سلام علیکم
با عرض خسته نباشید و تشکر به پاسخ های جامع شما به پرسشهای پرسش گران.
هنگام مطالعه زندگی نامه فاطمه زهرا«سلام الهه علیها» در دانشنامه آزاد ویکی پدیا نقل زیر با منبع:{علل الشرائع نوشته شیخ صدوق، ترجمه ذهنى تهرانى، ج۱، صص۶۰۴-۶۰۵} آورده میشود:
«در علل الشرائع شیخ صدوق، به دو سوء تفاهم که سبب قهر فاطمه زهرا«س» [از حضرت علی «ع»] و شکایت بردن ایشان به نزد پیامبر«ص» اشاره میشود.»
می خواستم آن را بیان کنید(در صورت صحت همراه علت*) و توضیح جامعی بنویسید.
متشکر
در کتاب های حدیثی اهل سنت حدیثی از رسول خدا به مضمون فوق نقل شده و عالمان شیعه هم این حدیث را نقل کرده و نقد و رد نموده اند.
در صحیح بخاری حدیث مورد نظر به شرح زیر آمده است :
عن المسور بن مخرمة قال سمعت رسول الله (ص)يقول وهو على المنبر ان بنى هشام بن المغيرة استأذنوا في أن ينكحوا ابنتهم علي بن أبي طالب فلا آذن ثم لا آذن ثم لا آذن الا ان يريد ابن أبي طالب ان يطلق ابنتي وينكح ابنتهم فإنما هي بضعة منى يريبني ما أرابها ويؤذيني ما آذاها (1)
راوی گوید از رسول خدا شنیدم که بر منبر فرمود: بنی هشام بن مغیره از من اجازه خواستند دخترشان را به علی تزویج کرده و به همسری بدهند. به آنان اجازه نمی دهم، اجازه نمی دهم، اجازه نمی دهم (و علی حق ندارد. چنین کاری بکند ) مگر این که دخترم را طلاق دهد و دختر آنان را بگیرد چه این که فاطمه پاره تن من است و آنچه او را بیازارد، مرا آزار می دهد.
دقت در مضمون و محتوا و سند این حدیث و احادیث دیگری که به این مضومن با اندکی اختلاف است، جعلی بودن آن را کاملا آشکار می کند. چند نکته کوتاه در باره این نقل:
1. این نقل از "ابو علی حسین بن علی بن یزید بغدادی کرابیسی که از شاگردان و اطرافیان امام شافعی و متوفای 245 یا 248 ق بوده ، نقل شده است.
ابن ندیم وی را از "جبرگرایان" شمرده که "کتاب الامامه" را در ایراد بر امام علی (ع) و در دفاع از طرف های او در امر خلافت نوشته است. (2)
گذشته از رجال سند، این قطعی است که دشمنان در زمان رسول خدا دروغ های فراوانی به ایشان نسبت دادند به گونه ای که آن حضرت اعلام کرد با توجه به دروغ های فراوان که به عنوان سخن پیامبر رواج داده اند، اگر سخنی منسوب به من شنیدید، آن را به قرآن عرضه کنید و اگر با قرآن منافات داشت، بدانید آن سخن من نیست و به دروغ به من نسبت داده شده است.
اندکی دقت در این روایت نشان می دهد که جعل کننده به فکر خود در صدد انهدام شخصیت امام علی است تا به خیال خود او را غضبناک کننده حضرت زهرا نشان دهد و بعد نتیجه بگیرد که اگر خلیفه اول و دوم هم حضرت زهرا را غضبناک کرده اند، به کرامت آنان خدشه ای وارد نیست. زیرا آنان اقدام صحیحی انجام دادند و این حضرت زهرا بود که بی جهت صحیح ، غضبناک شد. همچنان که بنا به این نقل امام علی در صدد ازدواج دوم و مشروع بود و حضرت زهرا بی جهت صحیح ،خشمگین شد.
1. جعل کننده این روایت توجه ندارد که قبل از تخریب امام علی ، حضرت پیامبر را تخریب کرده و شخصیت او را خدشه دار ساخته است.
این ازدواج دوم امام علی یا منع شرعی داشته یا نداشته است. اگر منع شرعی داشته مثلا زوجه کافر بوده یا ... ، قطعا امام بدان اقدام نمی کرد و خودش قبل از پیامبر جواب رد می داد و خانواده دختر دیگر لازم نبود به پیامبر مراجعه کنند و اجازه بگیرند.
2. اگر منع شرعی داشت، پیامبر لازم نبود آن را غضبناک کننده فاطمه بشمرد. بلکه به منع شرعی اش اشاره کرده و آن را ممنوع می شمرد. پس این که به پیامبر مراجعه کرده اند و پیامبر هم منع شرعی نکرده، معلوم می شود این ازدواج خیالی منع شرعی نداشته است.
3. کاری که شرعا جایز است را به چه دلیل پیامبر برای خود و خانواده اش نمی پسندد؟ مگر ازدواج های دوم دیگر، غالبا باعث ناراحتی همسر یا همسران قبلی فرد نمی شود، پس چگونه پیامبر آنها را اجازه می دهد و این کار جایز را در حق دختر خود اجازه نمی دهد؟ آیا این فامیل بازی و مخالفت با عدالت نیست؟
4. قطعا پیامبران در پذیرش و عمل به احکام دین از همه پیش قدم بوده اند و این سخن قرآن از زبان پیامبران است:
ما أُريدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ (3)
من هرگز نمىخواهم چيزى كه شما را از آن باز مىدارم، خودم مرتكب شوم!
مخالفت با اقدام شرعی و مباح وجهی ندارد و محال است پیامبر و پاره تنش با این اقدام شرعی بر فرض وقوع ، مخالفت کنند و از آن ناراحت گردند و پیامبر نتواند نارحتی خود را کتمان کرده و بر فراز منبر پیش خاص و عام این ناراحتی را ابراز کند. اینها از شأن پیامبر به فاصله عرش تا بی نهایت دور است.
5. اگر این اتفاق افتاده بود ، مخالفان امام و دختر پیامبر که ایشان را به خشم آوردند و معاویه و بنی امیه که در صدد بد نام کردن امام علی (ع) بودند ، در توجیه اقدام خود و لکه دارساختن امام علی (ع) ،به این اقدام امام استناد می کردند.
6. این روایت با روایت معتبری که از امام علی رسیده، مخالف است. بنا بر آن روایت امام علی می فرماید:
فوالله ما أغضبتها ، ولا أكرهتها على أمر حتى قبضها الله عز وجل ، ولا أغضبتني ، ولا عصت لي أمرا (4)
به خدا قسم در طول دوران زندگی فاطمه را غضبناک نکردم و بر کاری ناخواسته وادار ننمودم و او هم مرا خشمناک نساخت و در کاری نافرمانی ننمود.
این روایت دوم به سیره آن دو بزرگوار و به اخلاق و ایمان آنها سزاوار است .
با توجه به این موارد یقین می یابیم که این حدیث جعلی بوده و به هدف شیطانی روشنی جعل گردیده است.
پی نوشت ها:
1. بخاری، صحیح ، بیروت، دارالفکر ، 1401 ق ، ج 6 ، ص 158.
2. احمد رحمانی همدانی، فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی ، ترجمه افتخار زاده سیزاواری ، تهران ، انتشارات بدر ، 1373 ش ، ص 701.
3. هود (11) آیه 88.
4. خوارزمی ، مناقب ، قم ، انتشارات اسلامی ، 1414 ق ، ص 353.






