در دين اسلام حكم كساني كه مسلمان نيستند و به اديان ديگر اعتقاد دارند چيست؟ آياجايگاه مسيحياني مانند الكساندر فيليمينگ(كاشف پينيسيلين) كه جان ميليونها نفر را نجات داده اند در پيش خداوند والاتر خواهد بود يا ما؟

دربارة وضع اعمال افراد غیر مسلمان در اين زمينه سه دیدگاه عمده وجود دارد:
1. نظر افراط:
برخی از روشنفکران عقیده دارند که بین مسلمان و غیر مسلمان در پاداش و رفتن به بهشت فرقی وجود ندارد. شهید مطهری می‌نویسد :
" معمولاً کسانی که داعیه روشنفکری دارند، با قاطعیت می‌گویند هیچ فرقی میان مسلمان و غیر مسلمان، بلکه موحد و غیر موحد نیست. هر کس عمل نیکی انجام دهد! خدمتی از راه تأسیس یک مؤسسة خیریه و یا اکتشاف و اختراع و یا از راه دیگر انجام دهد، استحقاق ثواب و پاداش از جانب خداوند دارد. می گویند خداوند عادل میان بندگان خود تبعیض نمی‌کند. . . ". (1)
طرفداران این نگرش هم به دلیل عقل استدلال کرده‌اند و هم به دلیل نقل. دلیل عقلی آنان بر دو مقدمه استوار است:
یکم: خداوند با همه موجودات نسبتی مساوی داشته . . . بندگان و مخلوقات برای او یکسان هستند و با هیچ‌ کس خویشاوندی و رابطه خصوصی ندارد؛ بر این اساس به افعال و عملکرد همگان پاداش و ثواب می‌دهد؛ و چون نسبت خداوند به همة موجودات یکسان است، دلیلی ندارد که عمل نیک از یک نفر مقبول باشد و از یک نفر دیگر مقبول نباشد. (2)
دوم: خوبی و بدی اعمال، قراردادی نیست، بلکه واقعی است، یعنی حسن و قبح افعال ذاتی بوده و هر کدام آثار خود را دارد؛ از این رو پاداش و ثواب آن در راستای حسن ذاتی آن است. هر گاه اعمالی به‌وجود آمد که حسن ذاتی داشته باشد، ثواب دارد.
شهید مطهری می‌نویسد: ". . . از این دو مقدمه چنین نتیجه می‌گیریم که چون خداوند اهل تبعیض نیست و چون عمل نیک از هر کس نیک است، پس هر کس کار نیک بکند ضرورتاً و الزاماً از طرف خدای متعال پاداش نیک خواهد داشت. . . ". (3)
دلیل نقلی نیز دلیل عقل را تأیید و تأکید می کند؛ زیرا در آیات و روایات تصریح شده است که عمل نیک پاداش و عمل بد عذاب را در پی دارد: " فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره". (4)هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار نیک کند آن را می‌بیند و هر کس به مقدار ذره ای کار بد کند آن را خواهد دید؛ یا آیات مشابه . (5)
از این آیات استفاده می‌شود که پاداش و عذاب بر اعمال مترتب بوده و مسلمان بودن در اعطای پاداش شرط نشده، همان ‌طوری که در عذاب شدن غیر مسلمان بودن شرط نشده است.
2. نظر تفریط:
برخی دیگر عقیده دارند که به فعالیت‌های نیکوی غیر مسلمانان پاداش داده نشده و به بهشت نمی‌روند. این نگرش معمولاً از سوی مقدس مآب ها ابراز شده است. طرفداران این نگاه نیز به دلیل عقل و نقل استدلال نموده‌اند. دلیل عقلی این گروه این است که اگر بنا باشد اعمال غیر مسلمان و یا مسلمان غیر شیعه مقبول درگاه خداوند باشد، پس فرق میان مسلمان و غیر مسلمان در چیست؟ اصولاً اگر تفاوت مسلمانان با غیر مسلمانان در پاداش ظهور نکند، اسلام و تشیع لغو خواهد بود. برخی از آیات نیز آمده است که عمل کافر غیر مقبول است. در آیه 18سوره ابراهیم اعمال کفار به خاکستری تشبیه شده است که به وسیلة تند بادی پراکنده شود:
"مثل الّذین کفروا بربهم اعمالهم کرماد اشتدت به الریح فی یوم عاصف لا یقدرون مما کسبوا علی شیء ذلک هو الظلال البعید"؛ (6) اعمال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند. همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز طوفانی، آن‌ها توانایی ندارند کمترین چیزی از آن چه را انجام داده‌اند ، به دست آورند و این گمراهی دور و درازی است.
شهید بعد از بررسی آیات می‌نویسد: ". . . از ضمیمه ساختن این آیه با آیه قبل چنین استنباط می‌کنیم که اعمال نیک کافران با همه ظاهر فریبا، سرابی بی واقعیت است و اما اعمال بد ایشان وامصیبتا شر اندر شر و ظلمت روی ظلمت است". (7)
3ـ دیدگاه اعتدال:
دیدگاه سوم، دیدگاه اعتدال است که از آیات و روایات استفاده می‌شود. شهید مطهری و برخی از نظریه سازان اسلامی، طرفداران این دیدگاه هستند. بر اساس این نگرش فعالیت و خدمات غير مسلمانان مثل افرادي كه اعمال نیکی را انجام داده اند همچون مخترعان و مکتشفان و خادمان به بشریت ، پاداش داشته و در عذاب آن‌ها تخفیف داده می‌شود .
شهید مطهری بعد از بررسی آیات و روایات درباره وضع مخترعان و مکتشفان غیر مسلمان می‌نویسد:" افرادی این‌چنین که البته در همه زمان‌ها کم یا بیش پیدا می‌شوند، حداقل این است که در عذاب آن‌ها تخفیف داده می‌شود و یا عذاب آن‌ها به کلی برداشته می‌شود ". (8)
در تفسیر نمونه می خوانیم :
از نظر جهان بینی اسلام مطالعه نفس عمل به تنهائی کافی نیست، بلکه عمل به ضمیمه، محرک و انگیزه آن ارزش دارد، بسیار دیده شده کسانی بیمارستان یا مدرسه یا بنای خیر دیگری می‌سازند و تظاهر به این هم دارند که هدف شان صد در صد خدمت انسانی است به جامعه‌ای که به آن مدیونند، در حالی که زیر این پوشش مطلب دیگری نهفته شده است و آن حفظ مقام یا مال و ثروت یا جلب توجه عوام، و تحکیم منافع مادی خود، و یا حتی دست زدن به خیانت هائی دور از چشم دیگران است!. ولی به عکس ممکن است کسی کار کوچکی انجام دهد، با اخلاص تمام و انگیزه‌ای صد درصد انسانی و روحانی. مسلماً خداوند عالم عادل آن ها را محروم نمی کند، اما چگونه و چطور ؟ جزئیاتش بر ما روشن نیست، همین اندازه می توان گفت "خداوند اجر چنین نیکوکارانی را ضایع نمی‌کند" (البته اگر آن‌ها در مورد پذیرش ایمان ، مصداق جاهل قاصر باشند، مسئله بسیار روشن تر است).
دلیل بر این مسئله علاوه بر حکم عقل، اشاراتی است که در آیات و یا روایات آمده است.
ما هیچ دلیلی نداریم که جملة «ان الله لا یضیع اجر المحسنین» (9) شامل این‌گونه اشخاص نشود، زیرا محسنین در قرآن فقط به مؤمنان اطلاق نشده است، هم بندهاي یوسف در زندان بی آن که او را بشناسند به او گفتند:« انا نراک من المحسنین ؛ ما تو را از نیکوکاران می‌دانیم». (10)
از این گذشته آیه: «فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره؛هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار نیک کند آن را می‌بیند و هر کس به مقدار ذره ای کار بد کند آن را خواهد دید» (11) به وضوح شامل این‌گونه اشخاص می‌شود.
از پیامبر اکرم(ص) دربارة عبدالله بن جدعان که از مشرکان معروف جاهلیت و از سران قریش بود، نقل شده : " کم عذاب ترین اهل جهنم ابن جدعان است، سؤال کردند : چرا؟ فرمود : گرسنگان را سیر می‌کرد". (12)

