با سلام
مي‌خواهم امام زمانم را بيشتر شناخته انسم را با ايشان بيشتر نمايم. مي‌خواهم از عمق وجود دوستش داشته باشم.آيا راهي هست كه با يقين قلبي صبح‌ها به ايشان سلام دهم؟

شناخت وليّ خدا و امام عصر(ع) تنها راه نجات و رستگاري است كه با درخواست از ذات اقدس خداوند و مجاهدة علمي و عملي شدني است.
وعدة نجات از جهالت و رهايي از ظلمت گمراهي، دل انسان‌هاي بصير را از ديرباز به خود مشغول داشته است، به همين سبب بعضي شاگردان خاص اهل بيت(ع) براي يافتن طريق هدايت سؤالاتي دربارة معرفت آخرين حجّت الهي در محضر ايشان مطرح كرده‌اند، چنان‌كه جناب «زراره» مي‌گويد: «از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: قائم ما پيش از قيام خود، غيبتي طولاني خواهد داشت. عرض كردم: چرا؟ فرمود: اگر ظاهر باشد او را مي‌كشند؛ سپس فرمود: اي زراره! اوست كه انتظارش را مي‌كشند و مردم در ولادتش شك مي‌كنند؛ برخي مي‌گويند پدرش از دنيا رفته و فرزندي از خود به جاي نگذارده است؛ بعضي مي‌گويند در شكم مادرش است؛ گروهي گويند غايب است؛ دسته‌اي گويند به دنيا نيامده و عدّه‌اي ديگر گويند دو سال قبل از وفات پدرش به دنيا آمد! همان، موعود منتظر است؛ ولي خداي والا مي‌خواهد تا شيعيان را بيازمايد و در اين آزمايش دشوار، باطل‌گرايان دچار ترديد مي‌شوند».
زراره (كه گويا از چنين فضاي پر شبهه‌اي هراسناك گرديد، و به فكر چاره افتاده) گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدايتان شوم! اگر من در آن زمان بودم چه كنم؟ آن حضرت فرمود: اگر آن زمان را ادارك كردي، پيوسته دل به اين دعا مشغول دار: «اللّهم عرّفني نفسك، فأنّك إن لم تعرفني نفسك لم أعرف نبيّك، اللّهم عرّفني رسولك، فإنّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك. اللّهم عرّفني حجّتك، فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني».(1)
دعا تنها مجموعه‌اي از الفاظ براي خواندن و درخواست كردن نيست، بلكه معارف عميق و درس‌هاي ارزشمندي در دعاي معصومان(ع) نهفته است كه فهم آنها و تأمّل در آموزه‌هايشان ارزشمند علمي و عملي به بار مي‌آورد، چنان‌كه زراره در پي آن است با اين درس گران قدر مشكل خويش را بگشايد.
براي شناخت مقام والاي امامت و شخصيّت منحصر به فرد امام عصر(ع) راه‌هاي فراواني هست؛
یکی از مهم ترین راه کار ها برای نزديك شدن و انس با ايشان، ارتباط معنوی با امام زمان است. ارتباط معنوى با امام, امری ممکن و سبب نجات انسان است.
البته ارتباط معنوى بدان معنا نیست که انسان امام زمان را ملاقات حضورى کند، بلکه یعنی از راه دل، با امام ارتباط برقرار کند و همیشه به یاد او باشد و او را در تمام اعمال ناظر بداند. این ارتباط با بهره گیرى از تقوا، دعا و توسل به ائمه(ع)، به ویژه به ساحت مقدس امام زمان امکان پذیر است.
شاید بر همین اساس باشد که یکى از وظایف شیعیان در زمان غیبت، دعا براى امام زمان و توسل بیان شده است.
