چرا انسان باید به یاد مرگ باشد و این امر چه سودی دارد؟
دلایل ترس از مرگ چیست؟
آثار فراوانى بر یاد مرگ مترتب است. از این رو، هم در کلمات پیشوایان معصوم(ع) به آن سفارش شده است و هم انسان هاى خود ساخته، در مقام تهذیب نفس و سیر و سلوک، دستور به یاد مرگ بودن را مى دهند. قرآن کریم، یکى از ویژگى هاى برجسته پیامبران را، «یاد مرگ» مى داند; چنان که مى فرماید: إِنَّـآ أَخْلَصْنَـهُم بِخَالِصَة ذِکْرَى الدَّارِ(1); با موهبت ویژه اى ـ یادآورى آن سراى را خالص شان گردانیدیم.
خاصیت به یاد مرگ بودن این است که: اگر شخص در رفاه و سرور است و غرور او را فراگرفته، با یاد مرگ، عالم دنیا بر او تنگ مى شود . دیگر نمى تواند بر دارایى محدود خود ببالد و یا مغرور شود . اگر شخصى است که در تنگناى زندگى قرار گرفته و رنج مى برد، باز وقتى به یاد مرگ بیفتد، دنیا بر او وسیع و راحت مى شود . از سختى هاى چند روزه دنیا رنج نمى برد. على(ع) مى فرمایند: «کسى که زیاد به یاد مرگ باشد، از دنیا به اندکش راضى مى شود».(2)
حضرت صادق(ع) آثار یاد مرگ را چنین بیان مى کند: «یاد مرگ، شهوت ها را در نفس از بین مى برد . ریشه هاى غفلت را یک سره بر مى کند . دل را با وعده هاى الهى محکم مى کند .روحیه انسان را از قساوت، پاک مى کند . دل انسان را با وعده هایى الهى محکم مى کند. نشانه هاى هوا و هوس را در هم مى شکند ...»(3)
حضرت رسول اکرم(ص) مى فرمایند: مرگ را بسیار یاد کنید، زیرا مرگ گناهان را پاک مى کند و میل و رغبت به دنیا را مى کاهد.(4)
و اما در رابطه با قسمت دوم سؤال شما؛ ریشه ترس را یکى از دو چیز تشکیل مىدهد:
1 - بسیارى از مردم مرگ را به معناى فنا و نیستى و نابودى تفسیر مىکنند. بدیهى است که انسان از فنا و نیستى وحشت دارد. اگر انسان مرگ را به این معنا تفسیر کند، حتماً از آن گریزان خواهد بود. از این رو حتى در بهترین حالات زندگى، فکر مرگ، شهد زندگى را در کام او زهر مىکند و همیشه از این نظر نگران و ناراحت است.
2 - افرادى که مرگ را پایان زندگى نمىدانند، ولى به خاطر اعمال ناپسند و کارىهاى خلاف خود از مرگ مىترسند و از آن وحشت دارند، زیرا مرگ را آغاز رسیدن به نتایج شوم اعمال خود مىبینند. بنابراین براى فرار از محاسبه الهى و کیفر اعمال میل دارند هر چه بیش تر مرگ را عقب بیندازند.(5) در نتیجه اگر انسان ایمان به جهان آخرت داشته باشد و از اعمال زشت و معاصى دورى کند و وظایف دینى را انجام دهد و اگر مرتکب گناه شد، توبه کند و روحش را از آلودگى گناه پاک نماید، ترس و وحشت از مردن نخواهد داشت. کسى خدمت پیامبر (ص) عرض کرد: چرا مرگ را دوست ندارم؟ فرمود: آیا ثروت دارى؟ عرض کرد: آرى، فرمود: چیزى از آن را پیش از خود فرستادهاى است؟ عرض کرد: نه، فرمود: به همین دلیل است که مرگ را دوست ندارى (یعنى نامه اعمالت خالى از حسنات است). (6)
از امام صادق (ع) روایت شده: مردى پيش أبى ذر آمد و گفت: اى ابا ذر چگونه است كه ما مرگ را بد (و ناخوش) داريم؟ گفت: زيرا شما دنيا را آباد كردهايد و آخرت را ويران ساختهايد و خوش نداريد كه از (خانه) آبادان به منزل ويران برويد (7) بنابراین راه وحشت نداشتن از مرگ این است که انسان معتقد باشد که مرگ پا نهادن به یک جهان وسیع است و به هیچ وجه پایان زندگى نیست. از سوى دیگر به وظایف شرعى خود عمل کند و به رحمت گسترده الهی امیدوار باشد. خدا را نسبت به بنده خود مهربان تر از مادر به فرزندش بداند. متوجه این مسئله باشد که همه از او بیم و بازگشت مان به سوى او است و او مطمئناً آفریده خود را دوست دارد. در این صورت نه تنها از مرگ نمىترسد، بلکه آن را دوست خواهد داشت و به آن عشق ورزید.
