با سلام و تشکر از پاسخ ارسالی به شماره 58278 در خصوص دادگاه ویژه روحانیت . با عرض پوزش باطلاع میرساند در پاسخ شما 5 دلیل زیر را ذکر فرمودید که با عرض معذرت قابل قبول نیست :
1) وجود دادگاههای خاص در گذشته و یا دیگر کشورها
احتراماً ، با توجه به وجود قران و سیره ائمه ع ملاک برای انقلاب اسلامیمان نه رفتار رژیم طاغوت و نه عملکرد کشورهای غیر مسلمان و یا حتی کشورهای اسلامی همجوار نه بوده است و نه باید باشد
2) نبود قوانین خاص در مورد تخلفات و مجازات روحانییت در اوایل انقلاب
با گذشت 30 سال از انقلاب و تدوین ، تغئیر و اصلاح بسیاری از قوانین دیگر این توجیه پذیرفته نیست همچنین دادگاههای مذبور پس در حال حاضر بر چه اساسی انشاء رای مینمایند (بجز قوانین مصوب)
3) جلوگیری از برخورد نامناسب با روحانیت توسط افراد مغرض
مگر خدای ناکرده اساتید و طلابی که در ین حوزه فعالیت میکنند شان و مرتبه ای بالاتر از اساتید و دانشجویان دانشگاهها ، کسبه بازار / کارمندان / وزرا/ رفتگران شهرداری و ... برای خود قائل هستند که صرفا افرادی بخواهند ایشان را هتک حیثیت نمایند و مگر قانون با کسانی که بی جهت به کسی اهانت کنند برخورد نمیکند پس اگر قانون حاکم باشد هیچکس جرات اهانت به هیچ قشری را ندارد
4) وجود " برخی " مسائل قضائی در مورد روحانیت که علنی شدن آن بنفع جامعه نیست
اگر جرم عمومی و حقوقی است که مانند دیگر اقشار در دادگاههای حقوقی و کیفری / اگر جرم امنیتی است در دادگاههای انقلاب اسلامی / اگر انحرافات اعتقادی است مانند دیگر افرادی از جامعه که از دین منحرف شده و یا مرتد گردیدند در دادگاههای مربوطه . ( لازم به یاد آوری است در بعضی موارد اخلاقی هم که قاضی تشخیص دهد جلسه دادگاه غیر علنی برگزار میگردد که این در تمامی دادگاهها و برای همه افراد قابل اجراست . پس لطفاً این "برخی " را مثال بزنید
5) مخالف نبودن این امر با آموزه های دینی
این جواب آخر براستی که با اولین و ابتدائی ترین آموزه های دین که : همه با هم برابرند( از نظر حقوق اجتماعی ) / عدالت / برتری تقوا و آیات قران و سیره پیامبر و امیر المومنین در تضاد آشکار است که مطمئناً خود شما مثالهای بیشماری در اینمورد میدانید که نیاز به ذکر نیست
در اینکه در آن مقطع زمانی (اوایل انقلاب ) بدلیل عدم استقرار حکومت / نبود قوانین / کمبود و نبود قضات عالم به قضای اسلامی و شرع / وجود افراد غیر متعهد در دولت و دادگستری (دولت موقت) ، حضرت امام (ره) اقدام به تشکیل چنین دادگاهی نمایند بلاشک مفید و ناچار بوده اند ولی پس از گذشت 20 – 30 سال از انقلاب و رفع موانع ذکر شده فوق همانگونه که بسیاری از نهادهای تشکیل شده ابتدای انقلاب با استقرار نظام منحل و یا در دیگر نهادها و سازمانها ادغام شدند وجود این دادگاهها با آموزه های دینی که ما از امام و علما فراگرفته ایم در تضاد آشکار میباشد
دوست عزيز اين مركز پاسخگوي سوالات و شبهات ديني در جامعه است نه ساير موضوعاتي كه در جامعه مطرح مي باشند. البته چون اين سوال ناظر بر سوال قبلي است چند نكته را خدمت شما دوست عزيز تقديم مي داريم:
1 هدف از بیان پیشینه دادگاه های اختصاصی تایید یا رد آن نبود، بلکه هدف این بود که دادگاه ویژه پدیده ی جدیدی نیست .
