بفرمایید زمان و مکان برزخ کی و کجاست؟ چرا در قرآن کاملا به این مورد اشاره

نشده است ؟ آیا اصلا جهان برزخی که تاکنون به ما بدین گونه معرفی نموده اند

وجود دارد یا خیر یا جهان برزخ در همین دنیاست و تا کنون تفاسیر اشتباه بودند

؟؟
زیرا سرنوشت کلی انسانها در همین دنیا به حکم خداوند مقرر گردیده است البته نه

سرنوشت جزئی و این سرنوشت در خوب و بد بودن انسانها از نظر عملکردشان تاثیر

زیادی دارد و ایا این تبعیض نیست که انسانها دچار سرنوشت الهی اند و مقدار کمی در

خوب و بد بودن خود اثر دارند و اینان در دنیای برزخی که تاکنون به ما گفته اند

منتظر اتش جهنم و یا نعمات بهشت باشند؟

پرسش: عالم برزخ کجاست؟
شرح : بفرمایید زمان و مکان برزخ کی و کجاست؟ چرا در قرآن کاملا به این مورد اشاره نشده است ؟ آیا اصلا جهان برزخی که تاکنون به ما بدین گونه معرفی نموده اند وجود دارد یا خیر یا جهان برزخ در همین دنیاست و تا کنون تفاسیر اشتباه بودند ؟؟
پاسخ:

عوالمی مانند عالم برزخ برای ما تنها از دریچه نقل و کلام مرتبطین با وحی مانند انبیا و امامان (ع) قابل دسترسی و شناختند. عملاً عقل و استدلالات برهانی و تجربی چندان کارایی برای ادراک ویژگی های این امور ندارند؛ به همین خاطر نباید توقع داشته باشیم که همه جزییات و زوایای عالم برزخ و حیات آن برای ما روشن باشد.
در هر حال می دانیم از وقتی که انسان از دنیا می رود تا هنگام برپا شدن قیامت، روح او در عالمی به سر می برد که به آن، عالم برزخ گفته می شود. از امام صادق پرسیدند: برزخ چیست؟ فرمود: قبر است از زمان مردن تا قیامت.(1) يعني زمان آن از لحظه مرگ هر انساني تا زمان برپايي قيامت است و مكان آن هم در عالم قبر اتفاق مي افتد. علامه طباطبايي در اين باره گفته اند: مراد از برزخ، عالم قبر است یعنی عالم مثال، جهانی که انسان تا روز قیامت در آن زندگی می کند.(2) اما اينكه عالم قبر كجاست، آيا همين قبر است يا مكاني ديگر و يا اصلا مكان در آن چه مفهومي دارد، براي ما واضح نيست.
البته در قرآن در آيات متعددي مانند ابراهيم(14)آيه 16 و 27، مومنون(23)آیه 100، يس(36) آيه27، آل عمران(3) 169، الرحمن(55) آيه20و ....... از اين مساله بحث شده است اما صريح در مطلب نمي باشد. شايد علت عدم صراحت قرآن به جهت غامض بودن اين مساله و دوري از فهم انسان در اين دنيا باشد كه هر چيز را با معيارهاي دنيايي مي سنجد.
براساس آنچه از آيات و روايات بر مي آيد تفسير ذكر شده شما از برزخ و رخ دادن آن در همين دنيا نمي تواند درست باشد. آيات قرآن و روايات حداقل در اين مطلب تصريح دارد كه عالم برزخ مكاني است كه روح انسان بعد از مرگ بدن مادي او در دنيا به آنجا رفته و تا قيامت در آنجا مي ماند. به عنوان مثال به اين آيه دقت كنيد:"حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلّی اعمل صالحاً فیما ترکت کلّا انّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون".
تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد، می‏گوید: پروردگار من! مرا بازگردان، شاید در آن چه ترک کردم و کوتاهی نمودم عمل صالحی انجام دهم (به او می‏گویند) چنین نیست، این سخني است که او به زبان می‏گوید و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته می‏شوند.(3)
همانطور كه مي بينيد با آنكه در مورد بسياري از مسايلي كه در برزخ اتفاق مي افتد تعريف و اطلاع دقيقي نداريم، اما اين مطلب كاملا واضح است كه انسان اين جهان را بعد از مرگ دنيايي خود تجربه مي كند نه در اين جهان.
پی نوشت‏ها:
1. كليني، محمد بن يعقوب، الکافی،دار الكتب الاسلاميه،تهران، 1365ش، ج3، ص242.
2. علامه طباطبايي، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1417ق، ج5، ص68.
3. مؤمنون (23)، آیه 99 - 100.

