به طور مثال در مورد بهترین اعمال احادیث زیدی وجود دارد که هر یک مورد خاصی را مطرح میکنن . بالاخره کدامیک بهترین است . یا نشانه های مومن در یک حدیث 5 مورد بیان شده و در احادیث دیگر به مواردی دیگر اشاره میشود .
در پاسخ به سوال باید دو بحث را مطرح کرد. اول این که پرسشگر می خواهد از اصل صحت احادیث وارده آگاهی یابد به این معنا که فلان روایت و یا روایات آیا از معصومین(ع) نقل شده است یا نه که باید به کتاب های حدیث شناسی و درایه مراجعه کند. دوم این که پرسشگر می خواهد بداند. چرا میان روایات و احادیث بعضا در مورد موضوع یا موضوعاتی این اندازه تفاوت یا حتی تناقض وجود دارد که به نظر می آید هدف پرسشگر از سوال، مورد دوم باشد که در این باره توضیح می دهیم:
به طور کلی جدای از تبیینی که در ادامه خواهد آمد. ملاک مشخصی در متابعت همگانی از احادیث و روایات وجود دارد که با داشتن آن ملاک، می توان در مورد تعارض و ناسازگاری دو حدیث یا احادیث قضاوت کرد.
از معصومین (ع) روایات متعددی نقل شده است که فرمودند اگر از طرف ما دو حدیث ناسازگار با هم نقل شد. آن دو را به کتاب خدا "قرآن"و "سنت رسول خدا (ص)عرضه کنید، هر کدام که موافق با کتاب خدا بود آن را نگاه دارید و آن دیگری که مخالف بود را رها کنید.
یکی از راویان از امام رضا(ع)در مورد تکلیف نزاع بر سر دو حدیث که به شکل مختلف از رسول خدا(ع) بر سر یک موضوع نقل شده است، سوال کرد و حضرت در پاسخ فرمود:
" فَمَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَبَرَيْنِ مُخْتَلِفَيْنِ فَاعْرِضُوهُمَا عَلَى كِتَابِ اللَّهِ فَمَا كَانَ فِي كِتَابِ اللَّهِ مَوْجُوداً حَلَالًا أَوْ حَرَاماً فَاتَّبِعُوا مَا وَافَقَ الْكِتَابَ وَ مَا لَمْ يَكُنْ فِي الْكِتَابِ فَاعْرِضُوهُ عَلَى سُنَنِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَمَا كَانَ فِي السُّنَّةِ مَوْجُوداً مَنْهِيّاً عَنْهُ نَهْيَ حَرَامٍ أَوْ مَأْمُوراً بِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَمْرَ إِلْزَامٍ فَاتَّبِعُوا مِمَّا وَافَقَ نَهْيَ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَمْرَه...(1)
یعنی اگر دو خبر مختلف به شما رسید آن دو را به کتاب خدا عرضه کنید،...و متابعت کنید از آن روایتی که موافق کتاب خدا باشد و اگر آن روایت در کتاب خدا نبود، آن را بر سنّت و روش پیامبر (ص)عرضه کنید، ...هر کدام که موافق سنّت پیامبر (ص) بود از آن متابعت کنید.
امام صادق (ع) فرمود: هر چيزى به سوى كتاب خدا و سنت برگردانده مىشود، هر حديثى كه موافق كتاب خدا نبود، باطل است.(2)
و اما در توضیح سوال باید گفت تفاوت در بیان روایات و احادیث در مثلا یک موضوع یا موضوعات مختلف تا جایی که الفاظ آن متضاد یا متناقض با هم نباشد؛ نمی تواند موجب شبهه در اصل صدور روایت یا حدیث باشد. این اختلاف ها می تواند ناشی از عواملی باشد که به بعضی از آن اشاره می شود1.معصومین (ع) همه در یک زمان نبودند 2.مخاطبین و پرسشگران یکسان نبودند.3.وضع مکانی و زمانی و نوع سوال ها موجب می شد که آن چه از معصومین در فلان زمان روایتی ذکر شده در زمان دیگر فرا خور حال و زمان و حتی مخاطب و نوع مجلس و...عوض شود، اما چون مقصد یکی است و آن تعالی بشر و رسیدن به خدای متعال پس می توان به همان دلیلی که بیان شد از راه ها و ابزارهای مختلف استفاده و در مورد موضوعی نشانه های مختلف و متفاوتی عرضه کرد.
مثلا در مورد سوال باید گفت که اگر چه در مورد بهترین اعمال همواره و در همه زمان ها موارد مشخص و حتی شمرده شده ای اعلام شده است، اما لزومی نداشت وقتی شخصی از معصومین(ع) در جلسه ای سوال کند که بهترین عمل یا اعمال چیست، معصوم ملزم باشد که یک به یک آن را در همان جلسه بر شمرد، بلکه به مقدار نیاز و نیز فراخور حال پرسشگر یا پرسش؛ مطالبی را بیان می فرمودند و اگر دگر بار شخصی دیگر سوال می نمود و یا جلسه ای دیگر بر پا می شد به همان دلیل، مطالبی افزون یا حتی متفاوت از امام صادر می شد. مثلا نماز یکی از بهترین و بالاترین عمل بندگان خدای متعال است و اگر در روایتی می بینیم که فقط نام نماز برده شده است. شاید به این دلیل بوده است که پرسشگر از نماز پرسیده یا وضع مجلس صدور روایت به گونه ای بوده که فقط به اهمیت نماز معطوف شده است و معصوم در این باب توسعه سخن داده اند. پس "اثبات شی نفی ما عدا" نمی کند.
در مورد نشانه های مومن نیز باید گفت نشانه ها بسیار است، اما هنگام سوال از معصوم باز هم به همان دلایلی که بیان شد،بر شمردن نشانه ها از یکی به موارد بسیاری تغییر کند که گفتن فقط یک نشانه مخاطب را به مقصود می رساند و گاهی لازم است نشانه های دیگر و بعضا متفاوت از هم برای اقناع مخاطب یا مخاطبین نقل شود و یا اصلا جدای از این توجیهات مخاطب در طلب نشانه های بیشتری بوده است و از معصوم با این بیان"باز هم " توقع داشته که حضرت ادامه دهد! پس، این چنین موارد هرگز به صحت روایات و احادیث ضربه نمی زند.
البته و به طور معمول سعی و تلاش منتشر کنندگان و یا ناقلان احادیث بر این بوده و هست تا روایاتی را که بعضا با هم متضاد یا متناقض بوده را منتشر یا نقل نکنند و این به خاطر صیانت و امانت داری از بیان معصومین(ع) بوده است.
در عین حال این نکته را باید اضافه کرد،گاهی تعارض ادله و احادیث به معنای نفی(تنافی)یکدیگر نیست که البته این بحث اصولی است و بیان آن پاسخ را از مرز خود دور می کند، ولی می توانید در کتاب های اصول فقه بحث تعارض ادله آن را مطالعه کنید.
پی نوشت ها:
1.مجلسی محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،تهران،انتشارات اسلامیه، ج2، ص 235.
2.مشكاة الانوار، ترجمه هوشمند و محمدى، قم، انتشارات دار الثقلین، سال 1379، ه.ش ،چاپ اول، ص 305.






