داشتن یک جهانبینی مطمئن برای زندگی کردن خیلی مهم و اساسیه واین که به یک چیز مطمئن باشیم امنیت خاطری ایجاد می کنه که میشه زیر سایه ی اون اطمینان هدفمند زندگی کرد این مسئله که خلاصه خدا وجود داره یا نه همه زندگی منه ترس از اینکه نباشه کابوسه زندگیه منه و همیشه پشته خودمو خالی میبینم با این همه تنوع اعتقادات و مذاهب احساس سردر گمی و پوچی می کنم دوست دارم خدایی باشه که من عاشقش باشم همین فقط عاشقش باشم و همین بیشتر منو می ترسونه که شاید شوق داشتن همچین خدای تعریف شده ای هست که من رو بر این باور رسونده که خدایی هست همیشه همه موفقیتامو مدیونه خدایی می دونم که هیچ وقت مطمئن نشدم که هست یا نه ولی وقتی به مشکل بر می خورم می ترسم می ترسم که نباشه می ترسم با این شک بمیرم و می ترسم از عواقب این شک در بعد مرگم شما به من بگید چه کنم که از این شک در بیام اصلا راهی هست اصلا لزومی داره که به اون اطمینان 100در100 که می خوام برسم یا اون یقینی که من می خوام درجاته بالا تری از یقینه که لزومی نداره حتما بهش رسید آیا همین قد که به زبون میارم خدا هست کافیه ؟ راه دیگه ای غیر از عقل وجود داره برای رسیدن به معبود؟
لازم است این نکته را یادآور شویم که «شک و تردید مقدمهاى براى رشد و کمال فکرى است». بنابراین از بروز آن نباید نگران بود.
شک و تردید انگیزهاى است که موجب تلاش فکرى مىشود و آدمى را از نقاط تاریک، به وادى نور و روشنایى سوق مىدهد. پس باید از این انگیزه استقبال کرد و در جست و جوى راه کارهاى مناسب جهت حل مشکلات بود. البته اگر آدمى تسلیم تردیدها بشود و براى رسیدن به حقیقت تلاش نکند، بدیهى است که در گرداب اوهام و تردیدهاى خویش غرق خواهد شد.
بنابراین از بروز این حالت ـ که تقریبا مسألهاى متناسب با سن شماست ـ نگران نباشید و با برنامهاى منظم و حساب شده، به رفع تردیدها و کشف حقیقت بپردازید.
ریشه ناراحتی شما نیز نسبت به از دست دادن ایمان خود در همین حیطه باید جست و جو کرد.
مىدانید که فطرت آدمى حقیقت طلب است و تا آن را نیابد، آرام نمىگیرد.
آدمى آن روز آرام مىگیرد که جرعهاى از زلال حقیقت بچشد و حلاوت آن را در دل خویش احساس کند. حال چگونه باید حرکت کرد تا این تردیدها برطرف شده و جاى خود را به اطمینان بدهد.
دوست عزیز،جوانان معمولاً در این سنین درباره مسائل مختلف از جمله اعتقادات و باورهاى دینى خود دچار تردید مىشوند و در صدد پیدا کردن دلایل منطقى و پشتوانه قابل قبولى براى آنها هستند. آنان مىخواهند نظام فکرى و اعتقادى خود را تجدید بنا کنند و به آن استحکام فزونتر بخشند .از آن جا که گاه گمان مىکنند باورهاى دینىشان بر تقلید مبتنى است، تصمیم به اصلاح آن مىگیرند و مىکوشند با تحقیق و موشکافى درباره آنها به ثبات فکرى دست یابند؛ چنین تردیدهایى که فرد را به تحقیق وا مىدارد به مرحله یقین و علم مىرساند، خوب و پسندیده است؛ ولى به شرط آن که همزمان با پدید آمدن آن، شخص به دنبال پاسخ باشد و در تردید باقى نماند. شک توقفگاه خوبى نیست؛ اما اگر آغاز حرکت باشد، نیکو و شایسته است.
اگر تردیدهاى شما از این قبیل است، نگران نباشید. بکوشید با مطالعه و پرسیدن از استادان و کارشناسان، جنبه اعتقادى و فکرى خودرا تقویت کنید و با عمل به دستورهاى دینى(مثل نماز و عبادات دیگر) و پایبندى بیشتر به آنها، ایمان خود را مستحکم سازید.
