در آیه ی 54 سوره توبه آیا کسی که با کسالت نماز می خواندنشانه این است که انفاقش قبول نیست؟
به طور مقدمه باید گفت: خواندن نماز همراه با کسالت و تنبلی شایسته هیچ مومن و مسلمانی نخواهد بود، زیرا نماز مهم ترین جلوه و نمایش عبودیت و زیباترین نماد در تکلیف عابد نسبت به معبود خواهد بود که کسالت در آن می تواند، قبولی آن را دچار مشکل کند.و اما تفسیر آیه مربوط به سوال و آیه قبل از آن که مرتبط به آیه مورد پرسش است، چنین می باشد:
خدای متعال فرمود:
"قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ، وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ"(1)
یعنی:
بگو انفاق كنيد خواه از روى ميل يا اكراه، هرگز از شما پذيرفته نمىشود چرا كه شما قوم فاسقى بوديد.و هيچ چيز مانع قبول انفاق هاى آنها نشد جز اينكه آن ها به خدا و پيامبرش كافر شدند و نماز بجا نمىآورند جز با كسالت و انفاق نمىكنند مگر با كراهت!
در پاسخ به پرسش می گوییم، اگر اندک توجهی حتی به ترجمه این دو آیه شریفه شود متوجه خواهیم شد که فسق، نفاق و کفر از موانع اصلی عدم قبولی انفاق در راه خدای متعال است و می توان از درون آیه مورد نظر، موانع قبولی انفاق را که ناشی از سه عامل و بنا بر بعضی تفسیرها دو عامل است، مشاهده کرد.
1. إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ كفر باللّه" (کفر به خدا و رسول) 2. "لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى"(انجام نمار با حالت کسالت) 3."وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ" (انفاق همراه با اکراه). البته آیات مورد اشاره با توجه به شان نزول خاصی خود،مربوط به منافقانی است که بنا به نظر تفاسير،در جنگ تبوك شركت نكردند و مى خواستند با كمك مالى به جبهه،خود را شريك پيروزى بدانند(2) که می توان از آن برداشتی عام و فراگیر نسبت به همه زمان ها و نیز همه افراد داشت.
پس علت اصلی عدم قبولی انفاق، به دلیل نماز خواندن همراه با کسالت و یا بخشش با کراهت نیست، بلکه فسق، کفر و نفاقی است همراه با کسالت و اکراه در انجام عمل. نفاقی که در درون دل هایشان ریشه کرده است، ولی آنان تلاش می کنند با ظاهر سازی آن را کتمان کنند و برای آن که از مسلمانان واقعی عقب نمانند،رو به انفاق می آورند. خب معلوم است منافقین با زمینه سویی که در باطن خود دارند، هر عمل نیکی را هم انجام دهند از طرف خدای متعال قبول نخواهد شد.علاوه بر این؛نفاق شان موجب می شود که به خواندن نماز دل ندهند و آن را با کسالت و انفاق را با کراهت انجام دهند.در نتیجه چنین انفاقی که همراه با نفاق باشد،راه قبولی را خواهد بست!
اما چه بسیار اتفاق می افتد که مسلمانان دست به انفاق می زنند و حتی در حال کسالت نماز می خوانند، ولی چون مانع اصلی که فسق یا کفر و نفاق است در دل های شان وجود ندارد،از این لحاظ نمی توان قضاوت کرد که انفاقشان به سرنوشت انفاق در آیه مبتلی می شود،ولی به طور حتم نتیجه کارشان متفاوت خواهد بود.
در ادامه و برای بیشتر روشن شدن پاسخ پرسش، مطلبی را که یکی از تفاسیر در مورد این آیه و آیه قبل بیان کرده است،می آوریم:
نوشته اند:
اين آيات به قسمتى ديگر از نشانه هاى منافقان و نتيجه و سرانجام كار آنها اشاره كرده و روشن مى کند كه چگونه اعمال آنها بى روح و بى اثر است و هيچ گونه بهرهاى از آن عایدشان نمىشود، و از آنجا كه در ميان اعمال نيك،انفاق در راه خدا (زكات به معنى وسيع كلمه) و نماز (پيوند خلق با خالق) موقعيت خاصى دارد، مخصوصا انگشت روى اين دو قسمت گذارده است.
نخست مىگويد:" اى پيامبر به آنها بگو: شما چه از روى اراده و اختيار در راه خدا انفاق كنيد و چه از روى كراهت و اجبار و ملاحظات شخصى و اجتماعى، در هر حال از شما منافقان پذيرفته نخواهد شد" "قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ".
سپس به دليل آن اشاره كرده مىفرمايد:" زيرا شما گروه فاسقى بوديد "إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ". نيت هاي تان آلوده، و اعمال تان ناپاك، و قلب تان تاريك است، و خدا تنها عملى را مىپذيرد كه پاك باشد و از شخصى پاك و با تقوا سرزند...
پس از ذكر عدم قبول انفاق هاى مالى آنها، به وضع عبادات آنان اشاره كرده مىگويد:" آنها نماز را بجا نمىآورند مگر از روى كسالت و با ناراحتى و سنگينى" "وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى".
همان گونه كه" انفاق نمىكنند مگر از روى كراهت و اجبار" وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ".
در حقيقت به دو دليل انفاق هاى آنها پذيرفته نمىشود يكى به دليل آنكه از روى كفر و عدم ايمان سر مىزند، و ديگر اينكه از روى كراهت و اجبار است.
هم چنين به دو علت نماز آنها پذيرفته نيست نخست به علت كفر، و ديگر بخاطر آنكه از روى كسالت و كراهت انجام مىگيرد.(3)
در دیگر تفاسیر نیز مطالب مشابهی در مورد تفسیر آیات مذکور وجود دارد که می توان مراجعه نمود.(4)
پی نوشت ها:
1. سوره توبه آیات 53 و 54.
2.ر ک،تفسير نور، ج5، ص 79 .
3. تفسير نمونه، ج7، ص 447.
4.رک،طیب سید عبد الحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن،تهران،انتشارات اسلام،سال 1378 ه.ش ،چاپ دوم، ج6، ص241 و شاه عبد العظیمی حسین بن احمد، تفسير اثنا عشري،تهران،انتشارات میقات،سال 1363 ه.ش ،چاپ اول،ج5، ص 120 .






