بسمه تعالی
با سلام و دعای خیر
فلسفه خلقت هر انسان که در چه زمان ، مکان و در چه خانواده ای و با چه دین و ایینی به دنیا بیاید در چیست ؟
ایا این موضوع که افراد حرامزاده مستقیم به جهنم میروند واقیعیت دارد ؟ولی ایشان هیچ دخل و تصرفی که چگونه و توسط چه پدر و مادری متولد گردند ندارند ؟

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
فلسفه وجود این اختلافات و تفاوت های زمانی و مکانی و فرهنگی و... چیزی جز ساختار علّی و معلولی عالم نیست زیرا معنا ندارد که در سال 2012 میلادی در خانه یک زوج در آمریکای جنوبی توالد و تناسل شکل بگیرد. اما فرزندشان در سال 120 میلادی در مالزی به دنیا بیاید یا ثمره ازدواج والدینی در ایران تولد کودک در یک کشور اروپایی در 5 قرن قبل و در محیطی متفاوت از مکان و علل ایجادی اش باشد .
اما باید توجه داشت که همه این ویژگی های ژنتیکی و خانوادگی و اجتماعی فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند ، زیرا از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‏ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم‏گیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم می‏زنند. بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت ايمان بياورند.
به علاوه یکی از سنّت های الهی این است که خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری ، جسمی و محیطی و... ، مسئولیت‌ها و تکالیف شان را تعیین می نماید . بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد.
این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها (1) خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند» . این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است . همچنین در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود : «وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئا (2) ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى‏كنيم پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى‏شود » .
در آزمون دنیا شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست. زیرا کاملا روشن است که توان انسان ها در موقعیت های نابرابر، نابرابر خواهد بود . خداوند نیز بر اساس اختلافات و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد . به علاوه بر اساس تفاوت ها است که در قیامت جزا و پاداش می دهد، هرچند در ظاهر تفاوت هایی در امتحان بندگان به نظر می آید. اما در حقیقت عدالت و یکسانی بی نظیری در جریان است .
بر همین اساس به موضوع فرزند حرام زاده می پردازیم :
اولا به جهنم رفتن زنازادگان نادرست است و بر خلاف عدالت الهی نیز محسوب می شود ؛ بر اساس آموزه‌های دینی ، گناه و جرمی متوجه زنازادگان نیست؛ زیرا هیچ تقصیری ندارند. عمل خلاف پدر و مادرشان، مسئولیتی را متوجه آن ها نمی‌کند. قرآن کریم به طور یک اصل کلی در این باره می‌فرماید: « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى (3)هيچ گنهكارى گناه ديگرى را متحمّل نمى‏شود ».
همان گونه که در آیه یاد شده آمده، کسی گناه دیگری را بر دوش نمی کشد. حرام ‌زاده هم می‌تواند با داشتن اعتقاد درست و انجام اعمال و دستورهای دینی، به بهشت برود؛ همان گونه که در فرمایش امام صادق (ع) آمده است:
«زنازاده اگر اعمال خوب انجام بدهد، به او پاداش داده می‌شود. اگر کار بد از وی سر زند، مجازات می‌گردد»؛ (4) یعنی زنازاده، مانند سایر مردم است.
تولد از زنا درست مانند تولد ناقص‏الخلقه است. چگونه اگر فرزند با دست فلج متولد شود، امکانات جسمى او کم تر از دیگران است؛ ولى به هرحال مى‏تواند راه تکامل را طى کند و در فعالیت‏هاى مادى و معنوى به درجات قابل توجهى برسد که حتى برخى از افراد سالم به دلیل تنبلى یا سستى به آن نمى‏رسند، فرزند نامشروع نیز مى‏تواند با تلاش و پشتکار و امداد از خداوند به کمال مادى و معنوى برسد. در نتیجه هیچ گاه برای یک فرد انحراف و فساد و جهنمی شدن مقدر نشده ،بلکه او خود توانایی رقم زدن سرنوشتی خوب برای خود را داراست .
