باسلام-پس ازولادت مبارك حضرت علي ايشان پس ازقرارگرفتن درنزدپيامبر كتب آسماني ازجمله تورات وانجيل وزبور و... وهمچنين قرآن را قراعت نموده اند. اين مسئله كه قبل ازبعثت ونزول قرآن است چطور ممكن است؟؟؟
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني
از برخی روایات استفاده می شود که امام صادق(ع) از پدران خود گزارش داد: فاطمه بنت اسد در هنگام ولادت علی(ع) در مقابل خانه خدا ایستاد و رو به سوی آسمان کرد و گفت: ای پروردگار، من به تو و به آنچه که از جانب تو آمده و به همة کتابهای آسمان ایمان دارم، پس تو را به این خانه قسم میدهم و به این فرزندی که در شکم دارم با من حرف میزند و مأنوس من میباشد و من یقین دارم که او یکی از نشانههای تو است، قسم می دهم که ولادت را بر من آسان گردان...
بعد از تولد امام علی، پیامبر(ص) وارد خانة فاطمه بنت اسد شد، در آن حال علی(ع) به چهره پیامبر(ص) تبسم نمود و گفت: «السلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته» و سپس گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم: قد أفلح المؤمنون»، سپس پیامبر فرمود: «قد أفلحوا بک» یعنی مؤمنان به واسطة تو به رستگاری رسیدهاند.(1)
این مطلب در برخی روایات و متون دیگر نیز آمده است، بدینسان میتوان گفت قرآن خواندن علی(ع) بعد از ولادت اشکال ندارد.
در خصوص این دسته از روایات احتمالات متعددی وجود دارد، یکی از احتمالات آن است که این روایات و یا روایات مانند آنها ناظر بر وجود قرآن در لوح محفوظ باشد که پیامبر اسلام قبل از بعثت از آن آگاهی داشته و بر علی(ع) نیز الهام شده بود. چنان که پیامبر(ص) در خصوص قلمرو آگاهی امام علی(ع) فرمود: "انک تسمع ماأسمعُ وتری ما أری الا أنّک لستُ بنبی؛ّ میشنوی آن چه میشنوم و آن چه میبینم، تو هم میبینی، جز این که تو پیامبر نیستی".(2)
احتمال دوم این است که این روایات ناظر بر کرامت علی(ع) باشد. بدین معنا که حضرت آیه و یا آیاتی را که بعداً بر پیامبر نازل میشد، تلاوت نموده است و این یکی از کرامات حضرت محسوب میشود، همان گونه که خداوند که به حضرت عیسی(ع) قدرت داد در گهواره تکلم نماید. همان خداوند میتواند به علی(ع) این قدرت را بدهد، آیهای را که بعداً بر پیامبر(ص) نازل میشود بخواند. بنابراین بین خواندن آیهای توسط علی(ع) در هنگام ولادت و نزول قرآن به صورت دفعی و تدریجی بعد از بعثت منافات نیست.
پینوشتها:
1مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج 35، ص 37.
2.سيدرضي، نهج البلاغه، دارالهجره، قم، بي تا، خطبه 192،






