با عرض سلام وخسته نباشید من هنوز نتوانستم پاسخی از شما دریافت کنم پس باز می پرسم 1- چرا بانوان درنماز حتی اگر کسی نباشد باید پوشش داشته باشند 2-ما از ازدواج چه کسانی دربدو آفرینش بوجود آمده ایم از فرزندان آدم وحوا که نمی توانیم باشیم؟
با عرض سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز
در ابتدا ذكر دو نكته ضروري است :
1- قبل از اينكه دين اسلام را بپذيريم علت احتياج انسان به دين را محدوديت عقل بشر و نياز به پيام آوري از جانب خدا دانستيم بر اساس همين مبنا ،سراغ اسلام رفتيم و آن را با دليل عقل پذيرفتيم پس انتظار به دست آوردن علت تمام احكام اسلام با پيش فرض احتياج به دين منافات خواهد داشت از اين روي نبايد توقع داشته باشيم علت تمام احكام را بفهميم بلكه بايد اصل دين را با عقل بپذيريم و در اصل اسلام تفكر كنيم و با دليل قطعي به حقانيت آن پي ببريم وقتي چنين شد ديگر احكام آن براي ما يقيني خواهد شد ولو نتوانيم علت احكام آن را بفهميم .
و اين سوال از حكمت برخي از احكام را ميتوان تعميم داد و نسبت به تمام احكام ديني مطرح نمود ؛ چرا كه تمام رفتار ديني ما تكويني است و درك ربط تكوين با عالم معنا براي افراد عادي قابل درك نيست و اين سوال هميشه براي انسانهاي عادي مطرح است كه چه ربطي است بين اين امر تكويني و عالم معني ،مثلا وضو كه عملي خاص و شست و شوي مخصوصي است چه ارتباطي دارد با طهارت معنوي كه براي ما حاصل مي شود
اين رابطه را خداي خالق عالم تكوين و معني ، درك كرده و توسط پيامبران خود به ما ابلاغ نموده است.
2- نكته ديگر اين كه تعبد و عمل به دستورات الهي علي رغم احاطه نداشتن به تمام علتهاي آن نشان و مدال بندگي است كه اين محبوب خداست و هدف خلقت انسان نيز جز اين نيست «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون،من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)(1)
طبق نظر مراجع تقلید که برگرفته از منابع دینی است، زن باید در موقع نماز ، تمام بدن حتّى سر و موی خود را بپوشاند. (2)
در مورد فلسفه این دستور ، در روایات، به دلیل و روایت خاصی که حکمت آن را بیان کند برخورد نکرده ایم، در حالی که اصل وجوب پوشش زنان در آن ها بیان شده است و فقها هم بر همان اساس بر لزوم این امر فتوا داده اند . در عین حال که میدانیم و اطمینان داریم احکام دین اسلام بر اساس مصالح واقعی است که خداوند عالَم به تمام اسرار آنها آگاهی داشته ، بر بندگان مقرر و معین کرده تا به مصالح واقعی احکام دست یافته و به سعادت و کمال برسند.
در هر صورت مسلم است حکمت پوشش بدن و رعایت حجاب اسلامی بر زن در حال نماز، پنهان کردن و مستور نمودن خود از خدا نیست؛ زیرا چیزی از علم خدا پنهان نیست . خداوند بر همه چیز در همه حالات آگاه است. لکن حکمت های دیگری در کار است که ممکن است موارد زیر نیز از حکمت های حجاب در هنگام نماز باشد :
رعایت ادب:
یکی از حکمت های این حکم رعایت ادب است، یعنی همان گونه که رعایت پوشش زن در برابر دیگران و در محافل رسمی حتی در برابر والدین نوعی حفظ حرمت محسوب می شد ؛ نماز خواندن با پوشش لازم و کامل هم نوعی حفظ حرمت به ارتباط با خداوند یا به جایگاه نماز به حساب میآید. این مسئله در ادیان دیگر هم در هنگام عبادت وجود داشته و حفظ حجاب برای زنان بخصوص در وقت عبادت دارای اهمیت ویژه بوده است (3) .
حضور قلب :
حکمت دیگر این است که رعایت حجاب و آداب دیگر در نماز مانند پاک بودن بدن و لباس ، در به دست آوردن حضور قلب مؤثر است . رعایت این برنامه ها موجب توجه به قرار گرفتن در محضر خداوند بوده و شخص را از حال غیبت از محضر حق به حال حضور میرساند . پرده ها و حجاب هایی را که میان بنده و خدا ایجاد شده است کنار میزند.
در دین اسلام برای نماز و ایستادن در مقابل پروردگار و راز و نیاز با او، آداب و احکامی قرار داده شده تا انسان آمادگی لازم برای حضور در مقابل پروردگار را پیدا کند. مانند طهارت، رعایت قبله .
حجاب نیز یکی از آداب لازم برای نماز است که با رعایت و توجه به حجاب آمادگی لازم برای نماز خواندن را پیدا نماید.
پی بردن به ارزش و اهمیت حجاب:
حکمت دیگری برای پوشش در هنگام نماز می تواند تأکید در موضوع پوشش و حجاب بانوان باشد، و این که حجاب و پوشیده بودن بدن زن در شرایط خاص پسندیده و محبوب خدا است . این حکم به زنان مسلمان می فهماند که حجاب مطلوب خداوند است به گونه ای که حتی در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن گوید. چون او بنده اش را این گونه می پسندد . چه بسا این دستور تمرینی باشد برای حفظ حجاب .
