سلام ودرودبرشمامن یک جوان 31ساله دارای همسرویک فرزندهستم.... من متاسفانه نمازم رادرست نمیخوانم شایدبه این دلیل است که خانوادم اهل نمازخواندن به موقع نبودند...خیلی دلم میخواهدکه اینطورباشدولی نمیشودولی هرموقعی که نمازمیخوانم انقدرباشوق واشتیاق این کارراانجام میدم که دلم نمیخواد نمازم تمام بشه که زمانی هم که نمازم به اتمام میرسه حدودیک ساعت میشینم هم دعاوهم قران میخوانم..راستش نمازخواندن من حوسی است چندبابه زورخودم راپای سجاده رساندم نمازهم خواندم ولی این نماز برای شیطان است تاخدای بزرگ ومهربانم.به همین خاطراست که هرموقع دلم حوس نمازخواندن میکند به پای سجاده میروم وچقدرزیبانمازخواندنم خودم لذت میبرم....خلاصه شیطان خیلی اذیتم میکندهردعایی که میدانم ممکن است شیطان راازخودم دورکنم میخوانم ولی اثرنداردولی به خاطراینکه ازخدادورنشم هرروز ذکر خدامیکنم هرزمان که بتوانم پای منبرروحانیون میروم واگرنشود هرصبح ازشبکه 3ساعت 7صبح سخنرانی اقایان راگوش میدم زیارت وارث دعای کمیل دعای ندبه ازتلویزیون راتاانجاکه بتوانم ازدست نمیدم //ولی نمازنمیدانم چه کنم// من خدارا دوست دارم میخوام هرروزوبه موقع نمازبخوانم ان طوری که خودم لذت ببرم.... ازشما میخواهم که برایم ازخدا طلب کمک کنیدواگرراهی میشناسیدلطف کنیدبه من هم بگویید.محتاج لطف وکمک خداوراهنمایی شما هستم.خدابه شما برکت وپاداش دهد
از این که همنشینی با خدای متعال، دوری از گناه و شرکت در مجالس مذهبی، برای تان دغدغه شده، گویای صفای باطن شما است. خدا را شاکر باشید که نگاه خاص خود را از شما دریغ نکرده است.
آنچه از مجموع معارف اسلام استفاده می شود، این است که مهم ترین و بهترین کارها نزد خدای تعالی و برای نیل به مراتب قرب الهی «نماز» است. در قرآن و روایات اسلامی، ویژگی ها و آثاری برای نماز بیان گردیده که آن را در مرتبه عالی ترین کارها قرار می دهد. با این همه، متاسفانه ما از نمازهای خود چندان بهره ای نمی بریم؛ یعنی نه از نمازهای خود لذت می بریم و نه آثار و نتایج آن را در وجود خود احساس می کنیم. به عکس، نماز غالباً برای ما سنگین است و با کراهت به سراغ آن می رویم. و چنانکه قرآن می فرماید:"وَ إنَّها لَکَبِیرۀٌ إلاَّ عَلَی الخا شِعینَ؛ و به راستی که آن (نماز) گران است، مگر بر خاشعان".(1)
البته همین نمازهای ما هر قدر هم کم رنگ و کم خاصیت باشد، نسبت به بی نمازی بسیار بسیار ارزشمند است. همین که انسان برای انجام وظیفه، دقایقی را در پیشگاه الهی بایستد و سر به خاک بساید، بسیار قیمت دارد. اما بحث این است که قدر و ارزش نماز و بهره ای که ما می توانیم از آن ببریم، بسیار فراتر از اینهاست. فاصله بین این نمازهای ما با نماز واقعی و آثار آن، چیزی شبیه فاصله صفر تا بینهایت است! ما با آن افق اعلا و ملکوتی نماز بسیار فاصله داریم و متاسفانه از آثار شگفت انگیز آن محروم هستیم. سرّ این محرومیت نیز، این است که ما نماز را در همین ظواهر الفاظ و اذکار و حرکات و سکناتش خلاصه کرده ایم و از روح و حقیقت آن غافلیم.
