سلام خسته نباشين.من چند دليل و برهان ويخوام براي استفاده نكردن از اين علوم.البته من خودم دنبال اين علوم نميرم.اگر به احاديث هم رجوع كنين ممنون ميشم.با تشكر

هر علمی از دو جنبه قابل بررسی می باشد یکی همان جنبه علم و دانش بودن آن و دیگری اثری است که آن علم برای انسان دارد. روشن است که اصل هر علمی از آن جهت که علم و دانش است همانند چراغی است که یکی از ابعاد زندگی را برای انسان روشن می کند. اما اثرات همه علوم یکسان نیستند. زیرا اثرات یک علم بستگی به عوامل و شرایط متعددی دارد که اگر آن شرایط فراهم باشد آن علم جزء علوم مفید است و الا برای انسان مضر می شود همانند چراغ که اصل چراغ وسیله ای مفید و روشنایی بخش است. اما اگر همین چراغ به دست نااهل بیفتد وسیله ای برای دزدی می گردد. علوم و دانش ها هم همین حالت را دارند و از آنجا که زمینه سوء استفاده در علوم غریبه بسیار است. لذا در روایات از آموختن اینگونه علوم و مراجعه به عالمان آن نهی شده است.
خداوند متعال در آيه 102 سوره بقره (1) از دو فرشته هاروت و ماروت ذكري به ميان آورده و شنیدن داستان این دو فرشته می تواند راهنمای خوبی در پاسخ به سؤال شما باشد.
هاروت و ماروت دو فرشته اي بودند كه خداوند اين دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت كه عوامل سحر و طريق ابطال آن را به مردم بياموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر كنار دارند. زيرا بعد از رحلت حضرت سلميان در سرزمين بابل سحر و جادوگرى به اوج خود رسيد و باعث ناراحتى و ايذاء مردم گرديده بود. ولى اين تعليمات بالاخره قابل سوء استفاده بود، چرا كه فرشتگان ناچار بودند براى ابطال سحر ساحران طرز آن را نيز تشريح كنند، تا مردم بتوانند از اين راه به پيشگيرى بپردازند، اين موضوع سبب شد كه گروهى پس از آگاهى از طرز سحر، خود در رديف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه‏اى براى مردم شدند.
با اينكه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند كه اين يك نوع آزمايش الهى براى شما است و حتى گفتند: سوء استفاده از اين تعليمات يك نوع كفر است، اما آنها به كارهايى پرداختند كه موجب ضرر و زيان مردم شد كه به اين مسئله در آيه مذكور إشاره شده است.
بنابراین اگر آموختن چنین علومی مذمت شده به سبب مفاسد و ضررهای عقیدتی و عملی است که بر آن مترتب است و لذا روایات اهل بیت(ع) نیز بر دوری از اینگونه علوم تأکید دارد چنانکه شهید مطهری نقل می کند، وقتى اميرالمؤمنين (ع) مى‏خواستند به جنگ نهروان بروند، در حالى كه سوار شده و آهنگ رفتن كرده بودند اشعث قيس كِنْدى آمد در حالى كه يكى از خويشاوندانش همراهش بود و گفت: يا اميرَالمؤمنين! توقف بفرماييد و حركت نكنيد براى اينكه اين [مرد] سخنى مى‏گويد. فرمود: چه مى‏گويد؟
او آمد و گفت: من منجم هستم، اوضاع كواكب دلالت مى‏كند كه اگر شما در اين ساعت حركت كنيد و برويد به جنگ شكست مى‏خوريد و همه‏تان كشته مى‏شويد.
اميرالمؤمنين به شدت به او حمله كرد؛ فرمود: هر كسى كه حرفهاى تو را باور كند بايد خدا و قرآن را تكذيب كند. ما وظيفه داريم در كارها به خدا توكل و اعتماد كنيم؛ و بعد فرمود: «سيروا عَلَى اسْمِ اللَّهِ» به نام «خدا» حركت كنيد و هيچ به حرفهاى اينها ترتيب اثر ندهيد. رفتند و پيروز هم شدند و مى‏دانيم كه در هيچ جنگى لشكريان اميرالمؤمنين به اين سرعت و به اين تمامى پيروز نشدند كه غير از هشت نُه نفر از خوارج بقيه همه تارومار شدند.
عبدالملك بن اعيَن برادر زرارة بن اعين است. روزى آمد خدمت امام صادق (ع) و عرض كرد: يَا بنَ رسولِ اللَّه! من گرفتار اين نجوم شده‏ام و اين نجوم در من وسواسى ايجاد كرده. ضمناً اين آدم منجّم هم بود، به همين نجوم احكامى عمل مى‏كرد، به اين حسابهايى كه اوضاع ستارگان مثلًا دلالت مى‏كند بر اينكه اگر امروز از طرف جنوب بروى چنين [مى‏شود،] از شمال بروى چنين، مسافرت چنين است و ازدواج چنين. كم‏كم عادت كرده بود و خيلى مصيبت بود كه تمام كارهايش را بر اساس راهنماييهاى نجومى انجام بدهد و اين سبب شده بود كه اصلًا زندگى‏اش فلج شود چون يك روز مثلًا چندمِ ماه بود نحس بود، يك روز قمر در عقرب بود، روز ديگر فلان ستاره در پيش رو بود. گفت: يَابنَ رسولِ اللَّه! من اين طور شده‏ام. در حديث نوشته‏اند- در وسائل است- حضرت با كمال تعجب فرمود: تو به اين چيزها عمل و اعتنا مى‏كنى؟! گفت: بله يَابنَ رسولِ اللَّه، چطور؟ فرمود: الآن حركت مى‏كنى مى‏روى به خانه‏ات و تمام اين كتابها را يكجا آتش مى‏زنى. امر امام بود؛ رفت تمام كتابها را يكجا آتش زد.(2)
پی نوشت ها:
1.«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطينُ... .
2. شهيد مطهري، مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، صدرا، 1386ش، ج‏26، ص: 736.