2. درنقد شما بین علت پیدایش دادگاه ویژه و علت بقای آن خلط شده است ، لذا نتیجه گرفتید که بعد از گذشت 30 سال- از انقلاب - دیگر نیاز به این دیدگاه نیست، واین در حالی است که -در جواب قبل- محور بحث دراصل شکل گیری دادگاه ویژه بود نه بقای آن.البته امروزه نیز شرایط موجود اقتضا می کند که این دادگاه باقی بماند
3. شما روحانیت را با غیر روحانیت ، - مانند اساتید دانشگاه- مقایسه ونتیجه گرفته بودید که مسایل قضایی روحانیت ، مانند سایر افراد باید علنی باشد، وحال این اینکه این مقایسه درست نیست، زیرا اشتباه اساتید دانشگاهها ودیگر افراد ، مربوط به خودشان می باشد و محاکمه علنی آنها آثار سوء اجتماعی وسیاسی... ندارد ، وحال اینکه لغزش واشتباه روحانیت - به دلیل وجه دینی - به جامعه و اسلام ارتباط پیدامی کند ، لذا محاکمه روحانیت در دادگاهایی عمومی سبب زیر سوال بردن اسلام می گردد ، افزون برآن این امر موجب می گردد که دشمنان علیه روحانیت،شایعه پراکنی نمایند،که نتیجه آن ایجاد فضای بد بینی نسبت به اسلام است . امروزه نیز وجود این دادگاه لازم است ، زیرا در زمان حاضر نیز عوامل اصل شکل گیری دادگاه ویژه - باتفاوتهایی -وجود دارند ، افزون برآن دشمنی، دشمنان نسبت به روحانیت - به دلیل اینکه در حکومت حضور دارند - افزایش یافته است ، لذا دشمنان با بهانه قرار دادن برخی مسایل درصدد صدمه زدن به روحانیت و اسلام می باشند.
4. بر چه اساس تشکیل داد گاه ویژه مخالف ،آموزه های دینی است؟ آیا جهتش این است که این امر در اسلام سابقه ندارد ؟ اگر این است باید گفت : صرف سابقه داشتن چیزی موجب نمی شود که آن چیز خلاف شرع باشد، خیلی از چیز ها در اسلام سابقه ندارند ، اما خلاف شرع نیستد؛ آنچه که خلاف عدالت و شرع می باشد این است، که روحانیت را تافته ی جدابافته- از مردم- تصور، وقوانین را در باره آنها اجرا ننماییم .
5. شما حتما می دانید که تشکیل برخی از نهاد ها ، به حسب شرایط زمان صورت می گیرند ، مثلا در کشور ما مجمع تشخیص مصلحت نظام بر اساس نیاز ، صورت گرفت، امروزه نیز شرایط جامعه ایجاب می کند که داد گاه ویژه وجود داشته باشد . خلاصه اینکه :
1. تشكيل دادگاه ويژه روحانيت به هيچ وجه امتيازى براى روحانيت نبوده، بلكه بر عكس براى كنترل و نظارت دقيقتر بر اعمال و رفتار آنان مىباشد و اين خود به دليل حساسيت موقعيت و جايگاه روحانيت در نظام مقدس جمهورى اسلامى است. چنانكه نظير اين امر را مىتوان در تشكيل ساير دادگاههاى اختصاصى مانند دادسراى نظامى، دادگاه ويژه مطبوعات و نهادهايي چون نظام پزشكي و نظام مهندسي و ... مشاهده نمود.
2. دادگاه ويژه بسيارى از موارد رسيدگى به شكايات و دعاوى را كه تشخيص مىدهد از حساسيّت و اهميّت چندانى برخوردار نمىباشد را به ساير دادگاههاى عمومى ارجاع مىدهد.
3. تشکيل دادگاه ويژه روحانيت هيچ مغايرتي با آموزه های دینی ندارد، آنچه که مغایرت دارد عدم اجرای قوانین است اما اينکه در چه دادگاهي حاضر شود نافي اصل حضور در دادگاه و تبعيت از قانون نيست.






