سلام،
1- در معراج پیامبر به مسئله مجازات زنان بد حجاب اشاره شده است. آیا حساب و کتاب آنها زودتر از بقیه افراد بشر صورت گرفته است؟ این با عدالت خدا چگونه توجیه می‌شود؟

2- این موضوع که خداوند متعال فرموده « اگر تمام جن و انس جمع شوند آیه ای مثل قرآن نمیتوانند آورند » و اینکه ما میدانیم در قرآن بسیاری از مسائل علمی وجود دارد مثل «دو مغرب و دو مشرق و ....» را در نظر بگیرید. حالا تمامی کتابهای زیست شناسی که حقایق علمی درآنها درج شده و مسائل مربوط به تغذیه و سلامتی که می‌توان آنها را در سعادت اخروی موثر دانست، نمی توانند آیه ای مثل آیات قرآن باشند؟

3- خداوند در آیه 56 سوره الرحمن فرمودند : «در باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران عشق نمى ورزند و هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است .» نه قبل و نه بعد از این آیه در مورد نعمتی برای زنان اشاره نشده است. این قبیل تبعیض ها میان زن و مرد را چگونه توجیه می کنید؟

--
با تشکر

پرسش 1:
قيامت و قرآن
شرح : سلام، 1- در معراج پيامبر به مسئله مجازات زنان بد حجاب اشاره شده است. آيا حساب و کتاب آنها زودتر از بقيه افراد بشر صورت گرفته است؟ اين با عدالت خدا چگونه توجيه مي‌شود؟
پاسخ:

آنچه در روايت معراج در باب مجازات زنان و امثال آن آمده از باب مشاهده مجازات زنان بعد از حساب رسي قيامت نيست. بلکه اين گونه امور اولا با تمثّلات برزخي توجيه مي‌شود. تمثّلات برزخي اين است كه انسان جسم دارد، روح دارد، در حال بيداري است. اما چيزهايي را مي‌بيند كه ديگران نمي‌بينند. اين معلوم مي‌شود براي او متمثّل است؛ اين شخص اگر چشمش را هم ببندد، باز مي‌بيند.
اين طور نيست كه با اين چشم فيزيكي و طبيعي ببيند! نمونه‌هايي از مشاهدات برزخي در همان جريان امام صادق است که نقل شده، ابا بصير به عرض امام رساند«ما أكثر الحجيج و اعظم الضجيج» چقدر حاجي‌ها در صحنه عرفات زيادند، و ناله ها بزرگ؟ امام فرمودند: خير، « بل ما أكثر الضجيج و أقل الحجيج»! نه خير حاجي كم است و ناله زياد است. بعد با اشاره حضرت آن چشم برزخي اين سائل باز شد، ديد كه صحنه عرفات پُر از حيوانات است.(1)
اين شخص جسم داشت، روح داشت، بدن داشت ولي...خب خيلي‌ها آنجا نديدند! حتي خودشان هم خودشان را نديدند. اين مي‌شود تمثّل برزخي، چشم برزخي كه باز شود، باطن را مي‌بيند. و رسول خدا باطن آن زنان پيش از بر پاي حساب و کتاب قيامت شان ديده است. (2)
ثانيا ممکن است مراد اين باشد که پيامبر بدليل اين که سيعه وجوديش بر همه عوالم هستي گسترده است. امور قيامت را قبل از وقوع مي تواند بيبند بخصوص در شب معراج لذا آنها را با وضعيتي که در قيامت براي شان پيش خواهد آمد مشاهده نمود است.
ثالثا قبل از عذاب قيامت در عالم برزخ نيز گناه کاران کيفر خود را به نحوي مي چشند. چون طبق روايات عالم قبر و برزخ نيز شعبه ي از قيامت است. لذا در روايتي آمده:
«القبر إمّا روضه من رياض الجنه أو حفره من حفر النيران؛(3) گور انسان باغي از باغ‌هاي بهشت است يا گودالي از گودال‌هاي دوزخ.
قبر خاکي زمينه چنين چيزي که در روايت آمده ندارد، پس معلوم مي‌شود مراد از قبر در اين گونه روايات عالم برزخ است و قبر به معناي برزخ است که نمونه‌‌اي از قيامت است، باغي بهشتي و يا حفره‌اي جهنمي به حساب مي‌آيد(4) قبر به مفهوم گودال خاکي نمي‌تواند باغ بهشتي باشد،به خصوص که انسان در داخل گودال خاکي جسد بي روح است و باغ بهشتي بودن آن برايش نفعي ندارد.
پس ممکن است مراداز آن روايت اين باشد که رسول خدا آن زنان را در عالم برزخ شان بدان حال مشاهده نموده اند. در هر صورت اين مسله چالشي براي عدل الهي ندارد.در هر صورت اين مسله چالشي براي عدل الهي ندارد.
پي نوشت ها:
1. مجلسي، بحار، نشر دار الاحيا الترا ث العربي بيروت 1403 ق، ج46 ،ص 261.
http://www.quranstudies.ir/384/-/asset_publisher/7ifG/content/ . 2
3. بحارالانوار همان ، ج 6، ص 223.
4. همان، ج 1، ص 205.
پرسش 2:
اين موضوع که خداوند متعال فرموده « اگر تمام جن و انس جمع شوند آيه اي مثل قرآن نميتوانند آورند » و اينکه ما ميدانيم در قرآن بسياري از مسائل علمي وجود دارد مثل «دو مغرب و دو مشرق و ....» را در نظر بگيريد. حالا تمامي کتابهاي زيست شناسي که حقايق علمي درآنها درج شده و مسائل مربوط به تغذيه و سلامتي که مي‌توان آنها را در سعادت اخروي موثر دانست، نمي توانند آيه اي مثل آيات قرآن باشند؟
پاسخ:

به طور کلي حقيقت اعجاز اين گونه شناخته مي شود که مدّعي نبوت عمل خارق العاده اي را انجام دهد و ديگران را به انجام مثل آن دعوت کند، اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند(1) . پيامبر با آوردن قرآن ادعاي نبوت کرد و مردم را به هماوردي (تحدّي) فرا خواند تا جايي که حاضر شد کافران تنها يک سوره بياورند و از تمام جهانيان براي ساختن آن سوره کمک بگيرند.(2) اما با گذشت چهارده قرن هنوز کسي نتوانسته است چنين كاري را انجام دهد ، اين امر يكي از مهم ترين جلوه هاي اعجاز قرآن خوانده مي شود .
اما بايد ديد كه واقعا مراد قرآن از آوردن مثل و مانند چيست ؟
ماهيت مبارز طلبي قرآن حقيقتي مشخص و روشن است. زيرا قرآن راهكار مبارز طلبي براي مقابله و شكست دادن افرادي بود که آن را ساخته و پرداخته ذهن بشري پيامبر يا ناشي از کمک هاي برخي انسان هاي غير عرب معرفي مي کردند. در اين موقعيت قرآن چنين مبارز طلبي را مطرح نمود تا ناتواني ايشان از اين امر را آشکار سازد .
اما در عين حال ابعاد گوناگون اعجازي قرآن كه در ادامه به آن ها اشاره مي شود و قرائن و شواهد مختلفي که در خصوص آن وجود دارد، به ضميمه ناتواني از مقابله به مثل با قرآن مي تواند نتيجه اي مانند آسماني بودن را براي ما در خصوص اين کتاب رقم بزند ؛ به اين بيان که اصولا از نظر عقلي توانمندي هاي بشري اموري قابل تکرار هستند و در شرايط ايده آل مي توان اموري را که در گذشته از انسان ها صادر شده ، تکرار نمود .
مثلا آثاري نظير ديوان اشعار بزرگان شعر و ادب در زمان كنوني به عنوان گنجينه هاي ادبي و ميراث ادبيات يك ملت محسوب مي شود ، اما اين امر به معناي غير قابل تكرار بودن محتوايي اين آثار نيست . چه بسا در آينده شعر ارزشمند ديگري هم خلق شود كه هرچند در فرم و محتوا با اثر قبلي متفاوتند اما در عين حال از نظر وسعت اثر بخشي و تاثير گذاري و قابليت هاي هنري و محتوايي هم رتبه هم بلكه در مرتبه بالاتري قرار بگيرند .
به عنوان مثال هيچ گاه عين و مانند ديوان سنايي غزنوي خلق نشده است. اما چه بسا از نظر كارشناسان فن ، ديوان صائب تبريزي در مجموع ديوان ارزشمند تر و تاثير گذار تر از ديوان سنائي قلمداد گردد . در اين صورت بديهي است كه مي توان گفت ديوان صائب در ارزش و منزلت مثل ديوان سنايي بلكه بالاتر از اوست .
