1) دركجاي قران ذكرشده است كه دختربااجازه پدربايد ازدواج كند ويا درغيراينصورت باتوجه به كدام احاديث معتبر ويا بيان روشن وياتفسير از آيات قران ميتوان چنين گفت؟
2)حالا اگردختري كه با داشتن سن بالا ونيز نياز به ارتباط دارد ويا به فراخور كار وياتعاملات اجتماعيش مجبوراست بانامحرم هم صحبت شودوياارتبط نزديكتر داشته ويابه بيان ساده شرايط ازدواج يا خود نداردوياطرف مقابلش ولي ميخواهد باهم جنس مخالفش احساس نزديكترداشته باشد چه بكند؟

پرسش 1:
حالا اگر دختري كه با داشتن سن بالا ونيز نياز به ارتباط دارد ويا به فراخور كار وياتعاملات اجتماعيش مجبور است بانامحرم هم صحبت شود و يا ارتباط نزديكتر داشته و يا به بيان ساده شرايط ازدواج يا خود ندارد و يا طرف مقابلش، ولي مي خواهد باهم جنس مخالفش احساس نزديكتر داشته باشد چه بكند؟
پاسخ:

صحبت هاي ضروري بدون قصد لذت با نامحرم اشکال ندارد، اما اگر بخواهد طبق تعبير شما ارتباط نزديکتر داشته باشد بايد ازدواج دائم و يا موقت نمايند، طبق فتواي آيت الله سيستاني اذن پدر و يا جد پدري شرط صحت ازدواج دختر باکره است و بدون آن عقد صحيح نيست. اگر خود دختر در خرج و مخارج زندگي مستقل باشد بنابر احتياط واجب اذن پدر شرط است.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله سيستاني، توضيح المسائل، مسأله 2336.

پرسش 2:
اجازه دختر در ازدواج به اذن پدرمي باشد
شرح : 1) دركجاي قرآن ذكرشده است كه دختربا اجازه پدر بايد ازدواج كند و يا در غير اين صورت باتوجه به كدام احاديث معتبر و يا بيان روشن ويا تفسير از آيات قرآن مي توان چنين گفت؟
پاسخ:

در قرآن کريم به صورت کلي در مواردي به ازدواج اشاره کرده است.
اما در خصوص لزوم اذن پدر براي ازدواج دختر در قرآن کريم اشاره نشده است، اما به حسب روايات از برخي از روايات به روشني استفاده مي شود بايد در ازدواج دختر باکره از پدر اجازه گرفت، در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: لَا تَزَوَّجُ ذَوَاتُ الْآبَاءِ مِنَ الْأَبْكَارِ إِلَّا بِإِذْنِ آبَائِهِنَّ. زنان باکره بدون اذن پدران شان ازدواج شان صحيح نيست.(1) اين روايت به طور واضح دلالت بر لزوم اذن پدر دارد. البته روايت ديگري نيز هست که چنين دلالتي ندارد، بلکه دلالت بر خلاف آن مي کند. براي تفصيل بيشتر روايات متعدد و نيز اقوال فقهاء در صورت توانايي به کتاب مستمسک العروة الوثقي ج14، تأليف آيت الله سيد محسن حکيم رجوع نماييد.
در هر صورت وظيفه مقلد آن است طبق فتواي مرجع تقليد خود عمل نمايد و نمي تواند به صورت مستقيم از روايات احکام را استفاده نمايد، زيرا فهم روايات و همين طور شناخت معتبر بودن روايات نياز به تخصص دارد.
پي نوشت:
1. کليني، الکافي، چاپ دار الحديث، ج10، ص754.