باسلام
منظور از مغاضبا در ايه (وذانون اذ ذهب مغاضبا ...)چيست؟
اين غضب نسبت به كيست و چرا؟

خدای متعال فرمود:
"وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ" "فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ (1)
یعنی:و ذا النون [يونس‏] را (به ياد آور) در آن هنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت و چنين مى‏پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت (امّا موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمت ها (ى متراكم) صدا زد: (خداوندا!) جز تو معبودى نيست! منزّهى تو! من از ستم كاران بودم!
ما دعاى او را به اجابت رسانديم، و از آن اندوه نجاتش بخشيديم، و همين گونه مؤمنان را نجات مى‏دهيم.
یونس از پیامبران بزرگ الهی بود او هنگامی که از نصیحت قوم خود مایوس شد در حال غضب، "مغاضبا" برای قوم خود از خدای متعال طلب عذاب نمود و آنان را ترک کرد(در حالی که می بایست تا آخرین لحظه نزد آنان و منتظر تکلیف الهی می ماند ) و ماموریت پیامبری خود را به آخر نرساند و باقی داستان که معلوم است. در نتیجه خدای متعال او را دچار مشکلاتی کرد و تقدیر بر او چنین شد که در دریا به کام نهنگی فرو رود و در آن جا مدتی را به اسارت و سختی بگذراند تا با تضرّعی دوباره،از چنگ اندوهی عظیم رها شود و دگر بار به منزلت اعلا باز گردد.
این خلاصه واقعه ای بود که به این پیامبر الهی مربوط است و قرآن آن را به بیانی شیرین آورده است و پرسشگر محترم می تواند با ملاحظه آن به پاسخ سوال خود دست یابد.
ولی برای توضیح بیشتر می توان گفت غضب یونس نتیجه نافرمانی قوم یونس از هدایت ایشان بوده است و وقتی از هدایت آنان مایوس شد،بر ایشان غضب کرد و با همین حالت از قوم خود دور شد. پس، چرایی غضب حضرت از نافرمانی قومش ناشی شده بود که به راه راست هدایت نمی شدند.
البته چگونگی تحلیل این واقعه که ظاهر آیه آن را با نمود سرپیچی یا احیانا عصیان یونس پیامبر به ما عرضه کرده است و حال آن که پیامبران در مقام امتحان الهی از هر گونه خطایی به دور اند و نیز معتقدیم که مردودیت پیامبر و به دنبال آن تنبیه در ساحت قدسی آنان راه ندارد را باید به اهلش واگذارد.زیرا مشابه چنین ماجرا هایی را می توان در دیگر آیات قرآن مشاهده کرد، مثل موضوع مربوط به استفاده آدم ابو البشر از میوه درخت ممنوعه که سرانجامش به هبوط حضرت به زمین منجر شد را باید از این دست وقایع به حساب آورد. هر چند این گونه واقعه،بازنمای یک عبرت پر از تعبیر است،ولی به هر حال نمی توان به درستی آن را تبیین کرد،مگر آن که ترک یونس قومش را به عنوان ترک اولایی بدانیم که ناشی از ترک وظیفه اش شده و در انتظار آخرین مرحله که قومش به خاطر توبه نجات یافتند،منتظر نماند.
در این جا و برای صرفا توضیح مطلب،به نقل فقط یکی از تفاسیر(به دلیل پرهیز از تکرار موارد مشابه سایر تفسیرها) به عنوان شاهد بسنده خواهیم کرد.
نوشته اند:
اين دو آيه نيز گوشه‏اى از سرگذشت پيامبر بزرگ" يونس" را بيان مى‏كند، نخست مى‏گويد:" ذا النون" را بياد آر هنگامى كه بر قوم بت‏پرست و نافرمان خويش غضب كرد و از ميان آنها رفت"وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً".
" نون" در لغت به معنى ماهى عظيم، يا به تعبير ديگر نهنگ يا وال است بنا بر اين ذا النون يعنى صاحب نهنگ، و انتخاب اين نام براى يونس به خاطر ماجرايى است كه بعدا به خواست خدا به آن اشاره خواهيم كرد.
به هر حال" او گمان مى‏كرد كه ما زندگى را بر او تنگ نخواهيم كرد" فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ"
او گمان مى‏كرد تمام رسالت خويش را در ميان قوم نافرمانش انجام داده است و حتى ترك اولايى در اين زمينه نكرده، و اكنون كه آنها را به حال خود رها كرده و بيرون مى‏رود چيزى بر او نيست، در حالى كه اولى اين بود كه بيش از اين در ميان آنها بماند و صبر و استقامت به خرج دهد و دندان بر جگر بفشارد شايد بيدار شوند و به سوى خدا آيند.
سرانجام به خاطر همين ترك اولى او را در فشار قرار داديم، نهنگ عظيمى او را بلعيد" و او در آن ظلمت هاى متراكم صدا زد خداوندا جز تو معبودى نيست" فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ".
خداوندا پاك و منزهى، من از ستمكاران بودم! "سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ".
هم بر خويش ستم كردم و هم بر قوم خودم، مى‏بايست بيش از اين، ناملایمات و شداید و سختي ها را پذيرا مى‏ شدم، تن به همه شكنجه‏ها مى‏دادم شايد آنها به راه آيند. سرانجام ما دعاى او را اجابت كرديم و از غم و اندوه رهائيش بخشيديم"فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ".
آرى" اين گونه ما مؤمنان را نجات مى‏بخشيم" وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ".
اين يك برنامه اختصاصى براى يونس نبود بلكه هر كس از مؤمنان از تقصير خويش، عذر به درگاه خدا آورد، و از ذات پاكش مدد و رحمت طلبد ما دعايش را مستجاب و اندوهش را برطرف خواهيم كرد.(2)
اما در همین تفسیر معنای "مغاضبا" و این که غضب یونس برای چی و مخاطبانش چه کسانی بوده اند، تفسیر شده است:
بدون شك تعبير" مغاضبا" اشاره به خشم و غضب يونس نسبت به قوم بى‏ايمان است، و چنين خشم و ناراحتى در چنان شرائطى كه پيامبر دلسوزى سالها براى هدايت قوم گمراهى زحمت بكشد اما به دعوت خيرخواهانه او هرگز پاسخ مثبت ندهند، كاملا طبيعى بوده است.
از سوى ديگر از آنجا كه يونس مى‏دانست به زودى عذاب الهى آنها را فرا خواهد گرفت ترك گفتن آن شهر و ديار گناهى نبوده، ولى براى پيامبر بزرگى همچون يونس، اولى اين بود كه باز هم تا آخرين لحظه- لحظه‏اى كه بعد ازآن عذاب الهى فرا مى‏رسد- آنها را ترك نگويد، به همين دليل يونس به خاطر اين عجله، به عنوان يك ترك اولى،از ناحيه خدای متعال، مورد مؤاخذه قرار گرفت.(3)
پی نوشت ها:
1.سوره انبیاء، آیات 87 و 88.
2.مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،تهران،انتشارات دار الکتب الاسلامیه،سال 1374 هجری شمسی،چاپ اول، ج‏13، ص 485.
3.همان، ص 487.