در زمان رسول خدا( که توانايي هاي ادبي و فصاحت و بلاغت در زبان عرب به اوج خود رسيده و شعرايي در اوج توانايي مطرح مي شوند که برترين ابيات و اشعار تاريخ عرب را سروده)هفت اثر برتر در اين زمينه از کعبه آويزان شد. ناگهان با آمدن قرآن و مبارزه طلبي و ناتواني بزرگ ترين نامداران عرصه ادبيات عرب از مقابله به مثل اين ادعا در ذهن قوت مي يابد که يقينا اين اثر قابل تکرار نيست و وجهي فرا بشري دارد .به يقين قرآن مثل "معلقات سبعه" نبود،بلکه از نظر فرم و شكل و محتوا و اثر گذاري برتر از آنان بود .
البته بحث تحدي و مبارز طلبي قرآن از مباحث دقيق و جدي است که بررسي جزييات آن نيازمند توضيحات مفصل است ، اما حقيقت بي مانندي قرآن را بايد در ابعاد گوناگون اعجاز آن جستجو نمود ؛ در واقع ابتدا نبايد وجوه اعجاز قرآن را به يک يا دو وجه محدود کرد ، به اين معنا که کسي تصوّر کند قرآن از لحاظ انتخاب واژه ها و آهنگين يا موزون بودن و يا فصاحت و بلاغت و مانند آن معجزه است، چنان كه برخي از آثار منحصر به فرد هنري جهان برجستگي هاي اين گونه دارند . بلکه قرآن همه ابعاد اعجاز را در خود جمع کرده است .
ابعادي از قبيل : اعجاز کلامي ،اعجاز علمي،اعجاز هنري ، اعجاز خبردادن از غيب ، نبودن اختلاف در آن ،ويژگي اين كتاب به اعتبار آورنده آن ، به اعتبار هدايت گري،قوانين و تشريعات آن و... ؛ در نتيجه اگر قرار باشد همانندي براي قرآن جستجو کرد، بايد در همه اين ابعاد داراي ويژگي و برجستگي باشد، نه تنها در قالب و فرم ظاهري يا در اگاهي رساني هاي علمي و ... ؛ به علاوه قرآن در ارائه اين فرم و قالب هم داراي بداعت و ابتکار بوده ، هر نمونه مشابه بايد داراي نوآوري و بداعت باشد، نه اين که از شيوه و روش قرآن تبعيت کند .
به علاوه که اصولا جنبه اعجاز علمي قرآن ارتباطي با کتب علمي کنوني ندارد ، زيرا اين کتاب ها دربردارنده نکات علمي هستند که برآيند سال ها تلاش و زحمت علمي دانشمندان محسوب مي شوند و از طريق کشف دستگاه هاي گوناگون آزمايشگاهي و مبادي علوم تجربي حاصل شده اند و رسيدن به چنين نتايجي هرچند ارزشمند است ، اما اعجازگونه محسوب نمي شود ، در حالي که در قرآن بدون هيچ يک از اين مقدمات و ابزارها و پيش فرض ها مطالبي علمي توسط فردي که سابقه علم و پژوهش و تجربه علمي نداشته عرضه شده و اين وجهه اعجازي قرآن است .

