سلام من چند سال پیش خودارضایی می کردم ولی اصلا نمی دانستم که این کار من خودارضایی است و چیزی به نام جنابت و غسل آن وجود دارد و در حالی که خودارضایی می کردم روزه می گرفتم و بدون این که بدانم گاهی نیاز به غسل دارد نماز می خواندم تا این یک روز به طور اتفاقی فهمیدم و توبه کردم البته گاهی هم از دستم در می رود ولی حواسم بود که اگر نیاز به غسل بود غسل کنم و یا روزه نباشم. امروز برای همیشه توبه کردم و امیدوارم خدا کمکم کند.
تکلیف آن نماز و روزه هایی من که نمی دانستم دارم چه کار می کنم چیست؟
آیا بعد از چند دفعه توبه باز پذیرفته است؟
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
خودارضایی، حرام است و واجب است که توبه کنی و اگر توبه واقعی کنی، یعنی از کارت پشیمان باشی و تصمیم بگیری که دیگر تکرار نشود، کافی است و ان شاء الله قبول می شود.
ممکن است در خودارضایی جنب نشده باشی و اگر جنب نشده باشی، نماز و روزه هایت قضا ندارد.
توضیح این که:
اگر زن بر اثر خودارضایی و تحریک های جنسی، به قدری تحریک شود که به اوج لذت و شهوت جنسی برسد (ارضا شود) و در آن حال، مایعی از او خارج شود، آن مایع، نجس است و غسل جنابت دارد.
و اگر به اوج لذت نرسد و مایع خارج شود و یا به اوج لذت برسد، ولی مایعی خارج نشود و یا شک کند که مایعی خارج شده یا نه، جنب نمی شود و غسل لازم نیست. به دیگر سخن، زن اگر یقین به خارج شدن مایع درحال اوج لذت پیدا کند، جنب می شود و اگر یقین پیدا نکند، جنب نمی شود. بنابراین، مواقعی که زن بر اثر تحریک های شهوانی مقداری لذت می برد و در آن حال، رطوبتی از او خارج می شود، چون به اوج شهوت نرسیده، جنب نمی شود و رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمی کند. (1)
اگر الآن شک داری که در زمان خودارضایی جنب شده ای یا نه، باز نماز و روزه ات درست است و قضا ندارد.
اما اگر می دانی که بر اثر خودارضایی به اوج لذت رسیده ای و در آن حال، مایعی بیرون آمده است، جنب شده ای. در این صورت، اگر بدون انجام غسل جنابت نماز خوانده ای، نمازها را باید قضا کنی. بله، اگر غسل جمعه یا غسل حیض کرده باشی، کفایت از غسل جنابت می کند و نماز هایی که بعد از غسل جمعه یا غسل حیض خوانده باشی، قضا ندارد.
در مورد روزه اگر نمی دانستی که خودارضایی حرام است و نمی دانستی که روزه را باطل می کند، روزه ها قضا ندارد.
پی نوشت:
1. آیت الله مکارم، توضیح المسائل، م 361؛ مسائل کثیر الابتلا، م 18.






