سوال 1 من:
شرحبا سلام من از کشوری اروپایی باشما تماس می گیریم چند روزی است که
تعدادی جوانان مذهبی مسیحی سوالات از ما می کنند بطور مثال می گویند
اسلام دین خشونت است. عملکرد القاعده را مثال میزنند. ما درپاسخ به انها
گفتیم القاعده با میعار دینی عمل نمی کنند انها آیات از قرآن را آوردند
که درآن آیات استناد می نمودند. سوره انفال آیه 12 سوره انفال آیه 40
سوره توبه آیه 5 سوره توبه آیه 38الی 41 سوره توبه آیه 112 سوره توبه آیه
29 سوره محمد آیه 4 سوره محمد آیه 37 دراین آیات به نحوی از خشونت آمده
است وقتی که آنها این آیات را آوردند ما جواب نداشتیم امید می رود با
پاسخ تان ما را کمک نمایید؟ تشکر
جواب شما:
در اينجا لازم است بين دو مسئله تفکيک قائل شويم: مسئله اول رويکرد دين
اسلام نسبت به مسئله خشونت است و مسئله دوم عملکرد مسلمانان نسبت به
موضوع خشونت است.
درباره مسئله اول بايد بگوييم که اساسا هر دين حقي، دين رحمت و مهرباني
است زيرا اساس دين هدايت إنسان به راه سعادت ابدي است و دين براي سعادت
انسان ها شکل گرفته است و معنا ندارد که دين حقي براي ضرر رساندن به
إنسان شکل گرفته باشد. دين اسلام هم که تنها دين بر حق در حال حاضر است
همين حالت را دارد. سرتاسر قرآن مملو از رحمت و مغفرت و .. است؛ بجز يک
سوره قرآن (سوره برائت که نام دیگرش توبه است) بقيه سوره ها با دو صفت
رحمان و رحيم آغاز شده و اگر دين اسلام و کتاب آسماني آن، دين خشونت بود
نيازي نبود تا سوره هاي آن با رحمت عام و خاص خداوند آغاز شود.
درباره آيات مذکور در سؤال و اساسا جنگ هاي بر حقي که در صدر اسلام صورت
گرفته بايد بگوييم که اين جنگ ها جنبه دفاعي داشته و آيات مذکور نيز بر
لزوم دفاع و جنگ در مقابل دشمن و برخي آداب و تاکتيک هاي جنگي تأکيد دارد
و دفاع در مقابل دشمن گرچه خشونت را به همراه دارد اما خشونتي مذموم نيست
و هر مسيحي عاقل و شجاعي در مقابل دشمن خود دفاع مي کند و دست به سلاح مي
برد و لذا هيچ عاقلي نمي تواند قرآن را محکوم کند که چرا به مظلومان
اجازه داده شده در مقابل ظلم ظالمان ساکت باشند و همانند مسيحيت تحريف
شده بگويد که اگر قلدري به يک طرف صورت تو سيلي زد طرف ديگر صورت خود را
بياور تا سيلي ديگري به تو بزند!
حضرت علی (ع) در توصیف پيامبر (ص) می فرماید: « طَبِيبٌ دَوَّارٌ
بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَه» (1) «
پيامبر (ص) طبيبى است كه براى درمان بيماران سيّار است.مرهمهاى شفا بخش
او آماده، و ابزار داغ كردن زخمها را گداخته است »
طبیبی که در یک دستش مرهم است و در دست دیگرش ابزار جراحی، آنجا که با
مرهم می شود معالجه کرد، مرهم می گذارد و آنجا که مرهم مفید نیست، کارد و
چاقو به کار می برد.
اما مسئله دوم عملکرد مسلمانان است که در اين باره بايد بگوييم که عملکرد
افراد ممکن است بر خلاف دستورات ديني آنها باشد و چه بسيارند افرادي که
طبق دين آنان دروغ گفتن مذموم است اما هميشه دروغ مي گويند. اگر عده اي
مسيحي دروغ گو باشند نمي توان گفت دين مسيح، دين دروغ گويي است. درباره
مسلمانان نيز همين نکته جاري است. اگر عده اي مسلمان نما، که دست پرورده
استکبار جهاني بوده و براي مخدوش نمودن چهره اسلام ناب دست به قتل و غارت
مي زنند نبايد دين اسلام را متهم به خشونت نمود چنانکه خشونت مسيحيان در
طول تاريخ را نبايد محصول اندرزهاي حضرت مسيح (ع) دانست.
مسيحيان گرچه امروزه دم از صلح و مهر و محبت مي زنند. اما عملکرد تاريخي
آنها و امپراطوري هاي آنان و تأييدات ارباب کليسا در طول تاريخ بيان از
خشونت شديد آنها نسبت به انسان ها دارد.
