در مورد مرگ مادرم و اشتباه پزشکی و قضا و قدر الهی بوده که برایتان ارسال نمودم

پیش از هر چیز عرض تسلیت ما را بخاطر از دست دادن مادرتان پذیرا باشید از خداوند برای روح آن مرحوم آرامش و رضوان الهی و برای شما صبر و رضا می طلبیم ؛
در مقام جواب به نظر می رسد اگر به مفهوم قضا و قدر دقت داشته باشیم، به سوال شما کاملا پاسخ داده می شود.
قدر: یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی . در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه­ای قرار داده ، آن را بر اساس اندازه­گیری و محاسبه و سنجش آفریده است.
قضا: یعنی حکم و قطع و حتمیت. در نظام آفرینش، موجودات مادی از چندین راه ممکن است به وجود بیایند، مثلاً اگر به خانة شما از چند کوچه راه باشد، ورود به خانه شما از چند راه ممکن است. حال اگر از میان چندین راه ممکن، علل و اسباب پیدایش یکی از آن‌ها فراهم شد و تنها همان یکی تحقق یافت، این مرحله از تحقق را قضا می نامند.
خداوند برای هر چیزی علت‌ها و اسباب­هایی قرار داده که هستی و مشخصات آن بستگی به آن‌ها دارد. این طور نیست که هر چه در جهان پدید می­آید، بدون رابطه با قبل و بعد و صرفاً اتفاقی و بی­حساب باشد. همان گونه که در بارش برف و باران و... علل و عواملی دخالت دارد . هرگز چنین کاری بی علل و اسباب انجام نمی پذیرد، همچنین کارهای بشر از روی تصادف و اتفاق از او سر نمی زند، بلکه نخست چیزی را تصور می کند، سپس به آن می اندیشد . پس از آن که فایده واقعی یا پنداری آن را پذیرفت، به انجام آن می کوشد. پس انجام هر حادثه­ای در جهان علت و سببی دارد . این نظامی است تخلف ناپذیر و خداوند نیز این چنین مقرّر کرده است.
این مسئله با اصل آزادی و اختیار انسان منافات ندارد؛ زیرا اختیار و آزادی یکی از اسباب و علل جهان است؛ یعنی خداوند خواسته و مقدّر نموده که بشر کارهای خود را به ارادة خود انجام دهد،سرنوشت خویش را رقم زند. این که می­گوییم کارهای انسان هم به اختیار خود او است و هم قضا و قدر الهی دخالت دارد، به همین معنی است که خدا اراده فرموده و مقدّر کرده که بشر سرنوشت خود را تعیین کنند.
بشر مختار و آزاد آفریده شده، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است. بشر در کارهای ارادی خود مانند سنگ نیست که او را از بالا به پایین رها کرده باشند و تحت تأثیر عامل جاذبة زمین خواه نا خواه به طرف زمین سقوط کند. نیز مانند گیاه نیست که تنها یک راه محدود در جلوی او هست و همین که در شرایط معین رشد و نمو قرار گرفت، خواه ناخواه مواد غذایی را جذب و راه رشد و نمو را طی می‌کند. هم چنین مانند حیوان نیست که به حکم غریزه کارهایی انجام دهد. بشر همیشه خود را در سر چهار راه­هایی می­بیند و هیچ گونه اجباری که فقط یکی از آن‌ها را انتخاب کند ندارد . سایر راه‌ها بر او بسته نیست. انتخاب یکی از آن‌ها به نظر و فکر و اراده او مربوط است؛ یعنی طرز فکر و انتخاب او است که یک راه خاص را معین می‌کند.(1)
بر این اساس مرگ هر فرد بر اساس شکل گیری علل و عوامل تحقق این امر حاصل می شود و قضا و قدر او به همین شکل رقم خورده است ، هرچند ممکن است دراین قضا و قدر اختیار خود فرد یا انسان های دیگر هم دخیل باشد ؛ در هر حال، چون علل و اسباب و زمینه های مرگ یک انسان فراهم شده، مقدر است که بمیرد و البته اگر شرایط به گونه ای دیگر رقم می خورد قضای او هم متفوات می شد .
در نتیجه فوت مادر عزیزتان یقینا قضا و قدر بوده اما اشتباه پزشکی در تحقق این قضا نقش داشته و اگر آن پزشک چنین اشتباهی نمی کرد ، این تقدیر برای مادرتان رقم نمی خورد ؛ هرچند ممکن بود مرگ به صورت دیگری بر ایشان عارض شود .

پی نوشت :
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار(انسان و سرنوشت) ص 385؛ مؤسسه در راه حق، بیست پاسخ، (8) ص 17.