باسلام
باتوجه به ایه ی 106 سوره ی یونس توسل به معصومین جایز نیست اگرصحیح نیست لطفا پاسخ رااز طریق قران به من بگویید.
قبل از پاسخ دادن به سوال بهتر است مقدمه ای بیان شود.
مسئله توسل و یا شفاعت که دارای جایگاه بلندی در عرفان اسلامی است و توجه خاصی را در بعضی از آیات و روایات به خود جلب کرده است، مسئله ای بسیار بحث بر انگیز و عرصه آرای مختلفی می باشد که این آراء بیشتر در جهت موافق اما با تفاوت در سلیقه ها ابراز شده است که البته این جا مجال بحث ندارد زیرا به تحقیقی وسیع و طولانی نیاز دارد.
اما در پاسخ به سوال مد نظر باید دو بخش از هم متفاوت را لحاظ کرد،بخش اول آن مربوط به تفسیر آیه شریفه است که منحصرا مربوط به موضوع عبادت برای خدا و شریک نکردن غیر در آن است و بخش دوم مربوط به موضوع توسل می باشد.
در بخش اول می توان گفت:
با اندک توجهی به این آیه و آیات مر بوطه سابق و لاحق در قرآن، در می یابیم که این آیه هیچگونه ارتباطی با بحث توسل یا شفاعت ندارد و با توضیحاتی که در پی می آید، موضوع روشن می شود.
در این آیه خدای متعال پیامبرش را از پرستش غیر،خصوصا اجسام بی جانی که هیچ گونه نفع و ضرری برایش ندارند، باز داشته است(که مقصود بت ها هستند) و نیز حضرت را از هر گونه شریک قرار دادن غیر در عبادتش نهی نمود.
خدای متعال به پیامبر فرمود:
"وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ"(1)
یعنی: و طلب نكن از غير خداوند متعال چيزهايى كه نه قدرت بر نفع رساندن به تو دارند و نه قدرت بر ضرر تو، پس اگر چنين كردى؛ از ظالمين می باشی.
موضوع شریک قرار دادن افراد و یا اجسام در عبادت خدای متعال که به طور مستقیم به پرستش خدای متعال مربوط می شود،با موضوع توسل به امامان که واسطه خیر و ارتباط با خدای متعال برای ما هستند و خدای متعال خود ایشان را از برگزیدگان معرفی کرد،کاملا متفاوت است.
به عنوان نمونه و از باب بی ارتباط بودن این آیه با موضوع توسل، مطالبی را از بعضی از تفاسیر نقل می کنیم:
در تفاسیر نوشته اند:
1." وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ" اين آيه شريفه نهى است بعد از نهى ديگر، از شرك ورزيدن، و بيان مىكند كه شرك ورزيدن، انسان را در زمره ستمگران داخل مىسازد، و وقتى آدمى در زمره ستمگران قرار گرفت، آن تهديدهايى كه خداى تعالى در كلام خود به ستمگران كرده در حق آدمى محقق مىشود.(2)
2.پس از اشاره به بطلان شرك از طريق فطرت، اشاره به يك دليل روشن عقلى مىكند و مىگويد دستور داده شده است كه" غير از خدا اشيايى را كه نه سودى به تو مى رساند نه زيانى،پرستش مكن،چرا كه اگر چنين كارى كردى،از ستمگران خواهى بود. یعنی هم به خويشتن ستم كردهاى و هم به جامعهاى كه به آن تعلق دارى "وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ".
كدام عقل و خرد اجازه مىدهد كه انسان به پرستش اشياء و موجوداتى بپردازد كه هيچگونه سود و زيانى برایش ندارند و در سرنوشت انسان كمترين تاثيرى نمىتوانند داشته باشند.(3)
با توجه به ترجمه و نیز اشاره کوتاه از این دو تفسیر، متوجه شدیم که نهی خدای متعال مربوط به شرکت غیر در عبادتش است خدای متعال از بنده اش عبادت خالص می طلبد نه این که بنده اش در مسیر عبادتش، بت ها را نمادی از خدا بپندارد و آن ها را شریک عبادت معبود واقعی قرار دهد.
و اما در بخش دوم سوال که مربوط به توسل است، به طور خلاصه می گوییم:
هر چند خداوند می تواند بدون واسطه، فیض خود را به موجودات برساند، ولی سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد و فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق(ع) می فرماید: "ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (4) يعنى: خداوند هر چيز را جز از راه اسباب طبيعى آن عملى نمى کند.
بر این اساس، انسان در همه کارهای زندگی به اسباب و وسایل توسل می جوید.
خداوند برای اعطای فیض خویش، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز، روزه، نیکی به یتیم، خدمت به مردم .
از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی ، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته، شفا را در دارو قرار داده و به پزشک برای درمان انسان ها آگاهی داده است، توسل به ائمه نیز از اموری است که خداوند به آن تاکید کرده و آن را سبب قرب خود دانسته است؛ آن چنان که در قرآن می فرماید: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة..." (5) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيلهاى براى تقرب به او بجویيد!"
و نیز از پيغمبر اكرم (ص) نقل شده كه مي فرمايد"...وَ نَحْنُ الْوَسِيلَةُ إِلَى اللَّهِ وَ الْوُصْلَةُ إِلَى رِضْوَانِ اللَّه ..."(6).... ما وسيله به سوى خدایيم و رساننده به رضوان اویيم..."
توضیح بیشتر این که:
توسل به اولیای الهی موجب شرک نیست؛ زیرا کسانی که توسل به اولیای الهی پیدا میکنند، هیچ گونه استقلالی برای ایشان قائل نمیشوند .فرق توسل به ائمه (ع) و معبودهای ساختگی ( محور اصلی نهی آیه مورد سوال) آن است که استشفاع کنندگان به آن معبودها،(بت ها و یا هر موجود دیگر) آنها را عوامل مستقل و تصمیم گیرنده در عرض خداوند به حساب می آورند و این شرک است. به اعتقاد ما، نقش ائمه و انبیا (ع) و اولیای الهی، شفاعت اذنی است. یعنی آنان با اجازه خدا و طبق خواست او به مدد مددجویان میشتابند. چنین دیدگاهی هرگز مستلزم شرک نیست، زیرا اراده ائمه (ع) را در طول اراده خدا و مجرای همان قرار میدهد، نه مستقل از آن.
بنا بر این،توسل به ائمه نه تنها انسان را از خدا دور نمی کند،بلکه با این بیان موجب قرب و نزدیکی به خداوند نیز می شود.
پی نوشت ها:
1.سوره یونس آیه 106.
2.طباطبایی محمد حسین تفسیر المیزان ترجمه موسوی همدانی محمد باقر،قم ، انتشارات جامعه مدرسین،سال 1374 ه.ش، چاپ پنجم، ج10، ص 197.
3.مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 هجری شمسی،چاپ اول، ج8، ص 399.
4.مجلسي محمد باقر،بحار الانوار،لبنان بیروت،انتشارات مؤسسة الوفاء،سال 1404ه.ق ،ج2، ص 91.
5.سوره مائده، آیه 35.
6.بحار الانوار پیشین، ج 25، ص 23.