بنابراین، نسبت به رسیدن به مقامات معنوی و الهی و علمی و عملی که جایگاه فرد را نسبت به خداوند متعال و در آخرت تعیین می کند، بین زنازادگان و سایر انسان ها تفاوتی نیست و همه قدرت و امکان رسیدن به این جایگاه را دارند. اگر چه در این مسیر افراد زنازاده سختی بیش تری را باید متحمل شوند، چون به جهت خطایی که والدین آن ها مرتکب شده اند، سرشت آن ها میل بیش تری به بدی ها داشته، همان طور که برخی از حلال زاده ها ممکن است در اثر عواملی دیگر نظیر حرام خواری،رعايت نكردن برخي آداب اسلامي و ... در رسيدن به سعادت راه سخت تري داشته باشند ؛ امّا در نهایت، این گرایش به سمت بدی ها و این پلیدی باطنی، علّت برای فاسد شدن نیست؛ بلکه زمینه آلودگی در آنان بیش تر است.
اما در عین حال ، آن ها هم می توانند خود را از آلودگی حفظ کنند همانند همه افرادی که در محیط های تولد و تربیتی نامناسبی بودند اما خود را به درجات کمال و سعادت رساندند و یا بالعکس در بهترین و پاکترین خانواده ها بدترین سرنوشت و مسیر زندگی را برای خود رقم زدند . تاریخ شهادت می دهد که در یک خانواده، شخصی مانند کمیل بن زیاد نخعی از یاران خاص و از اصحاب سرّ امیرالمومنین (ع) قرار می گیرد و برادر دیگر (حارث بن زیاد نخعی) سفاکی خونریز و قاتل فرزندان مسلم بن عقیل می شود .
هم چنین به واسطه عنصر اختیار است که پسر یزید بن معاویه ، حاضر نمی شود. خلافت بعد از پدر را برگزیند؛ اما عموی امام زمان و پسر امام معصوم (جعفر کذاب)، خود را برای غصب مقام امامت، جلو می اندازد یا پسر پیامبر اولوالعزم الهی حضرت نوح علیه السلام جهنمی می شود؛ از این نمونه ها در تاریخ بسیار است. حتی امروزه هم کم نیستند افرادی که در محیط سراسر کفر و بی دینی به سمت حقیقت و نور جذب شده ، خود را به مدد عقل و فطرت الهی شان به سوی حقیقت کشانده اند .
البته در خصوص برخی افراد مانند فرد حرام زاده ممکن است این امر ( انتخاب مسیر صحیح بندگی خداوند ) قدری سخت تر از دیگران باشد و محتاج به ریاضت و مجاهدت بیش تر و مقاومتی دشوارتر در برابر هواهای نفسانی باشند، اما این گونه افراد اگر با سختی و مجاهدت جلوی شرارت باطنی خود را بگیرند، ثواب بیش تر و جایگاه بالاتری نسبت به افراد مشابه خود داشته باشند که جبران آن سختی و گرایش به بدی را می نماید. بنابراین، در این جا نیز عدالت خداوند خود را نشان می دهد؛ چون به هر کس به اندازه تلاش او اجر و پاداش و نتیجه می دهد. (5)
پس، این تفاوت به طور دقیق در میزان مسئولیت ها و تکالیف آن ها و نوع محاسبه اعمالشان در نزد خداوند مورد توجه قرار می گیرد و خداوند این تفاوت را به دقت هرچه تمام تر جبران می نماید. چنان که در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده : أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا ؛(6)با فضيلت ترين اعمال آن اعمالي است كه دشوار تر باشد. و روشن است که قرارگرفتن در مسیر بندگی خداوند برای این کودکان دشوارتر از دیگر کودکان است .

پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه‌286.
2. انبیا(21)آیه 47.
3. فاطر (35)، آیه 18.
4. ری شهری، محمد، میزان الحکمة، نشر دار الحدیث، قم، 1407 ق، ج 5، ص 244.
5. نجم (53)، آیه 39.
6. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق ، ج‏67، ص 191.