با سلام
چگونه میتوان معرفت خود را نسبت به خود و امام زمان وخدا افزایش داد لطفا به طور کامل وجامع شرح دهید
2- چگونه ی توان دین خود را حفظ کرد وبا دین کامل از دنیا رفت به خصوص با این مشکلات ومصائب و اینکه جایگاه حفظ دین در قرآن وروایات چیست لطفا به طور کامل شرح دهید
3- آیا درست است که در حکومت حضرت مهدی عج هیچکس دیگر ظلم نمی کند وشیطان به دست امام زمان کشته می شود وآیا درست است که امام زمان کشته می شود اگر درست است آیا باهم منافات ندارد یعنی اگر شیطان کشته می شود و همه مردم خدایی می شوند پس چگونه امام زمان کشته می شود
4- آیا حقوق بگیران که هر ماه حقوق می گیرند واینکه هیچ یک از حقوقاشان یک سال باقی نمی ماند آیا به حقوقشان خمس تعلق می گیرد واینکه مبنا سال خمسی در حقوق بگیران چیست آیاهر ماهی که واریز می کنند است (تمام مراجع)
3- اگر کسی برای خرید خانه نتواند یک مرتبه پول آن را بدهد ومجبور باشد چندین سال پول جمع کند تا خانه بخرد واینکه مثلا برای مراسم عروسی فرزندش پول جمع کند آیا به این مال خمس تعلق می گیرد واینکه پولی که برای ثبت نام حج واریز می کنیم وممکن است برای اعزام چندین سال طول بکشد آیا به این سپردهخمس می گیرد(تمام مراجع)

پرسش 1:
چند سئوال شرح با سلام چگونه مي توان معرفت خود را نسبت به خود و امام زمان و خدا افزايش داد لطفا به طور کامل و جامع شرح دهيد/ چگونه مي توان دين خود را حفظ کرد و با دين کامل از دنيا رفت به خصوص با اين مشکلات و مصائب و اينکه جايگاه حفظ دين در قرآن و روايات چيست لطفا به طور کامل شرح دهيد؟
پاسخ:

شناخت واقعي درهر موضوعي در صورتي امکان دارد که شخص بتواند احاطه کامل به ذات و صفات آن موضوع پيدا کند. انساني که ذات و صفاتش از هر جهت محدود است، هرگز نمي‌تواند به ذات و صفات نامحدود حق‌تعالي، احاطه پيدا کند، آن چنان که پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايد: "َ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك...‏"(1)ما تو را آنگونه كه سزاوار معرفت تو است نشناختيم..."
البته براي رسيدن به شناخت نسبي در اين زمينه راه هاي مختلفي وجود دارد که ما به برخي از آنها اشاره مي کنيم:
1- مطالعه آفاق و انفس. مطالعه جهان به صورت مشاهده و تجربه و دقت و پيگيري غايت گرايانه پديده هاي هستي مي تواند ما را به شناخت هر چه بيشتر خالق هستي رهنمون ساخته و شناخت و معرفت ما را به مبدا هستي، عميق تر و وسيع تر كند. همچنين مطالعه انسان به عنوان عالم صغير كه در او عالم كبير( جهان ) جمع شده است.
در اين رابطه آيات و روايات متعددي وارد شده است و ما را براي شناخت بهتر و واقعي تر خداي خالق هستي و انسان به مطالعه جهان هستي و نفس انسان، ترغيب و تشويق مي كنند.
قرآن كريم مي فرمايد: « سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ » "به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است. آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است."(2) يا در آيه ديگر مي فرمايد :« أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في‏ مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون»"آيا در حكومت و نظام آسمانها و زمين، و آنچه خدا آفريده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نيفكندند.(و آيا در اين نيز انديشه نكردند كه) شايد پايان زندگى آنها نزديك شده باشد. (اگر به اين كتاب آسمانى روشن ايمان نياورند،) بعد از آن به كدام سخن ايمان خواهند آورد."(3)
در اهميت نفس شناسي نيز از پيامبر اكرم (ص) روايت شده است كه مي فرمايد:‌« من عرف نفسه فقد عرف ربه ... » " هر كس نفس خود را بشناسد به تحقيق پروردگار خويش را شناخته است ... " (4)
2- مطالعات نظري و علمي در باب توحيد و علم خدا شناسي.
اين گونه مطالعات نيز به تصحيح اعتقادات از خرافات و امور غير واقعي كمك مي كند و انسان را به سوي اعتقاد حق هدايت مي كند.
البته توجه داشته باشيد تمام اين مطالعات و دقت ها زماني تبديل به ايمان شده و داراي اهميت است كه با عمل صالح و دوري از گناه همراه باشد والا بر گمراهي و ضلالت انسان خواهد افزود. در موارد مختلف در قرآن كريم خداي متعال شاهراه اصلي رسيدن انسان ها به ايمان حقيقي و برخورداري از هدايت الهي را تقوا و عمل صالح مي خواند. همينطور تقوا را راهي براي رسيدن به علم حقيقي معرفي مي كند. «‌ ْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ » " از خدا بپرهيزيد! و خداوند به شما تعليم مى‏دهد."(5)
و اما شناخت و معرفت به ائمه نيز از دو راه امكان پذير است:
1. مطالعه تاريخ زندگاني آنان:
مطالعه سرگذشت و سيره آنان؛ خصوصاً در باب فضايل، مناقب و خصوصيات آنان - از قبيل: شجاعت، مردانگي، ايثار، تواضع، صبر، فرزانگي و... - انسان را متوجه مقام والاي آن بزرگواران مي کند و جذبه و کشش خاصي نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاکم مي شود.
2. مطالعه و تفکّر در سخنان ايشان:
اسلام تفکر را موجب بصيرت،دعوت کننده به عمل نيک، پديد آورنده نور ، نشانه حيات و زنده بودن قلب بصير مي داند.
مطالعه و تفکّر در آثار فکري امامان، هر چند کار مشکلي به نظر مي رسد؛ ولي بسيار سودمند است. اين امر علاوه بر آن که باعث شناخت شخصيت آن بزرگواران و ايجاد محبت آنان در دل مي شود؛ سرمايه بزرگي براي روح بشر به شمار مي رود.
در رابطه با حفظ دين و ايمان توجه داشته باشيد که ايمان دو جنبه دارد : نظري و عملي.
اولين درجه ايمان نظري شناخت و معرفت خدا و اعتقاد به وحدانيت او و عقيده بر اين که نظام هستي بسته به تدبير و اراده او و متحرک به قدرت قيّومي او است و همه موجودات در پيدايش و بقا و هستي خويش به او نيازمندند. پس از آن ، اعتقاد به فرشتگان به عنوان کارگزاران خداوند در نظام هستي و عقيده به وحي و نبوت همه انبيا از حضرت آدم تا حضرت خاتم النّبيّين و اعتقاد به عالم برزخ و قيامت کبري و حساب و کتاب ، حشر و نشر و بهشت و جهنم از شعبه هاي ايمان نظري است حال در چنين حالتي شخص با کسب معرفت بيشتر ايمان و اعتقاد خود در معارف بيان شده را تقويت کرده و در نتيجه هرگونه شک و شبهه را در اين زمينه از بين مي برد .
ايمان عملي : ايمان عملي ثمره ايمان نظري و ميوه شناخت و آگاهي از حقيقت است وبا اموري تقويت مي شود که مهمترين آنها مداومت بر انجام واجبات و اطاعت از اوامر الهي است. لذا دربرخي از روايات تقواي الهي و دوري از گناهان عاملي براي تقويت ايمان معرفي شده است آن چنانکه از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: "ورع و پرهيز از گناه، ايمان را ثابت نگه مي‏دارد و طمع، ايمان را بيرون مي‏برد".(6) و يا روايتي ديگر نقل شده است که فرمود "مَنْ كَانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَأُثْبِتَ لَهُ الشَّهَادَةُ بِالنَّجَاةِ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَإِنَّمَا ذَلِكَ مُسْتَوْدَع‏".(7)آن كس كه كردارش با گفتارش موافقت دارد (و آنچه ميگويد بدان عمل كند) گواهى بنجات و رستگارى براى او ثابت شده، و هر كه كردارش موافقت با گفتارش ندارد ايمانش عاريت است.
بنابراين انجام واجبات و ترک محرمات و آراسته بودن به صفات خوب مثل: شکر، صبر، خوش اخلاقي، احسان، سخاوت، راست گويي، بردباري و پاک بدن از صفات رذيله مانند: تکبر،حسادت، بداخلاقي، عصبانيت و... موجب تقويت و پايداري دين و ايمان مي‏گردد. لذا برخي از گناهان، به عنوان عاملي براي از بين بردن ايمان معرفي شده است آنچنانکه از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود" آفَةُ الدِّينِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ (8) آفت دين حسد و خودبينى و باليدن است.
پي نوشت ها :
1.علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت،‌ موسسه الوفاء، 1404 هـ.ق، ج 68 ص 23.
2. فصلت (41)‌، آيه 53.
3.اعراف (7)،‌ آيه 185.
4.علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت،‌ موسسه الوفاء، 1404 هـ.ق،‌ ج 2، ص 32.
5.بقره(2) ،‌آيه 282.
6.محمدي ري شهري،محمد،ميزان الحکمه، چ دارالحديث،قم 1416ه ق ، ج 1، ص 200 شماره 1359 .
7-علامه مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، موسسة الوفاء، بيروت، 1404 ق،ج 2 ص 419.
8.مرحوم کليني ،الكافي،چ دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش،‌ج2، ص 307.

