از روایات به دست میآید که رعایت اموری چند، موجب جلب محبت دیگران است از جمله:
1- خوشاخلاقى
«حسن خلق»، کمندى است که دیگران را در دام محبت اسیر مىکند. کیست که از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب چنینانسانى نشود؟
از امام صادق(ع) پرسیدند: حد و مرز اخلاق نیک، چیست؟ فرمود: اخلاقت را نرم کنى، کلامت را پاکیزه سازى، با چهرهاى باز و گشاده با برادران دینىات روبهرو شوى. (معانىالاخبار، صدوق، ص 253)
گشادهرویى، از بارزترین صفات رسول خدا(ص) بود که سهمىعمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگى آنان به شخص پیامبر اسلام داشت. خداوند در باره این خصلت مردمى رسول اکرم مىفرماید: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛ (آل عمران، آیه 159) به خاطر رحمت الهى بود که براى مردم نرم شدى. اگر تندخو و خشن و سختدل بودى، از دور تو پراکنده مىشدند.
در ادامه آیه مىفرماید: پس، از آنان درگذر، برایشان استغفار کن، و در کار با آنان مشورت نما.
«عفو»، «استغفار» و «مشورت»، نمونههاى دیگرى از حسنخلق و رفتار مردمدارانه است، چرا که اعتماد به مردم و شخصیت دادن به آنان است. چنین برخوردى، عامل جاذبه شخص مىگردد.
2- عفو و گذشت
کینهتوزى و لجاجت، ویژه روح هاى حقیر و همت هاى پایین است. برعکس، آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را مىپذیرند، از خطاهاى دیگران چشم مىپوشند و از حق شخصى خویش درمىگذرند. بلندنظرى انسان، عامل محبت دل هاى دیگران است. براىخود انسان نیز نوعى لذت روحى دارد. گفتهاند: «در عفو، لذتى است کهدر انتقام نیست».
عفو و گذشت و چشمپوشى و نادیده گرفتن لغزش هاى دیگران، دانههاى جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار و با محبت نگاه مىدارد.
امام سجاد(ع) در دعاى بلند «مکارم الاخلاق»، از خداوند اینگونه مىطلبد:
«خداوندا!. . . مرا ثابتقدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغل ها، خیرخواهانه برخورد کنم، و هر کس از من دورى گزید، من به او نیکى کنم، و به کسى که مرا محروم کرده، بذل و عطا کنم، با آن کس که با من قطع رابطه کرده، بپیوندم. کسى را که غیبت مرا کرده است، به خوبى یاد کنم. توفیقم ده که نیکى را سپاسگزار باشم، و. . . از بدى، چشم پوشم و درگذرم. » (صحیفه سجادیه، دعاى 20، دعاى مکارم الاخلاق)
اینها گوهرهاى تابناکى در شیوههاى معاشرت است. گفتن اینها در زبان، آسان است، اما عمل، بسیار سنگین است. جز از همت هاى والا و روحیههاى زیبا برنمىآید و باید توفیقش را از خدا طلبید.
3- بخشش و محبت
آدمیزاد، بنده احسان است. به هر کس نیکى کنى، او را رام و مطیعخویش مىسازى. به هر کس محبت و لطف کنى، قلعه دلش را فتحکردهاى. به قول سعدى:
بنده حلقه بگوش، ار ننوازى، برود لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه بگوش.
این تعلیم حضرت رسول(ص) است که: «اى مردم! مىدانم که نمىتوانید با اموالتان همه را راضى کنید، ولى با چهره باز و گشادهرویى و خوشاخلاقى، مىتوانید. » (مستدرک وسائلالشیعه، ج 2، ص 83)
سخن مولایمان حضرت امیر(ع) چنین است: «بالایثار یسترق الاحرار»؛ (غررالحکم، آمدى، ج 1، ص 329) آزادمردان، با ایثار، بنده و غلام مىشوند.
البته بنده و غلام خوبی ها و کرامت هاى اخلاقى. این هم گام دیگرىدر جذب دل ها و ایجاد الفت ها و تحکیم رابطههاى عاطفى در جامعهبشرى است.
4- تواضع و خاکسارى
همچنان در پى بیان نمونههایى از روحیه «مردمدارى» هستیم، افتادگى و تواضع و فروتنى، یکى دیگر از این ویژگی هاست. چنین کسانی مىتوانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع کنند، آن گونه که پیامبر بود و انجام مىداد. تکبر، پشت انسان ها را خالى مىکند.