پي‌نوشت‏ها:
1. جعفر سبحاني، الهيات و معارف اسلامي، نشر موسسه امام صادق عليه السلام ، ص 262.
2. بقره (2) آيه 23.

پرسش 3:
خداوند در آيه 56 سوره الرحمن فرمودند : «در باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران عشق نمى ورزند و هيچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است .» نه قبل و نه بعد از اين آيه در مورد نعمتي براي زنان اشاره نشده است. اين قبيل تبعيض ها ميان زن و مرد را چگونه توجيه مي کنيد؟ با تشکر
پاسخ:

قرآن نعمت هاي بهشت را براي ترغيب انسان ها به عمل تشريح کرده و بهشت هم متعلق به همه مردان و زنان صالح است. خدا در پاداش دادن هيچ تفاوتي بين زن و مرد قرار نداده است. آنچه در وصف همسران بهشتي در آيات قرآن آمده،تنها بخشي از نعمت هاي بهشتي است، گرچه حتي همين مورد اختصاص به مردان ندارد.
طبق آموزه‌هاي وحياني در بهشت هر کدام از مرد و زن از نعمت و لذات مناسب خود از جمله همسران پاکيزه برخوردارند و اين موهبت اختصاص به مردان ندارد، مثلاً قرآن کريم فرمود:
و لهم فيها ازواج مطهره(1) براي بهشتيان در آن جا همسراني پاک و پاکيزه است.
ضمير «هم» در آيه به همه بهشتيان اعم از زن و مرد برمي‌گردد، نه فقط به مردان بهشتي.
ازواج جمع زوج به معناي همسر است ،نه زوجه به معناي زن. در آيه ديگر هم مي‌فرمايد:
و زوجناهم بحورعين(2) آنها را با همسراني درشت و زيبا چشم تزويج گردانيم.
در اين آيه هم ضمير به همه بهشتيان برمي‌گردد. «حورعين» وصف زيبايي همسران بهشتي اعم از زن و مرد است، زيرا واژه «حور» جمع احور (مرد سياه چشم) و جمع حوراء (زن سياه چشم) است. واژه «عين» جمع اعين (مرد درشت چشم) و جمع عيناء (زن درشت چشم) است.(3) پس داشتن همسر در بهشت براي مرد و زن مطرح است.
بنا بر اين تا اينجا وعده همسران پاک و زيبا چشم بود هم براي زناني که بهشتي مي شوند و هم براي مرداني که بهشتي مي شوند.
2. اما چرا بيشتر به توصيف زنان بهشتي پرداخته؟
شايد يکي از علت هايش اين باشد که معمولا زنان دنبال زيباي جسمي مردان نيستند. بلکه بيشتر مردانگي و قدرتمندي آنان را مي خواهند از اين رو بيشتر از اين به توصيف مردان بهشتي نپرداخته است و اينها در روايات آمده است از جمله در روايات راجع به مردان بهشتي فرموده:
إن أهل الجنة جرد مرد مكحلين، مكللين ، مطوقين ، مسورين مختمين ، ناعمين ، محبورين، مكرمين، يعطى أحدهم قوة مائة رجل في الطعام والشراب والشهوة والجماع ، قوة غذائه قوة مائة رجل في الطعام والشراب ويجد لذة غدائه مقدار أربعين سنة ، ولذة عشائه مقدار أربعين سنة ، قد ألبس الله وجوههم النور وأجسادهم الحرير بيض الألوان ، صفر الحلي، خضر الثياب(4)
مردان بهشت جواناني هستند که بدنشان موي زايد ندارد و سرمه کشيده اند و تاج بر سر دارند و طوق هاي زينتي بر گردن و دست بندها بر دست و انگشتر هاي زيبا بر انگشت و چهره اي شاداب و مسرور و با کرامت دارند و هر کدام قوه خوراک و نوشيدن و جماع ده نفر را دارد و چهره اشان نراني است و بر اندامشان لباس هاي حرير سفيد و زيرهاي طلايي و پوشش هاي سبز است.
اما زيبايي زنان بهشتي را هم در قرآن توصيف نکرده و اجمالا زيبايي آنها در همان توصيف به "حور عين" آمد و ذکر شد. ولي در زن چند چيز مطلوب جامعه و افراد است که قرآن روي آنها مانور داده است:
الف. پوشيده بودن زن، زن به مثابه گوهري درخشان مي ماند که زيبايي و جلاي اين گوهر در آن است که پوشيده باشد و با بهاي فراوان ديده شود و اين زيبايي و درخشاني در سفره عام گذاشته نشود و قرآن روي اين ويژگي تاکيد مي کند:
حور مقصورات في الخيام(5)
حوريانى كه در خيمه‏هاى بهشتى مستورند!
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ(6)
