آداب قرائت قرآن را به دو دسته ظاهري و باطني مي توان تقسيم نمود:
آنچه به عنوان «ادب ظاهريِ» تلاوت، در روايات و كلام بزرگان مطرح است، رعايت نكاتي است كه به كيفيت خواندن، نشستن، تلفّظ، طهارت، وقار، جهت گيري و... مربوط مي شود.
«ادب باطني» هم بيشتر به حالت دروني و خشوع قلبي و توجّه به اينكه در محضر خداييم و قرآن، منشور پروردگار و فرمان آسمان است و ما مخاطب اين كتابيم و اوامر و نواهي آن متوجّه ماست و اين گونه مسائل مربوط مي شود.
براي حضور در محضر قرآن، مراعات هر دو «ادب» ضروري است، تا از هدايت و نور قرآن بهره مند شويم.
اكنون به إختصار به اين آداب اشاره مي كنيم:
الف: آداب ظاهري:
1. پاكي و طهارت و وضو
اميرمؤمنان (ع)مي فرمايد:«لايَقْرَء الْعَبْدُ القُرآنَ حَتَّي يَتَطَهَّر»(1) «بنده، وقتي كه وضو ندارد، قرآن نخواند تا آنكه وضو بگيرد و طهارت يابد.»
البته قرائت بي وضو حرام نيست؛ ولي رعايت احترام كلام خدا، به داشتن وضو هنگام تلاوت است. علاوه بر اينكه ممكن است در حين قرائت دست انسان به خط قرآن برسد و براي اين امر وضو داشتن واجب است.
2. مسواك
در حديثي از رسول خدا (ص) مي خوانيم:« أَفْواهُكُمْ طُرُقٌ مِنْ طُرُقِ رَبِّكُمْ، فَنَظِّفُوها» (2)
« دهان هاي شما راههايي از راههاي خداست، پس آنها را تميز كنيد.»
3. نگاه
نگاه به صفحه قرآن، عبادت است.
در حديثي از رسول خدا (ص) مي خوانيم:« النَّظَرُ فِي ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ عِبَادَةٌ- النَّظَرُ فِي وَجْهِ الْوَالِدَيْنِ وَ فِي الْمُصْحَفِ وَ فِي الْبَحْرِ.»(3)
« نگاه كردن به سه چيز عبادت است: نگريستن به صورت پدر و مادر، و به قرآن، و به دريا.»
4. سكوت هنگام شنيدن
قرآن كريم دستور مي دهد كه «وَإِذا قُرِءَ القُرآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا»(4)«چون قرآن خوانده شود، گوش فرا دهيد و سكوت كنيد.»
بين «استماع» و «انصات» فرق است و انصات، سكوت همراه با توجّه، تأمّل و تدبّر است.
اين رهنمود قرآني، در سخن اهل بيت عليهم السلام هم آمده است. امام صادق (ع) مي فرمايد:
«اِذا قُرِءَ عِنْدَكَ القُرآنُ، وَجَبَ عَلَيكَ اْلاِنْصاتُ وَالإِسْتِماعُ »(5) « هرگاه نزد تو قرآن بخوانند، بر تو واجب است كه سكوت و توجّه كني.»
5. صداي خوب
خواندن قرآن با صداي زيبا، هم بر زيبايي و جاذبه آن مي افزايد، هم بر تأثير گذاريش بر دلها مي افزايد. بر عكس، بدخواندن آن عامل گريز است. به قول سعدي:
گر تو قرآن بدين نمط خواني***ببري رونق مسلماني
پيامبر اكرم (ص) فرمود: «لِكُلِّ شئٍ حِلْيةٌ وَ حِليةُ القُرآنِ الصَّوتُ الحَسَنِ »(6) « هر چيزي زينتي دارد و زينت و آراستگي قرآن، صداي خوب است».
6. دعاي قبل از خواندن قرآن
از آداب ديگر قرائت، نيايش و دعاي پيش از تلاوت است. اين نكته نيز در سيره امامان معصوم عليهم السلام مشهود است. دعاهاي قبل از تلاوت، كه از ائمّه روايت شده ، گواه اين ادّعاست. همچنين دعاي ختم قرآن و در پايان تلاوت، كه از امامان ما، از جمله امام صادق و امام سجاد عليهما السلام نقل شده است.