هرگاه چنین لیاقت و شایستگى حاصل شد، حضرت به انسان عنایت نموده و با استفاده از قدرت ولایت او را هدایت - ارتباط باطنی - می کند و به رفع مشکلاتش مى پردازد؛ از این رو امام زمان در توقیعى که براى شیخ مفید صادر نمود، فرمود:« ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم . هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نمى ماند».(2)
باز حضرت در همان توقیع فرمود: «در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد. دشمنان، شما را ریشه کن مى کردند».(3)
نیز بررسي دعاها و زيارت‌هايي كه از خود امام عصر(ع) رسيده است و يا فرموده امامان ديگر(ع) در بارة آن حضرت از بهترين اين راه‌هاست.
همان‌گونه كه تأمّل در عبارات «نهج‌البلاغه»، سخنان سيّد الشهدا(ع) از آغاز تا پايان حادثه كربلا، معارف بلند «صحيفة سجّاديه» گوياي برنامه‌هاي امام علي، امام حسين و امام سجّاد(ع) اند و از ايجاد حوزه‌هاي علمي و برگزاري مناظرات علمي برنامه صادقين(ع) استنباط مي‌گردد، از ادعية مأثور يا مرتبط با امام عصر(ع) برنامه‌هاي ايشان فهميده مي‌شود؛ زيرا وقتي امامي دعا مي‌كند، علاوه بر مقتضيات دعا، ويژگي‌هاي امامت و وظيفة امام در برابر امّت و چگونگي پيوند امام با امّت و تأثير ملكي و ملكوتي امام را تشريح مي‌كند.
بر اين پايه، كسي كه مي‌خواهد وجود مبارك وليّ ‌عصر(ع) را بشناسد، بهتر است زيارت‌ها و دعاهاي مرتبط با آن حضرت را به دقت بررسي كند، تا به حريم معرفت آن امام همام بار يابد.
از سوي ديگر، شناخت امام زمان(ع) مراتبي دارد كه تأثير گذاري آنها در زدودن غبار جاهليّت و پاك كردن گرد تحجّر و ارتجاع يكسان نيست؛ زيرا آثار هر مرتبه از معرفت در تبيين انتظار حقيقي و صحيح، با مرتبه ديگر متفاوت است؛ مثلاً شناخت شناسنامه‌اي امام عصر(ع) و دانستن تاريخ ولادت و زمان غيبت صغرا و كبرا و امثال آن، هرگز همانند معرفت معناي حقيقي امامت و شناخت حقيقت ولايت و انطباق انحصاري آن شخصيّت حقوقي در فلان شخص حقيقي نخواهد بود.
در روايت كليني و صدوق است كه ولي امر با اين خصوصيّات شناخته مي‌شود: «اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولي بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان؛ خدا را با خدا، رسول را با رسالت و اولي‌الامر را با امر كردن به معروف و عدل و احسان بشناسيد»(4) البته باید توجه داشت که باید انسان معروف شناس باشد. زیرا آن كه ولي خداست و ولايت امر را بر عهده دارد به دستور دادن به معروف، عدل و احسان بسنده نمي‌كند. بلكه سنّت او معروف و سيرتش عدل و سريرة او احسان است.
اگر كسي معروف شناس باشد، حقيقت آن را در وليّ ‌امر در مي‌يابد. همان‌طور كه شناسندة عدل و احسان، عدل و احسان را در سنّت و سيرة امام مشاهده مي‌كند و در مي‌يابد كه او صاحب مقام ولايت است.
برای آگاهی بیشتر به کتاب هایی زیر مراجعه نمایید:
- دادگستر جهان، ابراهیم امینی؛
- مهدی انقلابی بزرگ، ناصر مکارم شیرازی؛
- امامت و مهدویت، لطف الله صافی؛
-در انتظار خورشید ،عبد الرحمن انصاری ،مراجعه نمائید.
پى‏نوشت‏ها :
1.الكافي، کلینی،تهران ،اسلامیه ،ج1،ح 5 ، ص337 .
2. الإحتجاج، أبو منصور، أحمد بن علي الطبرسي، نشر المرتضى - مشهد، 1403 ه. ق ، ج 2، ص 495 .
3. همان.
4.الكافي، ج1، ص85 .