سلام علیکم.
سوالِ بنده از این است که چرا خدا نمیتواند مرکب باشد؟
چرا خدا نمیتواند ترکیبی از چند خدا باشد که هر کدام نقصی دارند و نقصِ یک دیگر را بر طرف میکنند؟
برای مثال، یک خدا فقط صفتِ «رحمت» را داشته باشد و در صفاتِ دیگر، به خدایانِ دیگر نیاز داشته باشد. خدای دیگر فقط صفتِ «علم» را داشته باشد. دیگری فقط صفتِ «قدرت» را داشته باشد و ... .
تمامِ این خدایان نیز واجب الوجود باشند. یعنی از ازل بودهاند، از ازل هرکدام به طورِ جداگانه نیازمند بودهاند و از ازل هر کدام نیازِ دیگری را رفع میکردهاند به طوری که مجموعه بینیاز و کامل باشد. ضمنا تا ابد نیز به همین صورت خواهند بود.
چرا چنین چیزی ممکن نیست؟
قبل از هر چیز تذکر این مطلب ضروری است که موجودات عالم را نمی توان از دو حال خارج دانست، یا امکان و یا وجوب؛ در واقع همه موجودات یا ممکن الوجودند و یا واجب الوجود؛ واجب الوجود موجودى است كه وجود آن ضرورى است، یعنی بودن برای او ضرورت دارد و با نبودنش محال لازم می آید. ولی ممكن الوجود موجودى است كه وجود يا عدم آن ضرورى نيست و از نبودنش محال لازم نمی آید. (1)
عقل حکم می کند که تا در مجموعه عالم هستی موجودی که بودن برای او ضرورت دارد نباشد نمی توان تصور وجود موجودات دیگر یا همان موجودات امکانی را نمود؛ بر این اساس اگر در عالم موجودی هست عقل حکم می کند که باید واجب الوجودی هم در عام باشد.
و واجب الوجود بودن اين موجود كه هستي اقتضائاتي دارد كه يكي از آنها توحيد و يگانگي است كه در ادامه به توضيح آن خواهيم پرداخت :
فرض چنين خدايي ما را به حقیقت وجودی که از منظر عقل لازم است در راس هرم عالم وجود قرار داشته باشد نمی رساند و در نهایت نمی تواند واجب الوجودی که وجود او را در عالم ضروری است برای ما تصویر نماید ؛ زیرا بدون وجود آن وجود محض و بی نقص و بی نیاز، وجود هیچ موجود دیگری در عالم ممکن نیست.
در تصویر شما همه این خدایان در حقیقت نیازمندند در نتیجه در اصل وجود خود نیازمند دیگری محسوب می شوند. زیرا موجود ناقص و نیازمند به کمک دیگری نمی تواند واجب الوجود باشد پس ضرورتا ممکن الوجود است و ممکن الوجود هم نیاز به علت دارد. (2) به علاوه تک تک این موجودات در کنار هم نیز نیازمندند. زیرا از کنار هم قررا گرفتن چند جزء نیازمند یک کل بی نیاز شکل نمی گیرد. بلکه آن کل هم نیاز به تک تک اجزاء خود دارد و در نتیجه ممکن الوجود است.
به عبارت روشن تر طرح این قبیل پرسش ها ناشی از عدم ادراک صحیح حقیقت خدا و موجودی است که عنوان خدا را بر آن می نهیم؛ در واقع تصور شما از خدا همانند موجود برتری است که در حال مدیریت عالم است و در نتیجه می توان تصور کرد که چند خدا با همکاری هم چنین مدیریتی را انجام دهند؛ در حالی که اصولا چنین تصوری از خداوند نادرست است.
ذات خداوند، نامتناهی، کامل و مطلق است و هیچ گونه محدودیتی در آن تصور نمیشود، زیرا وجوب وجود اقتضا میکند که ذات الهی فاقد هیچ کمال نباشد، چرا که فقدان کمال مساوی با نقص و نیازمندی است و نیازمندی با واجب الوجود بودن سازگاری ندارد. با این بیان روشن است که اصولا آنچه محدود تصور می شود نمی تواند خدا باشد و تصور دو خدای نامحدود و بدون هرگونه محدودیت نیز محال است. (3) بنابر این فرض دو یا چند خدا برای عالم عقلاٌ محال است.
برای مطالعه در باب توحید و خداشناسی، کتاب «توحید در قرآن» تألیف استاد جوادی آملی و کتاب آموزش کلام اسلامی، ج 1، تألیف محمد سعیدی مهر، مفید و مناسب است.
پینوشتها:
1. رک : جمیل صلیبا و منوچهر صانعی دره بیدی، فرهنگ فلسفی، انتشارات حکمت، ص 613.
1. صدر الدین شیراری ، اسفار اربعه ، دار احياء التراث، بيروت 1981 م، ج 1، ص 130.
2. ر،ک: محمد سعیدی مهر ، آموزش کلام اسلامی، نشر طه، قم 1377ش، ج 1، ص 80.