پرسش: زیرا سرنوشت کلی انسانها در همین دنیا به حکم خداوند مقرر گردیده است البته نه سرنوشت جزئی و این سرنوشت در خوب و بد بودن انسانها از نظر عملکردشان تاثیر زیادی دارد و آیا این تبعیض نیست که انسانها دچار سرنوشت الهی اند و مقدار کمی در خوب و بد بودن خود اثر دارند و اینان در دنیای برزخی که تاکنون به ما گفته اند منتظر اتش جهنم و یا نعمات بهشت باشند؟
پاسخ:

اينكه خداوند و ارده وي ، در زندگي انسانها نقشي اساسي دارد،شكي وجود ندارد. اما بايد ديد مراد شما از دخالت خداوند در سرنوشت كلي چيست؟ اگر مراد شما در حقيقت تفسيري جبري از سرنوشت است كه بر اساس آن براي هر موجودي از روز نخست، بدون اطلاع و حضور او، از طرف خداوند سرنوشتي تعیین شده است كه بنا بر آن هر کس با سرنوشتي معین از مادر متولد می‌شود که قابل دگرگونی نیست و هر انسانی نصیب و قسمتی دارد که ناچار باید به آن برسد؛و بنا بر اين تفسير سرنوشت كلي براي انسانها رقم خورده و انسانها در زندگي خود نقشي جزئي و غير قابل نظر داشته، و از همان ابتداء سعادتمندي و بدبختي براي آنها رقم خورده و آنها در آن نقش قابل ملاحظه اي ندارند، بايد گفت قبول و پذیرش اين تفسير ،نه تنها با مفاهيم مسلم ديني از جمله تکلیف، جهاد، سعی و کوشش، استقامت، ارسال رسل، و ...سازگار نيست بلكه اساساً با عقل و وجدان نيز تعارض دارد چرا كه لازمه اين سخن آن است كه شخص در چيزي عقاب و يا پاداش داده شود كه اساساً نقش قابل توجهي نداشته است.
و اما اگر مراد از نقش كلي، همان سنت كليه الهي است كه در نظام عالم جريان دارد مانند آنكه شخص در فلان خانواده دنيا بيايد و يا مثلاً با يك زلزله تعدادي افرادي بي گناه با وضعي بسيار بد كشته و يا مجروح شوند و...،بايد گفت نزد خداوند هيچگاه سعادت و بدبختي افراد و در نتيجه پاداش و عذاب جهنم، بر اساس سنت كليه الهي بنا نشده است يعني درست است كه خداوند شخصي را در خانواده مذهبي و ديگري را در خانواده غير مذهبي به دنيا مي آورد. اما بايد توجه داشته باشيد اگر چه اين موارد به عنوان زمينه ساز سعادت و شقاوت در افراد نقش دارد اما هيچيگاه خود اين موارد را ملاكي براي سعادت و شقاوت و يا برتري برخي براي برخي ديگر قرار نداده است و چه بسا عمل خيري كه شخص در خانواده غير مذهبي انجام مي دهد، به مراتب او را نسبت به ديگري به خدا نزديك كرده و در نتيجه راحت تر به سعادت برساند و يا چه بسا همان بلايي كه سبب مرگ و يا جراحت وي شده است، عامل مهمي براي سعادت اخروي محسوب شود. آن چنانكه از امام باقر (ع) حکایت شده كه فرمود "اگر مؤمن می‌دانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او می‌دهد، آرزو می‌کرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌کردند تا او به اجر آن برسد."(1) لذا تكليف برای فردی که در جنگل های آمازون یا دهکده های بدوی قلب آفریقا زیسته و هیچ مجال و زمینه ای برای دست یابی به دین حق نیافته، عمل نمودن به همان حقایقی است که با عقل و فطرت انسانی خود درست و صحیح می یافته نه چیزی دیگر،و حجم و میزان تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات او با فردی که مثلا در یک محیط اسلامی زیسته بسیار بسیار متفاوت خواهد بود.
بر اين اساس انسان خود همواره در خوب و يا بد بودن خويش تاثير داشته و هيچگاه سرنوشت الهي به معناي دوم، ارده و اختيار را از انسان سلب نمي كند و در نتيجه بر اساس آن اختيار و نوع عمل، به بهشت و يا جهنم مي رود.
پي نوشت ها:
1.علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 67، ص 24.