نه تنها عملکرد گذشته آنها بلکه در حال حاضر نيز انواع و اقسام بمب هايي
که بر سر مردم بي دفاع افغانستان و عراق و .. ريخته مي شود بدست سربازان
مسيحي است آيا مسلمانان خاورميانه انسان نيستند؟! آيا قتل و عام مردم بي
دفاع خشونت نيست؟!
سربازان مسيحي غربي که اکنون در صدد إشغال خاورميانه و منابع آن هستند
حتي به اندازه حيوانات محافظت شده خود در آمريکا براي مسلمانان خاورميانه
ارزش قائل نيستند آيا همه اين تجاوزها را بايد به حساب اندرزهاي حضرت
مسيح (ع) گذاشت؟!
بنابراین باید منصفانه قضاوت نمود و عملکرد اشتباه افراد و سوء استفاده
آنها از نام دین را را نباید به معارف حق دین آنها نسبت داد.
خلاصه آن كه ديني كه در همه جا شعار رافت و يا خشونت بدهد دين كاملي نيست
و نمي تواند دين آسماني و الهي باشد بلكه هم نوش و هم نيش هم رافت و هم
خشونت نياز است . كدام عقل سليم مي گويد هر مجرمي رابايد بخشيد و...
در پایان لازم است متذکر شویم که اگر درباره هریک از آیات مذکور در پرسش،
سؤال خاصی دارید می توانید با تفکیک آیات و سؤالات برای ما إرسال نمایید.
خلاصه آن كه ديني كه در همه جا شعار رافت و يا خشونت بدهد دين كاملي
نيست. بلكه هم با نوش و هم نيش هم رافت و هم خشونت نياز است. كدام عقل
سليم مي گويد هر مجرمي را بايد بخشيد و...
پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه، خطبه 108.
سوال 2:
تشکر از ارسال جواب
مطالب را که شما یاد آور شده اید من به آنها گفتم
قتل و کشتار غیر نظامیان در خاورمیانه ، افغانستان ، عراق و...... توسط آمریکایی ها از نظر آنها محکوم است و آنها را مسیحی واقعی نمی دانند
و آنها هیچگونه با مسائل سیاسی خود را مرتبط نمی دانند
از نظر انها ایات قرآنی را که قبلا برای شما نوشتم صریحا علیه مسیحی ها و یهودیها به کار رفته است
سوره انفال ایه 12
الذین کفروا الرعب فاضر بوافوق الاعناق و اضربو منهم کل بنان.
سوره توبه ایه 5
فاذا انسلخ الاشهر الحرام فاقتلوا المشرکین حیث و جد تموهم و خذ و هم و احصرو هم و اقعدو الهم کل مرصد فان تابوا واقاموا الصلوه وءاتوا الزکوه فخلوا اسبیلهم ان الله غفور رحیم
من می خواهم که مشخصا در مورد این ایه ها توضیح دهید
ابتدا درباره نفي خشونت در مسيحيت بايد به برادران مسيحي بگوييم که به قول معروف نبايد کاتوليک تر از پاپ يا کاسه داغ تر از آش باشيم؛ خود پاپ به خشونت هاي تاريخي مسيحيان إذعان دارد.
به نقل از خبرگزاري مهر در تاريخ 12 آبان سال 1390 پاپ از خشونت هايي که به نام مسیحیت صورت گرفته ابراز شرمساری کرده است.
در اين خبرگزاري آمده که:
پاپ بنديکت شانزدهم در گردهمايي صلح آسيسي که با حضور 300 نفر از رهبران اديان مختلف برگزار شد،شرمساري خود را نسبت به خشونتي که به نام مسيحيت صورت گرفته ابراز کرد.
پاپ در جریان دیدار خود با رهبران ادیان مختلف که برای نیایش صلح به دعوت واتیکان در شهر آسیسی ایتالیا گردهم جمع شده بودند اظهار داشت: من به عنوان یک مسیحی می خواهم بگویم بله درست است که در طول تاریخ از خشونت به نام دین مسیحیت استفاده شده، ما این حقیقت را با شرمساری بسیار تصدیق می کنیم. اما کاملاً روشن است که این امر سوء استفاده از دین مسیحیت بوده و مشخص است که این خشونت ها با ماهیت حقیقی دین منافات دارد.»(1)
چنانکه ملاحظه مي کنيد خود جناب پاپ هم بين دو مسئله مذکور در پاسخ قبلي (محتواي دين و عملکرد دين داران) تفکيک قائل شده است.
همچنين چگونه ممکن است سربازان و سردمداران جنگ عراق و افغانستان مسيحي نباشند در حالي که در رسانه ها شاهد اعتراض علماي اين مناطق نسبت به تبليغ مسيحيت توسط اشغالگران هستيم!
