سلام،
اگر بین وفای به عهد و رضایت پدرو مادر مجبور به انتخاب یکی باشم چه کار باید بکنم؟ یعنی اگر پدر و مادر من راضی به ادای عهدم نباشند چه باید بکنم؟
به طور دقیق تر من به دختری قول دادم که با وی ازدواج کنم اما اکنون که به خواستگاری رفتییم پدرو مادرم به شدت مخالفت کردند. این دختر ۲ سال برای ازدواج با من صبر کرده و بسیار نگرانم که عدم وفای به عهد من باعث شکست و فروپاشی روحی و حتی اعتقادی وی بشود. از طرفی شکستن دل پدرو مادر و نا رضایتی آنها وجود دارد.
رضای خدا در چه چیز است؟
علت مخالفت پدر و مادرتان را برایمان نگفتید خوب بود این مورد را هم برایمان بیان می کردید.
شما از ابتدا اشتباه کردید بدون اطلاع خانواده هایتان با هم ارتباط داشتید وقتی اسلام از ارتباط با نامحرم نهی می کنند برای اینگونه موارد و این روزهاست.
شما باید با مطالعۀ کتاب یا مشاوره، ملاک های حقیقی انتخاب همسر را بدست بیاورید، اگر این خانم واجد ملاک ها بود به پدر و مادرتان بگویید: به علت دارا بودن این صفات و ملاک ها می خواهید با او ازدواج کنید و تمنا کنید با درخواست شما موافقت کنند،اگر نپذیرفتند از ابزار واسطه استفاده کنید.
اما اگر دارای ملاک ها نیست صلاح شما این است که تابع قول والدین خود باشید و به آنها گوش فرا دهید. زیرا پدر و مادر هیچگاه بدی فرزند خود را نمی خواهند و توجه به قول خود نکنید. زیرا قولی که به دختر داده اید هیچ اعتباری ندارد و عمل نکردن به آن گناه نیست. بلکه ارتباط با نامحرم هست که حرام است و گناه دارد.
لازم است ارتباط خود را با آن خانم قطع کرده تا تکلیف تان در مورد او مشخص شود که آیا مناسب برای اردواج هست یا نه؟
اولویت را رضایت پدر و مادر خود قرار دهید زیرا هرکس والدینش از او ناراحت باشند خشم خدا را برای خود خریده؛ درروایت وارد شده :
رسول خدا (ص) فرمود: «كنْ بارّا و اقصر على الجنّة، و إن كنت عاقّا فاقصر على النّار؛ [با پدر و مادر] نيكو رفتار باش و در بهشت جاى گير، و اگر عاق باشى در آتش دوزخ خواهى بود.»(1)
همچنین فرمود: «من أصبح مسخطا لأبويه أصبح له بابان مفتوحان إلى النّار ؛ هر كه صبح كند در حالى كه بر پدر و مادر خود خشمگين باشد، دو در جهنّم به روى او گشوده است.»(2)
همچنین فرمود: «برّ الوالدين أفضل من الصّلاة و الصّوم و الحجّ و العمرة و الجهاد في سبيل اللّه ؛ نيكى به پدر و مادر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا برتر است .»(3)
پی نوشت ها:
1.سید جلال الدین مجتبوی، علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، انتشارات حکمت، تهران، 1377ش،ج2، ص 351.
2.همان.
3.همان، ص 354.