پرسش 2:
آيا درست است که در حکومت حضرت مهدي عج هيچکس ديگر ظلم نمي کند وشيطان به دست امام زمان کشته مي شود وآيا درست است که امام زمان کشته مي شود اگر درست است آيا باهم منافات ندارد يعني اگر شيطان کشته مي شود و همه مردم خدايي مي شوند پس چگونه امام زمان کشته مي شود؟
پاسخ:

درباره اين که مرگ شيطان کى و چگونه خواهد بود؟ آيا کسى اورا مى کشد يا خودش مى ميرد؟ روايات مختلفى وجود دارد که برخى آنها ذکر مى شود:
امام صادق(ع) مى فرمايند: « مهدي (ع) پيشاني او - شيطان - را مي گيردو گردنش را مى زند».(1)
حضرت در حديث ديگرى مى فرمايند: «شيطان بين نفخه اول و دوم صور اسرافيل مى ميرد».(2) متن اين دو روايت با يکديگر معارض است، و جمع کردن آنها با يکديگر ممکن نيست. زيرا هنگام ظهور حضرت ولى عصر(ع) تا نفخه صور بسيار فاصله است، و طبق اعتقاد شيعه بين زمان ظهور و نفخه صور رجعت نيز وجود دارد. البته دومين روايت بيشتر نقل شده است و در سند آن مؤيّداتى وجود دارد، که موجب مى شود آن را بر نخستين روايت ترجيح داد؛ پس کشته شدن شيطان توسط امام زمان دليل محکمى ندارد.
وقتى شيطان به علّت سجده نکردن بر انسان از پيشگاه خداوند رانده شد، به خداوند گفت: «به عزّتت سوگند! همه آنان را گمراه خواهم کرد.(3)
البته قرآن کريم در آيات پيشين مى فرمايد: قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنى اِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ، قَالَ فَاِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرينَ اِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ(4)؛ ابليس گقت: خداوندا! تا روزى که انسان ها برانگيخته مى شوند ،مهلت بده! فرمود: « از مهلت داده شدگانى». بنابراين خداوند درخواست شيطان را قبول نکرد، فقط به او وعده داد تا مدت معلومى زنده بماند. اين مدّت تا پيش از قيامت است. امّا اين که دقيقاً چه زمانى است، معلوم نيست. برخى مى گويند هنگام ظهور امام زمان است، برخى آن را زمان رجعت مى دانند و به باور بيشتر شيعيان و اهل سنّت، مقصود از «يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» نفخه صور است.
اما قول ديگر که مى فرمايد در زمان رجعت و توسط پيامبر کشته خواهد شد(5) دليل محکمى بر اثبات آن وجود ندارد؛ زيرا هر چند در روايت با تعابير مختلفى بيان شده است که پيغمبر يا على(ع) شيطان را مى کشد و نيروهايش با او مى جنگند و پيغمبر به کمک آنان مى آيد و شيطان را مى کشد.
اما ديدگاهى که بيشتر مسلمانان آن را پذيرفته اند، اين است که مرگ شيطان در نفخ صور اول يا بين نفخ صور اول و دوم است، البته شيطان تا قيامت کبرى نمى ماند. زيرا از خداوند تا قيامت فرصت خواست و خداوند اين فرصت را تا وقت معلوم به او داد؛ تعبير «الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» دليل ديگرى بر اين است که شيطان تا قيامت زنده نيست، زيرا وقت از خصوصيات دنيا است و در قيامت، وقت وجود ندارد. علاوه بر اين ابليس سوگند ياد کرد تا همگى انسان ها جز مخلَصين را اغوا کند؛ تعبير «اجمعين» وقتى صادق است که تا آخر وجود انسان ها که قبل از قيامت است، وجود داشته باشد،(6) از اين رو برخى مفسّران مانند ابن عباس استدلال کرده اند شيطان تا آخرين روزهاى تکليف انسان وجود دارد، و هنگامى که در صور دميده شد و همه مردند، او نيز مى ميرد(7).
علامه طباطبايى مى فرمايد: «ملازمه اى بين تکليف انسان و وجود شيطان براى اغواگرى او وجود ندارد؛ چنين نيست که تا انسان مکلّف است در پى گمراه کردن او باشد؛ زيرا ممکن است خداوند، جامعه انسانى را صالح گرداند و فساد را ريشه کن کند، و مردم جز پروردگار کسى را نپرستند، در اين صورت شيطان نمى تواند کسى را گمراه کند،(8)
صاحب تفسير درخشان نيز مى گويد: «امکان اين که ابليس مردم را گمراه کند، از لوازم تکليف بشر است؛ زيرا نظام تکليف مقتضى است هر بشرى هميشه بر سر دو راه اطاعت و عصيان قرار گيرد، و دو نيروى غيبى موافق (فرشتگان) و مخالف (شيطان) بخواهند در او اثر بگذارند.
بنابراين مراد از «يوم الوقت المعلوم» نيز پايان زندگى انسان در دنيا است که با آن نظام تکليف هم پايان مى يابد».(9) بنابراين شيطان تا پيش از قيامت کبرى وجود دارد و مرگ او در نفخ صور صورت مى گيرد.(10) اما اين که آيا رسول خدا يا امام زمان او را مى کشد؟ دليل محکمى بر اثبات آن نداريم. بر اين اساس درزما ن ظهور امام زمان (ع) شيطان کشته نمي شود ، لذا زمينه ي گناه نيزوجود دارد ، با اين تفاوت که درآن زمان زمينه ي گناه محدود ترمي شود .
پي نوشت ها:
1. مجتبي تونه اي ، قم ، انتشارات مشهور ، 1388، چاپ هشتم، ص443.
2. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار بيروت ، مؤسسة الوفاء، ج 60، ص 244،
3. فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ، سوره ص، (38) آيه 82.
4.همان، آيه 81ـ79.
5. محمد باقر مجلسى،همان ،ناصر مکارم وديگران ، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامية، 1374 (هـ ش). ج 19، ص 343
6.علامه طباطبايى، الميزان، قم ، اسماعيليان، ج 12، ص 160
7. همان.
8. همان، ص 128.
9.اين نيز دليل ديگرى در رد کشته شدن در هنگام ظهور به دست امام زمان(ع)، يا کشته شدن او توسط پيغمبر(ص) در زمان رجعت است؛ حسنى همدانى، تفسير درخشان، تهران، کتاب فروشى لطفى، 1380 هـ ق. ج 9، ص 374
10. بحارالانوار، ج 60، ص 244، طبرسي ، تفسير تبيان، قم ،مکتب الاعلام الاسلامى، 1409 (هـ ق ج 6، ص 335