مردم، از پیرامون افراد مغرور و متکبر و خودخواه، پراکنده مىشوند. برعکس، تواضع، مردم را به محبت و عنایت و حمایت مىکشاند.
امام على(ع) فرموده است:
سه چیز موجب محبت دیگران مىشود: «الدین و التواضع والسخاء»؛ (همان، ص 360) دیندارى، فروتنى و بخشندگى.
مغروران و خود بزرگ بینان، هرگز نمىتوانند با جمعى کار کنند و حمایت آنان را همواره همراه خود داشته باشند. اگر هم چند صباحى مردم در پى آنان باشند، به تدریج رهایشان مىکنند. به اطراف و دوستانت بنگر، و به آنان که کارى در دستشان است ، دقت کن. ببین متکبران در میان مردم جا و محبوبیت دارند، یا متواضعان؟
5-حوصله و تحمل
«سعهصدر»، وسعتنظر و ظرفیت لازم داشتن، از نمونههاى دیگر«مردمدارى» است. گاهى افراد، بىحوصلهاند، از جایى و چیزى ناراحتىدارند، یا ضرر و آسیبى دیدهاند، یا تحت فشار و گرفتارىاند، توقع هایشان بالاست، عصبانى مىشوند، حرف تند مىزنند و. . . آن که صبور باشد و بردبار، مىتواند با مردم کنار آید؛
آن که تحمل حرف ها، تندی ها و بد اخلاقی ها را در «مکتب صبر»، تمرین و تجربه کرده باشد، مىتواند در ارتباط با مردم، به خدمت خویش و حضور کریمانه در کنارشان ادامه دهد. تحمل و مقاومت، براى انسان، هوادار درست مىکند. از کوره در نرفتن، بردبارى نشان دادن، خشمگین نشدن، از آثار این «ظرفیت» است. کسى که از این ویژگى اخلاقى برخوردار باشد، از یارى و حمایت دیگران هم برخوردار خواهد بود. باز بشنویم از کلام امیرالمؤمنین(ع) که فرمود:
«بالحلم تکثر الانصار. » (همان، ص 329 و 335) نیز این کلام نورانى حضرت: «بالاحتمال و الحلم یکون لک الناس انصارا و اعوانا. » (همان) هر دو سخن، معناى مشابه دارد، یعنى: در سایه حلم و بردبارى و تحمل است که یاوران زیاد مىشوند و مردم، پشتیبان و حامى تو مىگردند.
این خصلت، به ویژه براى کسانى که با مردم در تماس و ارتباط بیشترىاند و در معرض مراجعات، طرح سؤال ها، نیازها، توقعات و مشکلاتند، ضرورىتر و از مهم ترین صفات شایسته براى مسؤولان است.
6- تفقد و رسیدگى
مردم، به ویژه گرفتاران و دردمندان، نیازمند احوالپرسى، رسیدگى، سرکشى و در یک کلمه «تفقد»ند. گاهى یک احوالپرسى و سلام، شادابى روح و نشاط زندگى فراوانى (براى هر دو طرف) پدید مىآورد. گاهى نوشتن یک نامه یا تلفن کردن به یک آشنا و فامیل، محبت و صفاى بالایی ایجاد مىکند. گاهى سر زدن به همسایه و عیادت یک بیمار و شرکت در یک مجلس ختم یا عروسى، مبدا بسیارى از دوستی هاى ماندگار مىشود. دید و بازدیدهاى خانوادگى، دلها و زندگی ها را به هم مربوط مىکند. پرسیدن گرفتاری ها و مشکلات دیگران و تلاش در حل و رفع آنها، در دل ها را به روى انسان مىگشاید.
با مردم زیستن، با همسایهها و همشهری ها و همکاران و معاشران و همنوعان، جوش خوردن. انس گرفتن، در رنج و راحت دیگران شریک شدن، فاصلهها را با دیگران کوتاه کردن، قطع رابطهها را به «آشتى» بدل کردن، اختلاف ها و کدورت ها را زدودن و... اینها همه «عمل صالح» است. خداوند چنین نیکوکاران را دوست مىدارد.
تا توانى به جهان خدمت محتاجان کن به دمى یا درمى یا قلمى یا قدمى.
«مردمدارى»، اخلاق زیبنده مسلمانى است که مىخواهد از الگوهاى دینى و ارزش هاى مکتبى الهام بگیرد و «زندگى اسلامى» داشته باشد. باید با «عمل»، دیگران را جذب کرد، نه با «حرف»!.
۱۳۹۰/۰۹/۲۰ ۱۵:۵۱
شناسه مطلب: 55720