امیرمؤمنان (ع) فرمود: سوگند به خدا، انس و علاقه فرزند ابى طالب به مرگ در راه خدا، از علاقه طفل به پستان مادر بيشتر است (8) امام سجاد (ع) فرمود: "مرگ براى مؤمنان مانند کندن لباس چرکین و پرحشرات است، و گشودن غل و زنجیرهاى سنگین، و تبدیل آن به فاخرترین لباسها و خوشترین عطرها و راهوارترین مرکبها و مناسبترین منزلها". (9) امام حسین (ع) در کربلا هنگام شدت گرفتن جنگ در باره حقیقت مرگ به اصحاب خود فرمود: "شکیبایى کنید اى فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها پلى است که شما را از ناراحتىها و رنجها به باغهاى وسیع بهشت و نعمتهاى جاودان منتقل مىکند. کدام یک از شما از انتقال یافتن از زندان به قصر ناراحتید؟ اما نسبت به دشمن شما همانند این است که شخصى را از قصرى به زندان و عذاب منتقل کنند. پدرم از رسول خدا (ص) نقل فرمود: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است . مرگ پل آنها به باغهاى بهشت و پل اینها به جهنم است. (10)
پس انسان مؤمن با امید رحمت بى پایان و توجه به مهربانى و لطف خداوند و انجام وظایف و تکالیف شرعى خود و ترک محرمات و توبه و بازگشتن به سوى پروردگار مىتواند در مورد مرگ چنان بیندیشد که نه تنها از آن نترسد، بلکه مشتاق آن گردد، چرا که در آن جا با رسول خدا (ص) و ائمه اطهار(ع) همنشین شده و از نعمتهایى که در تصور نمىگنجد، بهرهمند خواهد شد. کسانی که با دیدگاه الهی، مرگ را گذرگاه حیات ابدی و باز شدن دفتر زندگی نوینی میدانند و باورشان این است که رحمت و مغفرت خداوند بیپایان است، به لطف و رحمتش امیدوار میگردند و هراسی از مرگ ندارد، چه آن که هر چقدر گناهان آنان بزرگ و زیاد باشد، با رحمت نامحدود خداوند قابل مقایسه نیست، پس با آب توبه آثار گناهان را شستشو میدهند و با بیم و امید زندگی میکنند، زیرا توبه کننده «محبوب» خداست. قرآن کریم میفرماید:«انّ الله یحب التوابین»(11). کسی که دوستدارش خداوند است، چه غم دارد و از چی هراس داشته باشد، در حالی که همه چیز از بهشت و جهنم، دنیا و آخرت در اختیار و تحت فرمان دوستش است؟!بنابر این برای خروج از ترس و بیم، رابطه دوستی با خدا را بیش تر نمایید دوست داشتن خدا به این است که وظایف خویش را در برابر او بشناسد، به قصد اطاعت از خدا و جلب خشنودیش، آن ها را انجام دهد. نیز از گناهان و تقصیرات گذشته، با انجام وظایف خویش توبه کند؛ گذشتهها را جبران نماید . بر ترک گناه و جلب رضایت خداوند در آینده مصمم باشد. با ترسیم و تعریفى که از سوى پیشوایان دینى براى مرگ شده، در مىیابیم که مرگ براى مؤمن چیزى نیست که از آن بترسد، بلکه ترس از مرگ باید براى کسانى باشد که در زندگى آنان جز اعمال ناشایست دیده نمىشود. خطاکار هر لحظه تصوّر مىکند؛ ممکن است مأموران قانون براى مجازات به تعقیب او بیایند. وى پیش از تسلیم شدن به قانون آرامش ندارد و پس از آن که بازداشت شد، هر قدم که به دادگاه نزدیکتر مىشود، دلهره او بیش تر مىشود، چون که مىداند رسیدن به دادگاه و سپس بازداشتگاه یعنى آغاز تحمل مجازات خطاهاى گذشته، همینطور گناهکار به علّت خطاهایى که مرتکب شده، مىداند با رسیدن مرگ، باید به کیفر گناهان خود برسد، از این رو از مرگ و مردن مىترسد. اما مؤمنان و انسانهاى شایسته چون مرگ را تغییر منزل مىدانند و از رسیدگى به پرونده اعمال خود هراسى ندارند، از مرگ نمىترسند. با نگاهى کوتاه و اجمالی به روایات به دست می آید که مرگ برای مؤمن، هدیه و تحفه الهی و فاصله تا بهشت و سبب راحتى از گرفتاری هاى دنیا و رسیدن به قرب الهی می باشد.
به امام صادق(ع) گفته شد: مرگ را براى ما توصیف کنید، فرموند: "براى مؤمن مثل خوشبوترين گلها است، كه آن را مىبويد و از بوى خوش آن، از حال مي رود و خستگى و درد از او منقطع مىشود، و براى كافر مانند نيش افعى و عقرب بلكه سختتر است.". (12)
موفق باشید.
پی نوشت ها :
1.ص (38) ، آیه 46.
2. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دار الحدیث، حدیث شماره 19163.
3.همان، ش 19148.
4. همان، ش 19153.
5. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران ، دار الکتب الاسلامیه ، 1374ش، ج 1، ص 358.
6. همان، ج 24، ص 123.
7.کلینی ، محمد بن یعقوب، کافی، ترجمه مصطفوی، تهران، اسلامیه، ج4، ص197
8. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، مشهور، 1379ش، خطبه 5.
9. تفسیر نمونه، ج 22، ص 262.
10. همان، ص 263.
11. بقره(2) آیه 222.
12. عيون أخبار الرضا (ع)- ترجمه حميد رضا مستفيد- على اكبر غفارى، تهران، صدوق، 1372ش، ج1، ص561