7. استعاذه
گفتنِ «أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم» و پناه بردن به خدا از شرّ شيطان، از ديگر توصيه هاي اهل بيت عليهم السلام براي تلاوت است و اين الهام گرفته از خود قرآن است كه مي فرمايد: «وَإذا قَرَأتَ القُرآنَ فَاستَعِذْ بِالله مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم»(7) « هنگامى كه قرآن مى‏خوانى، از شرّ شيطان مطرود، به خدا پناه بر.»
علاوه بر موارد مذكور خواندنِ با لحن عربي در تلاوت، خواندن به ترتيب سوره ها و آيات، فصيح و روشن خواندن آيات، هميشه قرآن خواندن، ترويج قرآن خواني در خانه ها، ثواب قرائت قرآن از حفظ، ختم قرآن و امثال اينها، از جمله آداب ديگري است كه شرح و بسط آنها به طول مي انجامد و به اين مقدار بسنده مي كنيم.
ب: آداب باطني:
1. تدبّر در آيات
خداوند متعال مي فرمايد:«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب» (8)« اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كرده‏ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند.»
هدف از نزول اين كتاب بزرگ اين نبوده كه تنها به تلاوت و لقلقه زبان قناعت كنند. بلكه هدف اين بوده كه آياتش سرچشمه فكر و انديشه، و مايه بيدارى وجدانها گردد و آن نيز به نوبه خود حركتى در مسير عمل بيافريند.
روخواني سطحي بدون توجّه به مضمون پيام الهي، بي احترامي به كتاب خداست.
از امام سجّاد(ع) روايت شده است:
«آياتُ القُرآنِ خَزائِنٌ، فَكُلَّما فَتَحْتَ خَزانَةً يَنْبَغي لَكَ أَن تَنْظُرَ ما فيها» (9) «آيات قرآن گنجينه هايي است كه هرگاه يكي از اين گنج ها را گشودي، سزاوار است كه به آنچه در آن است، نيكو بنگري.»
2. رقّت قلب و خشوع دل
امام صادق (ع)مي فرمايد:
«مَنْ قَرَءَ القرآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلَّهِ وَ لَمْ يَرِقَّ قَلْبُهُ ولا يَكْتَسي حُزْناً و وَجَلاً في سِرِّهِ، فَقَدِ اسْتَهانَ بِعَظيمِ شَأْنِ اللهِ تَعالي» (10)
« هركس قرآن بخواند، امّا در برابر خدا خاضع نگردد و در دلش احساس رقّت و حزن و خوف نيابد، عظمت شأن الهي را سبك شمرده است.»
3. پذيرش اوامر و نواهي
در كلام امام صادق (ع)چنين آمده است:
«فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتابَ رَبِّكَ وَ مَنشُورَ وَلايَتِكَ، وَ كَيْفَ تُجيبُ أوامِرَهُ وَ نَواهِيَهُ وَ كَيْفَ تَمْتَثِلُ حُدُودَهُ، فَإِنَّهُ كِتابٌ عَزِيزٌ لايَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَينِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ، فَرَتِّلْهُ تَرْتيلاً وَ قِفْ عِندَ وَعْدِهِ وَ وَعيدِهِ، وَ تَفَكَّرْ فِي أَمْثالِهِ وَ مَواعِظِهِ وَاحْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إقامَتِكَ حُرُوفَهُ في إِضاعَةِ حُدُودِهِ» (11)
«بنگر چگونه نامه پروردگارت و منشور ولايتت را مي خواني و چگونه امرها و نهي هاي او را پاسخ مي دهي و چگونه از حدود الهي فرمانبرداري مي كني، كه اين قرآن كتابي است استوار كه نه از پيش رو و نه از پشت سر، از هيچ طرف، باطلي سراغ آن نمي آيد، نازل شده اي از سوي خداي حكيم و ستوده است. پس آن را به نيكي تلاوت كن، هنگام (برخورد با) وعده و وعيدش درنگ كن و در مَثَل ها و موعظه هايش بينديش، و پرهيز از اين كه با مراعات حروف، به تباه ساختن حدود آن بيفتي!»
