با سلام!

ایا شیعیان به دیدار خداوند در عرش کبریایی اعتقاد دارند ؟ایا انها خداوند را دیده می توانند؟اگر نمی توانند ببینند پس چگونه یقین می یابند که پرودگارشان روبروی انان است و با انان صحبت می کند؟

توضیحات بیشتر در این مورد می خواهم.

با تشکر.

در باره فراز اول پرسش باید گفت شیعان به رویت خداوند در عرش اعتقادی ندارد.(1) و براساس آموزه متعالی؛ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ(2) چشم‌ها او را در نمی‌یابد و اوست که دیدگان را در می‌یابد». دیدار حسی خداوند برای هیچ کسی میسور نیست. لذا شعیان هم به آن اعتقاد ندارند.
در باره فراز دوم پرسش باید گفت: شیعان خداوند را با دیده سر نمی توانند بیبند و چنین ادعای هم ندارند. ولی با دیده جان و حقایق ایمانی او را درک نموده و از این طریق به او یقین حاصل می کنند. و در این رابطه در آموزه های شیعی سخن بسیار گفته شده از جمله حضرت امیر فرمود: « چشم‌ها او را آشکار نبیند، لکن دل‌ها به حقیقت‌های ایمان درکش کند».(3) این رؤیت قلبی و ایمانی خدا برای همه انسان‌های کامل و اهل ایمان میسور است، لذا در دعای عرفه امام حسین(ع) به طور مطلق دربارة رؤیت قلبی خداوند آمده است:
«عَمِیَت عینٌ لا تراک علیها رقیباً؛(4) کور است چشمی که تو را در عالم و جهان هستی نمی‌بیند». مراد از دیدن خدا، دیدن حسی و بصری نیست، بلکه مراد دیدن با چشم دل و نور ایمان است..
چه این که این نوع دیدن (دیدن با چشم دل ) دارای مراتب مختلف است. عالی‌ترین مرتبة آن برای حضرات معصومین(ع) میسور است و مراتب نازلة آن ممکن است نصیب افراد صالح و مومن نیز بشود.
وهم چنین باید توجه داشت مراد از رؤیت حق تعالى رؤیت ذات غیب الغیوبی نیست. چون شهود ذات محال است. لذا در آموزه‌های عرفانی آمده:
عنقا شکار کس نشود دام بازچین+ کانجا همیشه باد به دست است دام را(5)
بلکه مراد رؤیت اسمایی و مظاهر اسما و صفات الهی و آیات و نشانه‌های وجود حق تعالى است. این نوع رؤیت در مراتب پایین برای همگان به نحوی میسور خواهد بود:
«أینما تولّوا فثمّ وجه الله؛(6) هر طرفی رو کنید، وجه خداوند را مشاهده می‌کنید».
و درباره همین نوع رؤیت که دیدن وجه الله است، گفته شده:
به دریا بنگرم دریات وینم به صحرا بنگرم صحرات وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت جمال از روی زیبات وینم
بنابر این در نگاه شیعیان خداوند با چشم سر قابل دیدن نیست. ولی با دیده دل درک می شود. چه این که اگر احیانا سخن از گفتگوی حضوری با خداوند مطرح است از این باب است که خدا در همه جا حاضر و ناظر است. لذا در دعا ها به صورت مخاطب و گفتگوی حضوری با او سخن می گویم و یا در نماز می گویم: ایاک .....(فقط ترا ....) و او نیز در قرآن با مومنین به طور خطاب و با صیغه مخاطب سخن گفته است. نظیر جمله :( یا ایها الذین امنوا .....) که در قرآن فراوان آمده (7) بنابر این گرچه شیعان مدعی گفتگوی رو در رو با خدا نیستند. ولی چون بر اساس آموزه های دینی خدا را حا ضر و ناظر بر خود می دانند و نه غایب از خود، لذا در دعا و مانند آن به صورت خطاب با او سخن می گویند .
پی‌نوشت‌ها:
1. علامه حلی کشف المرادنشر موسسه نشر اسلامی، قم ، بی تا ، ص296.
2. انعام (6) آیه 103.
3. نهج البلاغه، خطبه 179.
4. مفاتیح الجنان، دعای امام حسین(ع) در روز عرفه. نشر بلاغت، تهران، بی تا، ص321.
5. دیوان حافظ، ص 8.
6. بقره (2) آیه 115.
7. توبه (9) آیه آیه 38.