در معارف ديني ما اين وجوددارد كه معتقديم ائمه از تمامي مسادل مادي باخبر اند،
با توجه به اين دانايي در بستر خوابيدن امام علي(ع)به جاي پيامبر را چگونه مي توان بحث نمود؟امام مي دانست كه كشته نمي شود پس كار مهمي صورت نگرفته است،لطفا با تمام فرضياتش برايم بيان فرماييد!

بر اساس روایات، گرچه ائمه(ع) از غیب و اموری مانند سرنوشت و زمان مرگ‌شان آگاه هستند، ولی این علم مطلق نیست، بلکه به اذن الهی است . از سوی خداوند به قلب آنها افاضه می‌شود . دلیلی وجود ندارد که مثلاً حضرت امیرمؤمنان چون از عدم آسیب دیدن خود در شب لیلة‌المبیت آگاه بود، در بستر پیامبر خوابید. ممکن است که خداوند در آن شب او را در جریان عدم ضرر قرار نداده و او را با خبر نکرده باشد.
از برخی روایات به دست می‌آید که علم ائمه(ع) به گونه‌ای بود که هرگاه می‌خواستند از چیزی آگاه شوند، خداوند آن ها را از آن آگاه می‌فرمود. مثلاً در روایتی آمده:
«إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِك‏؛(1) هرگاه امام بخواهد چیزی را بداند، خداوند او را از آن آگاه می‌سازد».
در روایت دیگر آمده :
« إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِم‏؛(2) امام هر گاه بخواهد چیزی را بداند، آگاه می‌شود» .
بنابر این ممکن است که خداوند امیرمؤمنان را از سرنوشت او در لیلة‌المبیت آگاه نکرده و یا حضرت از خداوند نخواسته است که از پیامد آن شب با خبر شود. از این رو در قرآن نسبت به ایثارش در آن شب تجلیل شده :
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ؛(3) بعضى از مردم ، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».
این آیه به تصریح بسیاری از مفسران شیعه و سنی که در تفسیر نمونه به نام تعدادی از آنان اشاره شده (4) در مورد ماجرای لیله المبیت و فداکاری امام علی علیه السلام نازل شده است و در نتیجه روشن است که اگر حضرت از جریان عدم ضرر به خود در آن شب با خبر بود، خداوند کار و ایثار او را در قرآن این گونه ستایش نمی‌کرد. از ستایش معلوم می‌شود که به دلیل خطرپذیری حضرت و ایثار جان خود مورد تجلیل خداوند قرار گرفته است.
برای آشنایی بیشتر با جزییات جریان لیلة‌المبیت و شبهات مختلف در مورد عدم فضیلت بودن آن برای حضرت علی علیه اسلام ، پیشنهاد می کنیم به کتاب فروغ ابدیت نوشته استاد سبحانی ، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم ، ج 1 ص 427 ، مراجعه نمایید .

پی‌نوشت‌ها:
1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج 26 ص 57 .
2. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1362 ه ش ، ج 1 ص 258 .
3.‌بقره (2) آیه 207.
4. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه ، تهران ، 1374 ش ، ج 2 ص 77