انجمن حجتیه چیست واز چه زمانی شروع به کار کرد ؟حوزه فعالیت ان چیست ؟
پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
تاریخچه انجمن حجتیه و برخی نکات مهم
یکی از جریانات مهم و تاثیر گذار بر اوضاع سال های بعد از 1320 گسترش و تسلط فرقه بهائیت در ایران بود. احساس خطر جامعه روحانیت از این جریان منجر به گرایش روحانیون به سمت خنثی سازی و مقابله با اقدامات این فرقه گردید.
انجمن حجتیه پس از ملی شدن صنعت نفت و قبل از کودتای 28 مرداد در سال 1331 با نام انجمن ضد بهائیت آغاز به کار کرد.
موسس انجمن شیخ محمود ذاکر زاده تولایی مشهور به حلبی است. ایشان در مشهد متولد شد. در دوران جوانی جزء خطبا و علمای مشهور و فعالان سیاسی مشهد بود. وی در رادیو مشهد به سخنرانی می پرداخت. ایشان در اثر کج فهمی تعالیم اساتید خود به اخباری گری گروید.
کار عمده شیخ محمود حلبی پس از شهریور 1320 مبارزه با بهائیان در قالب منبر و خطابه بود. وی در مبارزات ملی شدن صنعت نفت شرکت داشت ، اما به واسطه اختلاف میان رهبران مبارزه، شکست مبارزه در جریان کودتا و عدم موفقیت در ورود به مجلس هجدهم از فعالیت های سیاسی و مبارزه ناامید شد و ریشه این تفکر که «بایستی بنشینیم تا امام زمان (عج) بیایند و امور را اصلاح نمایند» شکل گرفت.
علل گرویدن شیخ محمود به تاسیس انجمن
برخی معتقدند اختلاف میان آیت الله کاشانی و دکتر مصدق در کنار شکست شیخ محمود حلبی در انتخابات مجلس هفدهم منجر به دلسردی وی از فعالیت های سیاسی و مبارزه با رژیم و گرویدن به مبارزه! (به معنی فعالیت اخباری گونه و اعتقادی صرف ) با بهائیت گشت.
برخی دیگر - که بیشتر اعضای انجمن می باشند - معتقدند که علت تشکیل انجمن خوابی است که آقای حلبی دیده که در آن حضرت ولی عصر (عج) ایشان را به تشکیل انجمن سفارش نمود. دیگاه های دیگری هم در این زمینه وجود دارد.
بررسی مختصر اساسنامه:
انجمن حجتیه با نام انجمن ضد بهائیت در سال 1331 تاسیس شد و سپس در سال 1336 با تدوین اساسنامه کار خود را با نام انجمن خیریه حجتیه مهدوی آغاز نمود.
در اساسنامه آن هدف از تاسیس را تبلیغ دین اسلام و مذهب جعفری و دفاع علمی از آن با رعایت مقتضیات زمان اعلام نمود. از مهم ترین نکات تاکید بر عدم دخالت انجمن در امور سیاسی بود. به گونه ای که قید گشت:
«انجمن به هیچوجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسؤولیت هر نوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت».
از سایر نکات مهم در اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابیون قرار گرفت؛ تاکید بر این نکته که تمام فعالیت ها در چهارچوب قوانین کشور انجام می پذیرد، بود. تقریبا در تمامی بندهای اساسنامه به گونه ای بر این بحث تاکید شد.
انجمن قبل از انقلاب انجمن مدعی است که در طول دوران فعالیت اش مورد تایید مراجع بود. این مطلب متاثر از ماهیت مذهبی انجمن و خطر بهائیت در آن برهه بود. چون کسی تصور مبارزه و سرنگونی رژیم را نمی کرد مبارزه با بهائیت می توانست کار مقبول و مفیدی باشد و در اولویت قرار گیرد. البته در این بین نمی توان از نقش و تاثیر سئوالات جهت داری که انجمن جهت تایید خود از مراجع پرسیده بود، صرف نظر کرد. در این میان امام خمینی هیچ گاه به طور کامل انجمن را تائید نکرد. ایشان یک بار مشروط بر صحت ادعاهای درج شده اجازه استفاده از وجوه شرعی را داد و پس از آن (بویژه پس از شروع مبارزات) دیگر تایید ننمود.
از نکات تاریک تاریخچه انجمن ، سازش با رژیم پهلوی است به گونه ای که خود اعضای انجمن گزارش جلساتشان را به ساواک می فرستادند و اگر مزاحمتی برای جلسات انجمن یا اعضای آن پدید می آمد به محض روشن شدن ارتباط آن ها با انجمن ،مشکل رفع می شد. جلوگیری شهربانی در برگزاری مراسم در یزد و مذاکرات حلبی از تاریک ترین این مسائل است که در آن شیخ محمود حلبی از دستگاه حاکمه به خوبی یاد کرد.