پرسش 3:
آيا حقوق بگيران که هر ماه حقوق مي گيرند و اينکه هيچ يک از حقوقاشان يک سال باقي نمي ماند. آيا به حقوقشان خمس تعلق مي گيرد واينکه مبنا سال خمسي در حقوق بگيران چيست آيا هر ماهي که واريز مي کنند است؟ (تمام مراجع)
پاسخ:

حقوق بگير اولين حقوقش را که گرفت سال خمسيش شروع مي شود. يعني از موقعى كه اوّلين حقوق ماهيانه خود را دريافت كرد، يك سال كه گذشت مقدارى كه از خرج سالش زياد آمد خمس آن رابايد بدهد.
افراد حقوق بگير مى‌توانند براى هر حقوق خود سال جداگانه قرار دهند دراين صورت اگر هر حقوقي که يک سال نماند خمس ندارد.)(1)
پي نوشت:
1. آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج1،سوال 836و810.

پرسش 4:
اگر کسي براي خريد خانه نتواند يک مرتبه پول آن را بدهد و مجبور باشد چندين سال پول جمع کند تا خانه بخرد و اينکه مثلا براي مراسم عروسي فرزندش پول جمع کند آيا به اين مال خمس تعلق مي گيرد واينکه پولي که براي ثبت نام حج واريز مي کنيم و ممکن است براي اعزام چندين سال طول بکشد آيا به اين سپرده خمس مي گيرد؟(تمام مراجع)

پاسخ:

اگر کسي براي خريد خانه يا مراسم عروسي فرزندش نتواند يک مرتبه پول فراهم کند و مجبور باشد چندين سال پول جمع کند تا خانه بخرد يا مراسم عروسي در حد متعارف و مناسب شان برگذار کند پول جمع شده خمس ندارد.
و در مورد سپرده حج افرادى كه براى تشرف به حج يا عمره ثبت‌نام مى‌كنند و در همان سال توفيق تشرّف پيدا نمى‌كنند، بايد خمس اصل پول و سود متعلّقه مربوط به سنوات سابق را بپردازند، مگر براى افرادى كه حج بر آنها مستقر شده و تمكّن از خريد فيش را ندارند.
پي نوشت:
1. آيت الله فاضل، توضيح المسائل، مسئله 1826؛امام خميني مناسک حج مسئله 1355(با حاشيه آيت الله فاضل).