سلام
من در مورد آياتي از قرآن سؤال دارم
ممكن است راهنمايي كنيد
با تشكر
آیهی ۱۹۳ از سورهی البقرة به قرار زیر است:
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ
ترجمه: با آنان قتال کنید تا فتنهای نباشد، و تا دین مخصوصِ الله باشد. پس، اگر [از فتنهگری] دست بردارند، دشمنی و ستم، جز بر ظالمین، روا نمیباشد.
علامه طباطبایی، در تفسیرش ذیل این آیه، به حدیث بسیار مشهور و معتبری اشاره نموده است :
براى ما نقل کردهاند که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) مىفرمود: «خداى تعالى مرا مأمور نموده تا با مردم قتال کنم، و این قتال را ادامه دهم تا همه بگویند: ”لا اله الا الله.“ حال اگر از دشمنى و کفر دست برداشتند، ما نیز از دشمنى دست بر مىداریم، مگر از دشمنى با ستمکاران.» و مىگوید، مراد از ستمکاران کسانىاند که از گفتنِ ”لا اله الا الله“ خوددارى مىکنند، که قتال را با آنان ادامه باید داد، تا اعتراف کنند.
آيا طبق اين آيه و آيات مشابه ديگر هركس كه اسلام را نپذيرفت بايد كشته شود؟
من در اين مفهوم بسيار سر درگم شده ام .لطفا مرا رهنمايي كنيد.
قبلا كمال تشكر را دارم
چنین اصلی در اسلام بالذات وجود ندارد و اسلام در ابتداء حکم قتل را صادر نمی کند که بد نیست به مطالب ذیل با دقت توجه نمایید که جواب خویش را خواهید یافت. چرا که اسلام با بت پرستی و شریک قایل شدن برای خدا به جد مقابله می کند و حکم قتل کسانی را می دهد که قصد براندازی دین را داشته باشند. لذا با اهل کتاب چون دارای دین هستند اگر اهل ذمه بشوند مقابله نمی کند:
هميشه افراد زورمند و خودكامه و فرعون ها و نمرودها و قارون ها كه اهداف انبياء را مزاحم خويش مىديدهاند در برابر آن ايستاده و جز به محو دين و آيين خدا راضى نبودند روشن مىشود كه دينداران راستين در عين تكيه بر عقل و منطق و اخلاق بايد در مقابل اين گردنكشان ظالم و ستمگر بايستند و راه خود را با مبارزه و در هم كوبيدن آنان به سوى جلو باز كنند، اصولا جهاد يكى از نشانههاى موجود زنده است و يك قانون عمومى در عالم حيات است، تمام موجودات زنده اعم از انسان و حيوان و گياه، براى بقاى خود، با عوامل نابودى خود در حال مبارزهاند.
جهاد اسلامی اهدافى را تعقيب مىكند. آنچه ما را از ديگران جدا مىسازد همين است:
1- جهاد براى خاموش كردن فتنهها
2- جهاد براى حمايت از مظلومان
3- جهاد براى محو شرك و بت پرستى
اسلام در عين اين كه آزادى عقيده را محترم مىشمرد و هيچ كس را با اجبار دعوت به سوى اين آيين نمىكند، به همين دليل به اقوامى كه داراى كتاب آسمانى هستند،فرصت كافى مىدهد كه با مطالعه و تفكر آيين اسلام را بپذيرند، و اگر نپذيرفتند، با آنها به صورت يك" اقليت هم پيمان" (اهل ذمه) معامله مىكند و با شرايط خاصى كه نه پيچيده است و نه مشكل با آنها همزيستى مسالمتآميز بر قرار مىنمايد، ولی در عين حال نسبت به شرك و بت پرستى، سخت گير است زيرا: شرك و بت پرستى نه دين است و نه آيين و نه محترم شمرده مىشود، بلكه يك نوع خرافه و انحراف و حماقت و در واقع يك نوع بيمارى فكرى و اخلاقى است كه بايد به هر قيمت كه ممكن شود آن را ريشهكن ساخت.
كلمه آزادى و احترام به فكر ديگران در مواردى به كار برده مىشود كه فكر و عقيده لا اقل يك ريشه صحيح داشته باشد، اما انحراف و خرافه و گمراهى و بيمارى چيزى نيست كه محترم شمرده شود و به همين دليل اسلام دستور مىدهد كه بت پرستى به هر قيمتى كه شده است حتى به قيمت جنگ، از جامعه بشريت ريشه كن گردد. بت خانهها و آثار شوم بت پرستى اگر از طرق مسالمتآميز ممكن نشد با زور ويران و منهدم گردند.
آرى اسلام مىگويد بايد صفحه زمين از آلودگى به شرك و بت پرستى پاك گردد و به همه مسلمين نويد مىدهد كه سرانجام توحيد و يكتا پرستى به تمام جهان حاكم خواهد شد و شرك و بت پرستى ريشه كن خواهد گشت.
اسلام جهاد را با اصول صحيح و منطق عقل هماهنگ ساخته، و هرگز آن را وسيله سلطهجويى و كشورگشايى و غصب حقوق ديگران و تحميل عقيده، و استعمار و استثمار قرار نداده است.
ولى مىدانيم دشمنان اسلام- مخصوصا ارباب كليسا و مستشرقان مغرض با تحريف حقايق، سخنان زيادى بر ضد مساله جهاد اسلامى ايراد كردهاند و اسلام را متهم به خشونت و توسل به زور و شمشير براى تحميل عقيده ساختهاند. و به اين قانون اسلامى سخت هجوم بردهاند.(1)
بعد از این مقدمه مفصل و لازم، در بیان این روایت و آیه ای که اشاره نمودید عرض می کنیم به نظر می رسد که این سر درگمی شما درست نیست چون در اين آيات هدف اساسى از جنگ بيان شده است كه با كفار و مشركان بجنگيد تا «فتنه» (كه به قول ابن عباس و قتاده و مجاهد و نيز از امام صادق (ع)م نقل شده همان مشرك است) ريشهكن شود و تنها دين و اطاعت از فرمان خدا يا تنها اسلام باقى بماند و اسلام بر همه دينها غالب و پيروز گردد. اگر اينان پذيرفته و از شرك و گناه امتناع ورزيدند و بازگشتند بر آنان عقوبت و كيفرى نخواهد بود و تنها كيفر قتل، براى كفاريست كه هم چنان به شرك و كفر خود باقى مي مانند.(2)
لذا هدف اسلام از جنگ، كشور گشايى و كسب غنائم يا انتقام گيرى نيست، بلكه غرض از جنگ و جهاد در اسلام، برچيده شدن بساط شرك و كفر است. (آن هم كفار و مشركيني كه براي ما دردسر درست مي كنند و مانع رشد اسلام هستند ) فتنه به معناى شرك، كفر، آزمايش و شكنجه آمده است. در اين آيه مىفرمايد: اگر مشركان دست از فتنه و قتال برداشتند، ديگر با آنها دشمنى و جنگ نخواهد شد. زيرا برخورد نظامى تنها با ستمكاران و متجاوزان است(3)
پی نوشت:
1. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية تهران،سال 1374 ش، نوبت اول، ج2، ص25-29
2. علامه طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، مترجمان، ناشرانتشارات فراهانى تهران،1360 ش، نوبت اول، ج2،ص 235.
3. قرائتى محسن، تفسير نور، ناشر مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، چاپ تهران، 1383 ش، نوبت يازدهم، ج1، ص 306.






