عدم آن، برعهده مرد واجب است. (2)
پی نوشت ها:
1.مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ه.ش، ج 2،ص 193.
2.ر.ك، امام خمینی(ره )، ترجمه تحریرالوسیله،چ دفتر انتشارات اسلامی،قم 1386 ه ش ،ج 3 ،ص 559.