در ایه ی 64 سوره ی مریم چرا پیامبر به دیر آمدن وحی ایراد فرمود. ( همانگونه که در تفسیر المیزان و نمونه آمده)
در این باره که چرا پیامبر گرامی (ص) از جبرئیل به خاطر تاخیر در وحی سوال نمود و به نظر نوعی اعتراض هم می نماید، در تفاسیر مطالبی بیان شده است که در بیشتر آن، علت خاصی جز اراده خدای متعال بیان نشده و حتی وقتی حضرت علت آن را از جبرئیل پرسید پاسخ شنید:"وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِكَ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا"(1) یعنی: (ما فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت نازل نشويم كه هر چه جلو رويمان و هر چه پشت سرمان هست از او است، و پروردگارت فراموش كار نيست.
و یا در جای دیگر نوشته اند: مدتی وحی بر حضرت به تاخیر افتاد و حضرت خدیجه (س)به پیامبر عرض کرد که چه شده بر شما وحی نازل نمی شود، نکند که خدای متعال تو را به حال خود رها و بر تو غضب کرده که آیه سوره شریفه "الضحی" نازل و این آیه به حضرت خطاب شد "ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى" (2) یعنی:پروردگار تو، تو را ترك و رها نكرده و غضب نفرموده.(3)
با این حال در بعضی دیگر از تفاسیر بیان شده است که پیامبر گرامی اسلام (ص) در جلسه ای در معرض سوالاتی در مورد اصحاب کهف قرار گرفت و گویا در مقام پاسخ بدون آن که کلمه " انشاء الله" را بیان کند، فرمود فردا جوابش را می دهم و همین نکته موجب شد وحی به تاخیر افتد و خدای متعال اراده کرد که حضرت بداند که بشر حتی در بالاترین مرتبه هم باشد هیچ اراده و اختیار استقلالی از خود ندارد و نمی تواند بدون اراده حق کاری انجام دهد.
در این باره به مطلب دو تفسیر اشاره می کنیم:
1.تفسير قمى روايت نموده از پدرش از ابن ابى عمير از ابى بصير از امام صادق (ع) فرمود شأن نزول سوره كهف آن است كه كفار قريش سه نفر بنام نضربن حارث بن كلده و عقبة بن ابى معيط و عاص بن وائل سهمى را به نزد علماء نجران فرستادند به منظور اينكه از آنان مسائلى را سؤال نمايند پاسخ آنها را آموخته براى آزمايش از رسول اكرم (ص) نيز سؤال كنند...فرستادگان قريش به مكه بازگشتند و نزد ابو طالب (ع) آمده گفتند برادر زاده تو مدعى است كه از خبر آسمانى به او تعليم مىشود اينك ما از او مسائلى را سؤال مىنمائيم. چنانچه جواب هر يك را بطور صحيح گفت تصديق مىنمائيم دعوى رسالت او را و چنانچه پاسخ نداد او را تكذيب خواهيم نمود.
ابو طالب (ع) فرمود از او سؤال نمائيد از رسول اكرم (ص) مسائل را پرسيدند رسول (ص) فرمود پاسخ آنها را فردا خواهم گفت و كلمه انشاء اللّه را نفرمود، آنگاه چهل روز وحى آسمانى از او قطع شد و رسول بسيار غمگين گشت به طوري كه گروندگان بوى در شك و ترديد شدند و قريش خوش وقت شده استهزاء مىنمودند و ابو طالب (ع) نيز بسيار غمگين شد پس از چهل روز سوره كهف نازل شد رسول اكرم (ص) از جبرئيل (ع) سؤال نمود چه شد تأخير نمودى عرض كرد، هرگز پيامى را نمي آوريم. جز اينكه ساحت پروردگار دستور فرمايد.
و این آيه را قرائت نمود "أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ تا آخر آيه مِنْ أَمْرِنا رَشَداً".(4)
2.در تفسیر دوم نیز اشاره بعضی از آیات مربوط به سوره کهف که در پی می آید، پیامبر صلوات الله علیه مورد سوال قرار گرفت نشان می دهد که خدای متعال به پیامبرش هشدار می دهد که تابع اختیار و اراده الهی باشد و او را فراموش نکند.
"قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً؛ وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً، إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً(5)
یعنی:بگو پروردگار من از تعداد آنها آگاه تر است، جز گروه كمى تعداد آنها را نمىدانند، بنا بر اين در باره آنها جز با دليل سخن مگوى و از هيچ كسی پيرامون آنها سؤال منما و هرگز نگو من فردا كارى انجام مىدهم. مگر اينكه خدا بخواهد، و هر گاه فراموش كردى (جبران نما) و پروردگارت را به خاطر بياور و بگو اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشن تر از اين، هدايت كند.
نوشته اند:
اولا تو(پیامبر خدا) هرگز مستقل در تصميمگيرى نيستى و اگر خدا نخواهد هيچ كس توانايى بر هيچ كار را ندارد، بنا بر اين، براى اينكه ثابت كنى نيروى تو از نيروى لا يزال او است و قدرتت وابسته به قدرت او جمله انشاء اللَّه (اگر خدا بخواهد) را حتما به سخنت اضافه كن... زيرا پيامبر (ص)بدون ذكر انشاء اللَّه به كسانى كه پيرامون اصحاب كهف و مانند آن سؤال كرده بودند قول توضيح و جواب داد، به همين جهت مدتى وحى الهى به تاخير افتاد، تا به پيامبر (ص) در اين زمينه هشدار داده شود و سرمشقى براى همه مردم باشد. سپس در تعقيب اين جمله، قرآن مىگويد هنگامى كه ياد خدا را فراموش كردى بعد كه متوجه شدى پروردگارت را به خاطر بياور.(6)
پی نوشت ها:
1. سوره مریم، آیه 64 .
2. سوره الضحی آیه 3.
3.ر ک، طیب، سید عبد الحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن،تهران،انتشارات اسلام،سال 1378 ه.ش ،چاپ دوم، ج14، ص 146.
4.حسينى همدانى سيد محمد حسين، انوار درخشان،تهران، انتشارات کتاب فروشی لطفی،سال 1404 ه.ق ،چاپ اول، ج10، ص 266.
5.سوره کهف، آیات 22تا 24 .
6.مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،تهران،انتشارات دار الکتب الاسلامیه،سال 1374 ه.ش ،چاپ دوم، ج12، ص 385 .






