اگر شوهر به همسرش بگوید دیگر مرا تحویل نمی گیری وظیفه همسر چست آیا نشانه کوتاهی در برخورد با شوهر است؟ 4 سال است ازدواج کرده و یک پسر 1.5 ساله داریم و البته دچار بحران مالی در کار شوهرم هستیم واین بدهی ها باعث شده رابطه عاطفی مان مثل قبل نباشد .با اینکه شوهرم ساعات زیادی کار می کند ولی نتیجه قابل توجهی ندارد مهندس کامپیوتر است و همه معتقد هستن چون سرمایه ندارد باید شرکت را تعطیل و جایی استخدام شود بجز خودش که به کارش ایمان دارد و یکبار هم که من ازش ناراحت بودم بهش گفتم کاری نمی کنی دوروز باعث ناراحتی شد و من متهم شدم که دلش را شکسته ام در صورتی که من برای کمک بهش حتی طلاهایم را تماما فروختم و البته از پدرم و دایی ام براش قرض کرده ام ولی در پی دادن قرض هایش به خانواده من بی خیال است و من از دستش ناراحتم ولی فقط در درونم حرص می خورم ولی اعتراضی بهش نمی کنم چون در جواب همیشه می گوید خودم می فهمم ولی از کجا ، ندارم و من می ترسم اینقذر که در دلم از دستش ناراحت می شوم کم کم ازش متنفر شوم ، تا جاییکه شبها زودتر کنار پسرم می خوابم ونمی خواهم وقتی شوهرم برای خواب کنارم می اید بیدار شوم و میلی به ناز و نوازشش ندارم . احساس می کنم دچار سردی عاطفی شدم و حالا شوهرم می گوید مرا تحویل نمی گیری و البته خودش هم کار خاصی برای من نمی کند حتی یکبار کفت پول خرید گل هم ندارد و نسبت به مناسبت ها بی تفاوت است و حتی موقع بدنیا آمدن پسرم هم برای من هیچ هدیه ای نخرید و من هر روز دارم با خودم این مسایل را تکرار می کنم و البته چون به گفته شوهرم مغرورم هیچ گاه هم بروی وی نمی آورم ولی در درون ازش ناراحتم لطفا راهنماییم کنید در این شرایط سخت چه کنم.مرجع : آیت ا.. مکارم
سؤال شما نکتههای روانشناختی متعددی را در پی دارد که با دقت در آن میتوانید دلایل و راهکارهای حل مشکل را به دست آورید. به نکتههای زیر توجه داشته باشید:
1.استرس مانع صمیمیت است. زمانی که مردی در زمینه مالی و شغلی دچار بحران شده باشد،طبیعی است که از آرامش خاطر برخوردار نخواهد بود. در شرایط استرس هم انتظار رفتارهای سنجیده و دقیق نیست. با توجه به این نکته، سطح انتظارتان را در روزهای کنونی از همسرتان کاهش دهید و رفتارهای محبتآمیز ایشان را هر چند اندک باشند، نمره بالایی بدانید.
2.توجه شما به فرزند کوچکتان، شاید این ذهنیت را در شوهر شما به وجود آورده که مثل گذشته به فکر او نیستید و تمام محبتتان را نثار فرزندتان میکنید. از نگاه مشاوره خانواده، شوهر شما باید نفر اول و مهمترین فرد زندگی شما باشد و این نیاز به اثبات دارد.
3.زمانی که شوهرتان از کمتوجهی شما شکایت میکند، مایل است درباره مشکلاتش با شما حرف بزند. از این سرنخ برای ورود به دنیای روانی ایشان استفاده کنید و با سؤالات بعدی زمینه تخلیه روانی وی را فراهم کنید.
4.دوستی شما به همسرتان در روزهای سخت، یادگاری برای همه عمر خواهد بود. اکنون که شرایط مالی بدی را سپری میکنید، ثابت کنید که در کنار همسرتان هستید و او را تنها نمیگذارید تا وقتی که مشکل مالی شما برطرف شد، شوهرتان از این روزها به عنوان سندی برای علاقه واقعی شما یاد کند و زندگیتان را برای مدتی طولانی بیمه عاطفی کنید.
5.درباره شغل وی،اجازه دهید براساس نظر خود پیش رود. اظهار نظر مأیوس کننده نداشته باشید بلکه با این جمله که «شما خودت میدانی چگونه از مشکل عبور کنی» به او قوت قلب دهید.