به گفته بزرگان براى کشف حقیقت و وصول به آن، دو کار لازم است:
1ـ سیر فکرى و عقلانى، 2ـ تهذیب نفس و صفاى باطن.
در مقوله اول باید به تفکر منظم و مطالعه مناسب روى آورد. شما بهتر است دفترى را به مجموعه عقاید خود اختصاص داده و هر فصل را پس از تحقیق و تأمل و نتیجهگیرى، به اتمام رسانده و به فصل دیگر بپردازید. از هر کجا که مىخواهید شروع کنید، ولى بهترین شروع از خداست.
آیا مىتوان درباره قدرتى بزرگ و شعورى لایزال ـ که جهان بر محور آن در حرکت است ـ تردید نمود؟ و اگر خدایى هست چرا یکى باشد؟ آیا نظم و هماهنگى شگفتانگیز هستى تردیدى در یگانگى طراح و خلاق این عالم باقى مىگذارد؟
این مختصر گنجایش بیان همه آنچه که در باب خداشناسى است را ندارد. لذا توصیه مىکنیم در این زمینه با تعمّق و تفکّر منظم، به مطالعه کتابهاى زیر بپردازید:
1ـ اثبات وجود خدا احمد آرام
2ـ بهترین راه شناخت خدا محمدى رى شهرى
3ـ اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5 شهید مطهرى
4ـ خدا در قرآن شهید بهشتى
5ـ آفریدگار و آفریده ناصر مکارم
6ـ راه خداشناسى جعفر سبحانى
مطالعه دقیق و منظم این کتابها و بیش از همه تفکر درباره هستى و پدیدههاى آن، شما را به این نتیجه خواهد رساند که جهان خدا دارد و اگر دارد یکى بیش نیست.
البته نباید انتظار داشته باشید که پس از این مرحله، یقین کامل براى شما حاصل شود؛ زیرا تحصیل یقین راهى دشوار در پیش دارد که پس از طى آن، مىتوان به درجاتى از آن نائل آمد؛ ولى در این مرحله «اطمینان» قابل حصول است.
پس از این مرحله، باید قلب و دل را صفا داد تا نور حق در آن تجلى یابد. تخلق به اخلاق کریمه، پرهیز از رذایل و مراقبت از نفس، زمینه را براى اشراق نور حق فراهم خواهد ساخت. ایمان و اطمینانى که از این طریق به دست مىآید، به مراتب بالاتر از آن حدى است که در سیر عقلانى و فکرى حاصل مىگردد.
اما برخی راهکارها که برای رسیدن به یقین و آرامش فکری و ثبات عقیده، مفید است (علاوه بر مطالعه و حل سؤال فکری و عقلی):
1ـ تفکر خصوصاً در شب ها و سحرها که دلمشغولی ها و سر و صداهای دنیا به حداقل رسیده، تدبر و تأمل در خلقت آسمان و زمین نگاه به آسمان و احساس کردن سیطره خداوند بر همه عالم.
2ـ دیدار با علما و اهل معرفت؛ زیرا ملاقات با کسانی که نمونههای عینی یقین و رسیدن به مقصد هستند ،بهترین عامل حرکت و برطرف کننده تردیدها برای کسی است که قصد رسیدن به آن درجه و هدف را دارد.
3ـ جدیت در عبادات و تلاش پیگیر در مسیر بندگی؛ زیرا به فرموده قرآن عبودیت ، زمینهساز رسیدن به یقین است :«واعبد ربّک حتى یأتیک الیقین؛(1) خدایت را بندگی کن تا به یقین برسی».
به این ترتیب که به خود بگویید: هرچند شاید خدایی نباشد اما خدایی را که انبیا و بسیاری از بزرگان از او خبر دادهاند ،تا آنجا که در توانم هست بندگی می کنم.
تلاش در راه رسیدن به این معرفت ضروری ،جهاد در راه خداست و کسی که در راه خدا جهاد کند ،خداوند او را هدایت می کند.(2) اما به جهت برطرف شدن این فشارها خواندن دعای عدیله در اوائل مفاتیح الجنان ( در وقتی که احساس می کنید از آرامش و اعتقاد بهتری برخوردارید) بسیار مفید است. همچنین گفتن ذکر « آمنت بالله و رسوله و لاحول و لاقوه الا بالله »
پینوشتها:
1. حجر (15) آیه 99.
2. عنکبوت (29) آیه 69.