گويى از (لطافت و سفيدى) همچون تخم‏ مرغهايى هستند كه (در زير بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانى هرگز آن را لمس نكرده است)!
ب. زني مطلوب است که فقط دلبسته شوهر باشد و به هيچ مرد ديگري دل نبسته و نبندد و اين ويژگي هم در زنان بهشتي تاکيد شده است:
َو عِِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْف عينٌ‏(7)
و نزد آنها همسرانى زيبا چشم است كه جز به شوهران خود عشق نمى‏ورزند.
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ(8)
هيچ انس و جنّ پيش از ايشان با آنها تماس نگرفته (و دوشيزه‏اند)!
ج. معمولا زناني که يک بار ازدواج کرده و شوهر مرده يا طلاق گفته باشند، به دلايل مختلف کمتر از دوشيزگان مورد توجه اند و قرآن بر اين نکته تاکيد مي کند که:
فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً(9)
و همه را دوشيزه قرار داديم‏.
براي زنان اهميت چنداني ندارد که مردشان قبل از آنها با زن ديگري ازدواج نکرده باشد يا بسياري از آنان وجود همسري ديگر را ناپسند نمي دانند از اين رو اين ويژگي ها براي مردان بهشت ياد نشده است.
بنا بر اين در قرآن هم شوهران بهشتي توصيف شده اند و هم زنان بهشتي و در هر دو به ويژگي هايي که از نظر جنس مخالف اهميت دارد اشاره شده است.
البته قرآن در بيان اين مسائل حيا را تا حد لازم رعايت کرده و لذا با توجه به روحيه زنان کمتر به توصيف مردان بهشتي پرداخته است.
3. اگر در قران حور العين بيشتر به عنوان همسران بهشتي بيشتر مورد توجه واقع گرديده ولي شوهران بهشتي کمتر معرفي شده اند ، نه از آن روست که خدا براي ترغيب زنان اهميتي قائل نبوده ونه بدان جهت است که بهشت مردانه است و نه جهات غلط ديگري که ممکن است به ذهن آيد، بلکه اين، ريشه در روحيات زن و مرد دارد.
روحيه زن اين است که مطلوب و شکار باشد بر عکس روحيه مرد که بر طالب بودن و شکارچي بودن است. زن مي خواهدزيبا و مهوش و ماهپاره باشد تا ناز کند و عشوه بفروشد تا براي تصاحب او مسابقه بگذارند و نبرد کنند و زحمت بکشند و بها بدهند ؛بر عکس مرد که مي خواهد تصاحب کند و بها بدهد و عشوه بخرد. معمولا خريدار را توصيف نمي کنند. بلکه جواهر پنهان و مطلوب و قيمتي را معرفي مي کنند و توصيف مي نمايند تا خواهندگان براي تصاحبش مسابقه بگذارند و مجاهده کنند و...؛و چون زن مطلوب و خواستني است و برايش مسابقه داده مي شود، معرفي مي گردد. مرد جسم و زيبايي و لطافت و رعنايي زن را طالب است و زن وجود مرد و سايه او و تسلطش را مي خواهد از اين رو زنان غالبا دنبال قد و قامت مردان نيستند. البته مردان بهشتي در کمال زيبايي و تناسب هستند و زن بهشتي مردش را به هر صورتي بخواهد مي يابد. ولي اصولا اين مسائل در خواست زن زياد لحاظ نمي شود.
بنا بر اين همچنان که مردان بهشتي از حوريان بهشتي و مصاحبت با آنها لذت مي برند، زنان بهشتي هم که همان حوريان و برتر از حوريان هستند، به مردان بهشتي عشوه مي فروشند و آنها را به وصال خويش مي خوانند واز زناشويي و تصاحب مردان بهشتي لذت مي برند .
زنان صالح که مشرف به ورود به بهشت مي شوند، از حوريان بهشتي برتر بوده و همسر مردان صالح بهشتي مي شوند.
براي زنان بهشتي نيز هر چه بخواهند هست و در بهشت زن و مرد طهارت طلبند و پليدي و ناپاکي نمي طلبند و از اين رو زنان طاهر بهشتي اصلا طالب مردان متعدد نيستند. بلکه همان مرد خود را در هر چهره و به هر هيئت که بخواهند، مي يابند و از مصاحبت با او لذت مي برند.
پي نوشت ها:
1. بقره(2) آيه 25.
2. دخان(44) آيه 54.
3. ناصر مکارم، پيام قرآن،اول، تهران ، دارالکتب الاسلاميه،1377 ش ، ج6، ص 261.
4. مفيد، اختصاص، بيروت، اعلمي، 1402ق، ص358.
5. رحمن(55)آيه72.
6. صافات(37)آيه49.
7. همان،آيه48.
8. رحمن(55)آيه74.
9. واقعه(56)آيه36.