در روایت دیگری می‌خوانیم که پیامبر به عدی بن حاتم (فرزند حاتم طائی ) فرمود: دفع عن ابیک العذاب الشدید بسخاء نفسه : " خداوند عذاب شدید را از پدرت به خاطر جود و بخشش او برداشت". (13) ؛ در نتیجه هرچند در صدق عنوان عمل صالح برای رفتارهای غیر مسلمانان تاملاتی وجود دارد ، اما در هر حال کارهای نیک آنان مورد توجه قرار می گیرد و مخترعان و مکتشفانی همچون مورد ذکر شده واقعا برای رضای خدا و خدمت به خلق خدا چنین تلاش هایی انجام داده اند ، می توان گفت این اعمال در پیشگاه عدل الهی ضایع نمی شود اما در عین حال هیچگاه نمی توان یک فرد دور از ایمان را با یک مومن کامل مقایسه کرد ، هرچند در خدمت به خلق فرد غیر مومن بسیار موفق تر باشد .
اما در مورد محاسبه اعمال غیر مسلمانان باید گفت افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند ،آن ها قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود .
اما كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشده، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهید مطهرى (ره) در این باره مى‏گوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد». (14)
این گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فکری و فرهنگي شناخته می شوند. اگر واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند ،ولی بر اساس باورهای فطری و عقلی و یا دینی که داشتند ،مؤمن بودند و انسان های درستکار بودند ،مورد عفو الهی اند.
در قرآن هم خداوند می فرماید: ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم (15)، پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آنها در بهشت بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آنها با امور وجدانی و فطری و عقلانی بشری و علم و باورهاي ديني آن ها صورت می گیرد .

پی نوشت ها:
1. مطهري، مرتضي، عدل الهي، صدرا، تهران، 1388ه.ش، ص 335.
2. همان، ص 337 ـ 338.
3. همان، ص 339.
4. زلزال (99) آیة 7 ـ 8.
5. کهف (18) آیه 30.
6. ابراهیم (14) آیة 18.
7. عدل الهی، همان، ص 347.
8. همان، ص 377.
9. هود (11) آيه 115 .
10. يوسف (12) آيه 36 .
11. زلزال (99) آيه 7 و 8 .
12. محدث نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسايل، موسسه آل البيت، قم، 1408ه.ق، ج7 ص247.
13. همان، ج7 ص14.
14. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
15. بقره (2) آیه 282 .