مطالبی را در قالب نکات خدمتتان عرض می کنیم:
1) بنا بر نص صریح خداوند در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) کسی که از گناه و اشتباهاتش توبه کند، مورد لطف و عنایت ویژه پروردگار قرار گرفته و رحمت و غفران الهی شامل حال او می گردد و مورد بخشش واقع می شود، در این مطلب شکی و شبهه ای نیست. حتی خداوند گناه او را به حسنه تبدیل می کند و از یاد ملائکه و دیگران می برد، بنابراین اگر شما از گناه خود توبه کنید، تردید نداشته باشید که با توبه ،خداوند شما را می بخشد و به مرور زمان،در ضمن ادای نماز های واجب، نمازهای قضا شده را به جای آورید.
2)سؤال شما در واقع این است که چگونه با سستی و کاهلی در نماز مبارزه کنیم؟
اولاً، باید بدانیم فلسفه خلقت انسان این است که به کمال برسد. کمال نهایی او، قرب الی الله است. برای رسیدن به قرب الهی، وسیله لازم است و بهترین وسیله، نماز است. حضرت علی (ع)فرمود: "الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِ تَقِي؛ (2) نماز، وسیله نزدیکى به خداوند براى همه پرهیزگاران است".
ثانیاً، سپاس گزاری از ولیّ نعمت و کسی که به انسان احسان کرده و نعمت داده است، امری شایسته و لازم است و این امر آن قدر لازم است که می بینیم حتی حیوانات هم در برابر نعمت دهندگان و صاحبان خود خاضع و خاشع اند و با حرکاتی از آن ها تشکر و سپاس گزاری می کنند. یکی از بهترین راه های سپاس گزاری از منعم، نماز است.
ثالثاً، توجه به فلسفه وجوب نماز، رغبت انسان را نسبت به اقامه آن بیش تر می سازد. در روایات و آیات به فلسفه آن اشاره شده است که برخی عبارت است از:
1) یاد خدا: قرآن مجید می فرماید: "اقم الصلوة لذکرى؛ (3) نماز را بر پادار تا به یاد من باشى"؛ 2. کفاره گناهان:
نماز سبب می شود که گناهان قبلی از بین برود؛ 3. بازدارنده از گناه: نماز انسان را از فحشا و منکرات باز می دارد؛ 4. تقویت اراده: اقامه نماز در اوقات معیّن و با شرایط و کیفیت خاص، روح انضباط و تسلّط بر نفس را درانسان تقویت کرده و او را متوجه این امر می کند که در بعضی موارد نباید هر حرفی را زد و هر کاری را انجام داد؛ 5. برطرف کننده کبر.
نکته مهم: شوق به نماز وقتی حاصل می شود که انسان لذت شیرینی مناجات با خدا را چشیده باشد. لذت مناجات وقتی حاصل می شود که انسان گناه و معصیت را ترک نماید. غفلت و دوری از خدا و اهل بیت و دستورات او، ممکن است باعث شود کم کم لذت گناه در قلبش جای گیر شود. شوق و علاقه به عبادت از دل او برود و دیگر نتواند از عبادت لذتی ببرد. طبیعتا وقتی انسان نسبت به کاری اشتیاق و علاقه ای نداشته باشد، در انجام آن کاهل و سست خواهد شد.
برای توضیحات بیشتر می توانید با شماره (09640)تماس بگیرید.
معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:
1.حضور قلب در نماز، علل و درجات حواسپرتي در نماز ، علي اصغر عزيزي تهراني، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.
2. حيات عارفانه فرزانگان، حسن صدري، انتشارات ميراث ماندگار.
3.پرتوي از اسرار نماز، محسن قرائتي، مركز فرهنگي درس هايي از قرآن.
پی نوشت ها:
1. بقره(2)آیه45.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج 4، ص 43، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
3. طه (20)، آیه 14.






