سلام می خواستم بدانم پدر و مادر من می دانند من نیاز به ازدواج دارم اما آنها کار خاصی انجام نمی دهند من باید چه کار کنم سن من 22 سال است و دیگر خیلی کنترل شهوتم سخت شده باید چه کنم من که به دنبال ازدواج دائم با یک دختر مذهبی هستم.باتشکر
اگر چه والدین انسان در مورد ازدواج فرزندان شان وظیفه ای دارند. ولی اگر آنها به هر دلیلی نتوانستند وظیفه خود را انجام دهند، در این صورت وظیفه اصلی بر دوش خود شما باقی می ماند که می بایست در این زمینه، خودتان دست به کار شوید و همت و تلاش مضاعف نمایید و فکر و ذهنتان را به رفع موانع ازدواج و فراهم نمودن شرایط آن متمرکز کنید و در این زمینه تلاش و جدیت مجدانه داشته باشید تا مقداری شرایط ازدواج را خودتان فراهم کنید. یقیناً اگر این گونه عمل کنید و فکر و ذهن تان را به کار و تهیه مقدمات ازدواج متمرکز کنید، هم دیگر فرصت فکر کردن به امور شهوانی و جنسی را پیدا نمی کنید و هم نصرت و یاری تخلف ناپذیر الهی را به دنبال خود خواهی داشت. مسلماً خداوند به پاس دوری از گناه و تلاشی که در این راه متحمل می شوید و تنها به ارضای صحیح نیازهای خود در بستری مناسب می اندیشید و در این راه از هیچ کوششی فرو گذار نمی کنید، شما را یاری خواهد نمود و چنان برکتی به کار و تلاش تان می اندازد که در اندک زمان ممکن، به خواسته خود خواهید رسید.
اما اگر پدر و مادرتان در خصوص ازدواج تان کاری نمی کنند، ممکن است آنها شرایط شما را برای ازدواج کافی نمی دانند و معتقدند که باید از امکانات و شرایط بهتری برخوردار باشید و یا مشکل مالی دارند و نمی توانند هزینه های ازدواج شما را تقبل کنند. گویا آنها بر این باورند که ازدواج بدون داشتن شرایط آن و برطرف کردن موانع آن، شما را با مشکلاتی روبرو می سازد و چون می بینند که شما هنوز شرایط کافی برای ازدواج و اداره زندگی مشترک را ندارید و یا آینده شغلی و کاری شما هنوز مشخص نیست، اقدامی در این خصوص نمی کنند. ضمن این که با نبود شرایط ازدواج و نداشتن شغل و درآمد کافی، ممکن است خانواده هیچ دختری با این مسئله به سادگی کنار نیایند و جواب رد بشنوید. امروزه کمتر خانواده ای پیدا می شود که شرایط این چنینی را برای ازدواج کافی بدانند و ممکن است در صورت اقدام شما به ازدواج در صورت نبود شرایط لازم، مدت زیادی از وقت شما صرف خواستگاری رفتن های متعدد شود و در این میان سرخورده و افسرده گردید و یا اینکه از معیارهای اساسی ازدواج کوتاه بیاید و تن به ازدواج با دختری بدهید که از موقعیت و شرایط پایینی برخوردار است و برای ازدواج با شما مناسب نیست. به هر حال این ها واقعیت های است که ممکن است پیش روی شما قرار بگیرد، به همین خاطر توصیه می شود که تلاش خود را در ابتدا متمرکز در این امر کنید تا موانع ازدواج را یکی پس از دیگری از پیش روی خود بردارید و شغلی را برای خود فراهم سازید و بعد از آن با خیالی آسوده به دنبال تهیه مقدمات و مراحل بعدی ازدواج بروید.
این را بدانید که ازدواج زمان بر است و باید با صبر و آرامش به برطرف کردن موانع آن پرداخت و با فراهم نمودن مقدمات آن زمینه ازدواج موفق و پایداری را محقق ساخت. هر گونه ازدواج عجولانه و بدون خردورزی و صرفاً به خاطر ارضای تمایلات جنسی، محکوم به شکست بوده و پیامدهای ناگواری را به دنبال دارد که بسیار بدتر از زمانی است که در تب و تاب بی همسری می سوزید. بنابراین توصیه می شود با خوشتنداری جنسی به مقابله با غریزه جنسی بروید، البته اگر مقدروتان بود می توانید در صورت موافقت والدین تان، به خواستگاری دختر مناسبی بروید و با او عقد کنید و چند سالی را تا فراهم شدن شرایط و امکانات لازم، عروسی را به تأخیر اندازید، با این شیوه مشکل تان برطرف می شود.
البته اگر شرایط ازدواج را دارید و می توانید زندگی مشترک را به خوبی اداره کنید و باز پدر و مادرتان اقدامی نمی کنند، در این صورت خودتان رأساً اقدام کنید و از همکاری و مساعدت برخی بستگان نزدیک مثل دایی، عمو، پدر بزرگ و برخی از افراد معتمد محل مثل امام جماعت مسجد، مسئول هیئت و مسئول بسیج و دیگر افراد خیر اندیش غافل نباشید، می توانید مشکل خود را با آنان مطرح کنید و از آنان هم در مورد یافتن دختری مناسب و هم در نحوی خواستگاری رفتن کمک بگیرید.