در مورد کیفیت ازدواج فرزندان آدم و حوا چند قول وجود دارد :
1. با توجه به علم دیرینه شناسی و با توجه به مکالمه فرشتگان با خدا، فهمیده می شود که قبل از حضرت آدم انسان هایی شبیه به حضرت آدم زندگی می کرده اند. ممکن است فرزندان آدم و حوا با افرادی از انسان نماهای پیشین ازدواج کرده باشند. این نظریه هیچ تأییدی از قرآن و روایات ندارد .
2. خداوند برای فرزندان آدم همسرانی از حوریان یا جنیان فرستاد.
این نظر گرچه در روایات مؤیداتی دارد، ولی با ظاهر قرآن و اعتبار عقل مخالف است؛ زیرا حور و جنیان از جنس آدمیان نیستند و نمی توانند از آدمیان فرزند بزایند. (4)
3. فرزندان آدم خواهر و برادر با هم ازدواج کرده اند.
اين قول به نظر قول صحيح باشد چرا كه : خداوند مىفرماید: «و بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً ؛ (5) از آن دو ( آدم و حوا ) مردان و زنان فراوانى در روى زمین منتشر ساخت».
ظاهر آیه مىگوید که نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است. اگر غیر از این دو در بقاى نسل او دخالت داشتند، باید می فرمود: «وبث منهما و من غیرهما = به وسیله این دو و غیر آنان... ».
اما اشكالي كه به ذهن ميرسد و سوال شما دوست گرامي هم از همين مسأله نشأت گرفته است اين است لازمه اين قول ازدواج خواهر و برادر باشد و اين هم كه در قانون الهي حرام است ؟
پاسخ اين اشكال اين است كه : حرمت ازدواج خواهر و برادر حكمي قراردادی است. بنابراین، تا ابلاغ نشده باشد، ممنوع نیست و در آن زمان هنوز از جانب خدا اعلام نشده بود.
امام سجاد (ع) به مردی قریشى جریان ازدواج هابیل را با بلوزا خواهر همزاد (دوقلو) قابیل و ازدواج قابیل را با قلیما خواهر همزاد هابیل شرح مىداد که آن مرد قريشي پرسيد : آیا آنان خواهران خود را حامله کردند؟ این که عمل مجوسیان است؟
فرمود: این مطلب را انکار مکن؛ زیرا جواز این کار، در آن روز و حرمتش در امروز هر دو حکم خدا است. مگر خدا همسر آدم را از جنس خودش نیافرید و بعد او را بر وی حلال نکرد؟ اگر مجوسیان در ازدواج محارم محکوم است، چون با وجود نهی و حرمت، این کار را می کنند. (6)
علامه طباطبایى مىفرماید: حکم ازدواج، یک حکم تشریعى و تابع مصالح و مفاسد است. حکم تکوینى نیست که قابل تغییر نباشد. از این رو، ممکن است که در ابتداى خلقت به جهت ضرورت بقاى نسل در جامعه محدود آن روز که فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حرام نگردد. بعد که ضرورت برطرف شد، حکم حرمت بیاید؛ به جهت این که ادامه جواز ازدواج، با توجه به گسترش نسل و ازدیاد برادران و خواهران، موجب اشاعه فحشا و از بین رفتن غریزه عفت می گردد.
افزون بر این، نمىتوان گفت فطرت با این ازدواج مخالف است؛ زیرا متمایل نبودن طبع، نه از آن جهت است که ذاتاً از آن تنفر دارد، بلکه به جهت آن است که این را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بین رفتن غریزه عفت مىداند. شاهد بر این مطلب ( قبیح ذاتی نبودن این عمل ) آن است که ازدواج خواهر و برادر براى مدتى طولانى در بین مجوس شایع بوده است. (7)
نتيجه اين كه: احکام، وضعی و قرار دادی اند که حکم و قرارداد آن به دست خدا است. اصل در احکام، جواز است؛ مگر این که خدا نهی کند. تا نهی نیامده باشد، جواز ابتدایی باقی است. نسخ، یعنی حلال شدن حرامی به واسطه مصالح و مفاسد جدید که نسخ در شریعت جایز است. بسیاری از حرام ها در شرایع قبلی بوده اند که در شریعت بعدی برداشته شده اند یا واجب هایی که برداشته شده و این نسخ در خود شریعت هم جایز است. حکمی، ابتدا وضع می شود و به تبع مصالح بعد، تغییر می کند.
پینوشتها:
1.الذاريات (51) آيه 56.
2 . توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسئله 789.
3. تاریخ تمدن ویل دورانت ، ج 9، ص 242، به نقل از مجله پیام زن، ش 20، ص 80 - 83.
4. علامه طباطبایى، سيد محمد حسين، ترجمه تفسیر المیزان، سيدمحمد باقر موسوي همداني، ج 4،ص 230، جامعه مدرسين، قم، 1374ه.ش.
5. نساء (4)، آیه 1.
6.علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج 11 ص 225 .
7. همان، ص 229-230.