اما درباره آيات مذکور بايد بگوييم که آيه 12 سوره أنفال (2) اشاره به جنگ بدر در صدر اسلام دارد و ربطي به مسيحيان و يهوديان ندارد. زيرا جنگ بدر بين مسلمانان و مسيحيان و يهوديان نبوده، بلکه بين مسلمانان و مشرکان و بت پرستان مکه است. همان هايي که اموال و دارايي هاي مسلمانان را غارت کرده بودند و آنها را از وطن خود بيرون کرده بودند چنانکه خداوند متعال در سوره بقره مي فرمايد:« وَ قاتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدين» « و در راه خدا، با كسانى كه با شما مىجنگند، نبرد كنيد! و از حدّ تجاوز نكنيد، كه خدا تعدّىكنندگان را دوست نمىدارد»
جمله «الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ» صراحت دارد كه اين دستور مخصوص مقابله با كسانى است كه دست به اسلحه مىبرند.
ضمنا از اين آيه استفاده مىشود كه هرگز غير نظاميان (مخصوصا زنان و كودكان) نبايد مورد تهاجم واقع شوند، زيرا آنها به مقاتله بر نخواستهاند، بنا بر اين مصونيت دارند.
سپس توصيه به رعايت عدالت، حتى در ميدان جنگ و در برابر دشمنان كرده مىفرمايد:« از حد تجاوز نكنيد چرا كه خداوند، تجاوزكاران را دوست نمىدارد »
آرى هنگامى كه جنگ براى خدا و در راه خدا باشد، هيچگونه تعدى و تجاوز، نبايد در آن باشد، و درست به همين دليل است كه در جنگهاى اسلامى- بر خلاف جنگ هاى عصر ما- رعايت اصول اخلاقى فراوانى توصيه شده است، مثلا افرادى كه سلاح بر زمين بگذارند، و كسانى كه توانايى جنگ را از دست دادهاند، يا اصولا قدرت بر جنگ ندارند، همچون مجروحان، پير مردان، زنان و كودكان نبايد مورد تعدى قرار گيرند، باغستانها و گياهان و زراعتها را نبايد از بين ببرند، و از مواد سمى براى زهرآلود كردن آبهاى آشاميدنى دشمن (جنگ شيميايى و ميكروبى) نبايد استفاده كنند.(3)
درباره آيه 5 سوره توبه (4) هم بايد بگوييم که اين آيه نيز درباره مشرکان و بت پرستان مکه است و ربطي به مسيحيان و يهوديان ندارد.
اين شدت عمل هم که در اين آيه آمده به خاطر آن است كه برنامه اسلام ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده، و مساله آزادى مذهبى، يعنى ترك اجبار پيروان مذاهب ديگر براى پذيرش اسلام، منحصر به اديان آسمانى و اهل كتاب مانند يهود و نصارى است، و شامل بت پرستان نمىشود، زيرا بت پرستى مذهب و آئين نيست كه محترم شمرده شود، بلكه انحطاط و خرافه و انحراف و بيمارى است كه به هر حال و به هر قيمت بايد ريشه كن گردد.
ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلكه در هر حال و در هر لحظه بخواهند مىتوانند جهت خود را تغيير دهند، چنانکه در همين آيه خداوند متعال مي فرمايد:« فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ» « اگر آنها توبه كنند و به سوى حق باز گردند و نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند، آنها را رها سازيد و مزاحم شان نشويد»
و در اين صورت با ساير مسلمانان كمترين تفاوتى را ندارند و در همه احكام و حقوق با آنها شريكند.(5)
با توجه به توضيحات مذکور بايد بگوييم که قرآن کريم سر جنگ با يهود و نصارا ندارد. اما در عين حال نمي تواند نسبت به توطئه هاي آنان بي تفاوت باشد و اگر در جايي ببيند که آنها در صدد براندازي جامعه اسلامي هستند به سبب دشمني آنها با دین حق با آنها مبارزه مي کند و اين مبارزه به سبب يهودي يا مسيحي بودن آنها نيست. بلکه به سبب دشمني آنها با دين خداست.
پي نوشت ها:
1. ر.ک:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1450775
2. «إِذْ يُوحي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ » «و (به ياد آر) موقعى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد: «من با شما هستم كسانى را كه ايمان آوردهاند، ثابت قدم داريد! بزودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مىافكنم ضربهها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آريد! و همه انگشتانشان را قطع كنيد».
3. آيت الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج2، ص: 19
4. « فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشهُْرُ الحُْرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتَوُاْ الزَّكَوةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» « (امّا) وقتى ماههاى حرام پايان گرفت، مشركان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمينگاه، بر سر راه آنها بنشينيد! هر گاه توبه كنند، و نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است».
5. آيت الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج7، ص: 292.






