با سلام و احترام و با تشكر از وقتي كه در اختيار اين بنده حقير گذاشتيد و پاسخ سوالم را داديد . ولي منظور اينجانب از تشديد كلمه الله گفته مي شود كه در زمان عرب جاهليت آنها الله را داشته اند حتي در صلح حديبيه همانگونه كه اطلاع داريد فقط كلمه بسم الله را قبول مي كنند من ميخواستم بيشتر در اينمورد بدانم ويا منبعي معرفي نماييد .باز هم از شما كمال تشكر را دارم .
الله اسم ذات خداوند در زبان عربی پیش از اسلام نیز این اسم به همین معنا به کار می رفته است،(1) چون الله در ميان اعراب پيش از اسلام کاملا شناخته شده بود. سخن قرآن در باره اثبات خدا نبود، بلکه در منزه ساختن آن از پيراه هاي جاهلي بود. اين انديشه که در کنار الله خدايان ديگري باشد، نفي شده است. (2)
مشرکان بتپرست معتقد به خداوند بودهاند. از اين رو به آن ها مشرک گفته ميشود. به خداوند به عنوان ربّ الارباب معتقد بودند. خالقيت را به او نسبت ميدادند، ولي از آن رو که معتقد بودند راهيابي به پيشگاه او و برقراري ارتباط با او براي انسانها امکان ندارد، و بايد با واسطهاي با خداوند ارتباط برقرار کنند، اشيائي از قبيل ماه، ستارگان و بتها را ميپرستيدند، ولي در عين حال به الوهيت خداوند (الله) معتقد بودند، همان گونه که اين مطلب در قرآن آمده:
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى (3)؛اين ها را نمىپرستيم. مگر به خاطر اين که ما را به الله نزديک کنند.
همه مشرکان به خدا(الله) به عنوان آفريدگار تمام عالم هستي(آسمان و زمين) اعتقاد داشتند. اين صريحاً در يکي از آيات قرآن آمده :
و لئن سألتهم من خلق السموات والارض ليقولنّ الله؛(4) اگر از ايشان سؤال کنيد که چه کسي آسمان ها و زمين را خلق کرده است، در پاسخ مي گويند خدا (الله).
بنابر این معلوم می شود که عرب ها قبل از اسلام نیز به الله باور داشته و به عنوان خداي عالم هستي قبول داشته اند، اما بت ها را واسطه و نماينده پروردگار عالم مي دانستند.(5)
گفتنی است که به لحاظ ادبی در لفظ جلالة «الله» اقوال متعددی از صرفیون وجود دارد که بنا بر قولی در اصل «اِله» بر وزن فِعال بمعنی «مالوه» یعنی معبود بوده که بعدها بدلیل کثرت استعمال جهت تخفیف همزه «اله» حذف می شود «لاه» باقی میماند و چون کلمه «اله» نکره بوده جهت تعریف آن الف و لام تعریف به آن داخل می کنند. پس «الـ لاه» می شود که دو لام دارد، اولی لام تعریف و دومی لام کلمه «لاه». و قانون این است که هرگاه الف و لام تعریف قبل از یکی از حروف شمسیه آید، لام تعریف بر حرف بعدی در تلفظ ادغام می شود. یعنی حرف ما بعد تعریف به صورت مشدده تلفظ می شود و روی آن تشدید واقع می شود. لیکن لام تعریف در کتابت به حالت خود باقی می ماند. مثل «والشّمس ـ الشّجر ـ اللّطیف» در لفظ مبارکه «الله» نیز همانند این کلمات با اینکه لام تعریف خوانده نمی شود و به حرف دوم ادغام شده و حرف دوم تشدید گرفته به صورت مشدد تلفظ می شود لیکن لام اول نیز در کتابت به حالت خود ثابت می ماند.(6) و در هر صورت کلمه الله با همین صورت وبا تشدید قبل از اسلام هم به عنوان اسم خدا وند بوده(7) و غیر از بحث ادبی در باره تشدید و یا عدم تشدید آن در قبل و بعد از اسلام در جای بحث نشده است.
پی نوشت ها:
1. خرمشاهی دانشنامه قرآن، نشر دوستان تهران،ج اول، ص 276 .
2. انعام،(6) آيه 19؛ انبيا (21)،آيه 22.
3. زمر (39) آيه 3.
4. همان، آيه 38.
5. دائره المعارف بزرگ اسلامي، نشر مرکز دایره المعارف بزرگ تهران،ج 10، ص 73 کلمه الله.
6. ر،ک : طبرسی، مجمع البیان، نشر وزارت ارشاد اسلامی 1380 ش، با ترجمه علی کرمی، ج1، ص 63.
7. علامه طبا طبایی ، المیزان، نشر جامعه مدرسین قم 1412 ق، ج1 ص18.