نقل شده که در جلسه ای در حدود سال 1345 که آقای حلبی و شهید مفتح و جمعی دیگر از علما حضور داشتند، شهید مفتح از اختناق و ممانعت از سخنرانی های مذهبی انتقاد و گله کرد، آقای حلبی بر آشفت و اظهار داشت: بد می کنید شما، بر خلاف مصالح مملکت صحبت می کنید. دستگیرتان می کنند ولی ما کمیسیون ها و کنفرانس های عظیم تشکیل می دهیم و هیچ کس مزاحم ما نمی شود.
این مسئله آنقدر حاد بود که انجمن در سال 1356 و پس از شهادت آقا مصطفی خمینی و چاپ مقاله اهانت آمیز نسبت به امام خمینی علی رغم تمامی ظلم ها و فسادهای دربار و شهادت مبارزان و شکنجه آنان توسط ساواک باز از سازمان مخوف برای ادامه حیات خود مجوز می گرفت.
برخی معتقدند ساواک میان آن ها و بهائیت موازنه برقرار می نمود ؛ یعنی در برهه ای آن ها را در محدودیت و در برهه ای دیگر بهائیان را محدود می نمود که چگونگی آن بستگی به شرایط رژیم داشت.
جمع بندی این گونه رفتار نشان می دهد بهائیت چنان در ذهن و فکر آن ها با اهمیت گشت که بقا بر هر چیزی برتر بود.
انجمن در خلال مبارات به واسطه دید بسته خود نسبت به مرجعیت، امام خمینی را در کنار سایر مراجع یکسان میدید ،از این رو خود را شرعا ملزم به حضور در مبارزات نمی دانست و حتی تقابل و تمسخر هم می نمود. در مورد این مسئله اسناد و رویدادهای متعددی است؛ از جمله سخنرانی مشهور آقای حلبی و واقعه نیمه شعبان 1357 و ...
در نیمه شعبان 1357 امام خمینی در اعتراض به جنایات رژیم برگزاری جشن و چراغانی را تحریم نمود ؛ اما انجمن این اعتصاب را شکست و اقدام به چراغانی کوچه و خیابان ها نمود.
جملاتی مانند: «مشت بر درفش چه می تواند بکند، چه کسی با آمریکا می تواند طرف بشود، خودکاری دستش گرفته و اعلامیه ای نوشته و می خواهد آمریکا را شکست بدهد»؛ منتسب به همین انجمن است.
انجمن حجتیه پس از انقلاب
انجمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا مدت ها در سردرگمی بوده و از هر گونه موضع گیری خودداری نمود. اما پس از مدتی با اصلاح اساسنامه اش سعی در همراهی انقلاب نمود؛ اما آیا همراهی همچون همراهی با رژیم شاه بود؟
شواهد حاکی از باقی ماندن روحیه دینداری بی خطر و عدم اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی و ... می باشد از جمله اینکه انجمن همیشه موید پیروزی پس از پیروزی بود. پس از پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل اقدام به تبریک به مسئولان و حضرت امام می نمود؛ اما هیچ دعوتی مبنی بر حضور در عرصه مباررات انقلاب در طول 5 سال حیات رسمی پس از انقلاب از انجمن دیده نشد.
انجمن از سه لایه افراد تشکیل شد: لایه اول عناصر وابسته به رژیم ستمشاهی که مغرض بودند و یا کج فهم.
لایه دوم عناصر عافیت طلب ، لایه سوم اشخاص مومن و مسلمانی که صادقانه راه را اشتباه تشخیص داده بودند.
بر این اساس برخورد تند اول انقلاب اگر برای دو گروه اول درست باشد (که البته چنین است) برای گروه سوم اصلا صحیح نبوده و انقلاب می توانست از پتانسیل و صداقت آن ها استفاده نماید. البته مشخص است که لحن تند و شدید امام خمینی در سخنرانی 21/4/1362 و منشور روحانیت بیشتر متوجه دو گروه اول بود.
جریان شناسی انجمن حجتیه
نویسنده: ÇÈæÇáÝÖá ÕÏÞí </fa/author/448/default.aspx>
کد مطلب: 8295
áíä˜ í˜ÊÇ </fa/content/8295/default.aspx>
äÓÎå Çí </fa/content/8295/print.aspx>
ãÚÑÝí Èå ÏæÓÊÇä <javascript:void(0);>
جهت آگاهی بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید:
1. از مدرسه معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک, حامد مهدوی.
2. در شناخت حزب قاعدین زمان , عمادالدین باقی.
3. جریان شناسی انجمن حجتیه , ضیاءالدین علیا نسب.