اين تعبير آخرين، به راستي كه شگفت است، برخي در قرائت، تنها به اداي صحيح مخارج حروف و رعايت قواعد تجويد و لحن و صوت مي انديشند، امّا حقيقت قرآن را مورد بي مهري و بي اعتنايي قرار مي دهند. اين همان «اقامه حروف» و «اضاعه حدود» و پرداختن به پوست و غفلت از مغز است!
4. قرآن محوري
در روايات متعدّد آمده كه قرآن را امام و قائد قرار دهيد، نه آنكه آن را به دنبال خود بكشيد. پيامبر خاتم در اين زمينه مي فرمايد:
«در فتنه هاي تاريك به قرآن چنگ زنيد كه شفيع شما است... هركس قرآن را جلوي خود قرار دهد، قرآن او را به سمت و سوي بهشت رهبري مي كند، امّا هركس قرآن را پشت سر خويش قرار دهد، او را به طرف آتش سوق مي دهد. قرآن راهنما به بهترين راه است... : «مَنْ جَعَلَهُ أَمامَهُ قادَهُ إِليَ الجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ ساقَهُ اِليَ النَّارِ، وَ هُوَ الدَّليلُ يَدُلُّ عَلي خَيرِ سَبيلٍ...»(12)
5. توجّه به كيفيّت، بيش از كميّت
هرچند كه زياد قرآن خواندن و ختم قرآن، يك فضيلت است و پيشوايان دين، چنين مي كرده اند، امّا از آداب باطني آن است كه به كيفيّت، بيش از كميّت توجّه شود. «چگونه خواندن»، مهم تر از«چه قدر خواندن» است. ائمّه در عين آن كه كثرت تلاوت داشتند، تدبّر در آيات هم داشتند و قرآن با دل و جانشان همنوا و عجين مي شد.
حضرت امير(ع)توصيه كرده است كه: قرآن را روشن و استوار بخوانيد و با ضربه هاي اثرگذار قرآن، بر دلهاي سنگي و قساوت گرفته خويش بكوبيد، باشد كه تكان بخورد و اثر پذيرد و همه فكر و همّت شما اين نباشد كه به آخر سوره برسيد: «وَلكِنِ ِ اقْرَعُوا بِهِ قُلُوبَكُمُ الْقاسيَّةَ وَلايَكُنْ هَمُّ أحَدِكُمْ آخِرَالسُّورَةَ»(13).
اميد است كه با الهام از رهنمودهاي «اهل بيت عليهم السلام»، در آستان قرآن با «ادب ظاهري و باطني» حضور يابيم و جرعه هاي حكمت و هدايت وحي را در جام وجودمان بريزيم و از اين مِشكات عرشي، روشندل گرديم.(14)
پي نوشت ها:
1. شيخ صدوق، خصال، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1362ش، ، ج‏2، ص 627.
2. همان‏، من لا يحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسین، 1404ق، ج‏1، ص 53.
3. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء ، سال 1404 هـ ق، ج‏10، ص 368.
4. أعراف(7)، آيه 204.
5. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال 1409 هـ.ق، ج‏6، ص 214.
6. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية‌، 1407 ه‍ ق‌، ج‏2، ص 615.
7. نحل(16)، آيه 98.
8. ص(38)، آيه 29.
9 .كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية‌، 1407 ه‍ ق‌، ج‏2، ص 609.
10. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، سال 1404 هـ ق، ج‏82، ص 43.
11. همان، ص 44.
12. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية‌، 1407 ه‍ ق‌، ج‏2، ص 99.
13. همان، ص 614.
14. براي مطالعه تفصيلي ر.ك: جواد محدثي، مقاله«ادب قرائت قرآن در سخن و سيره امامان(ع)»، فصلنامه فرهنگ كوثر، شماره 63.