طبق نظریه شیعه راجع به امامت از جانب خداوند نص در خصوص تعیین هویت امامان وجود دارد که می گوید اماکت از حضرت علی شروع شده و امامت از نسل آنان بیرون نخواهد رفت.پس خدا عده ای از انسان ها را انتخاب کرده تا آنها را معصوم کند و آنها انسان ها را هدایت کنند.به نظر من انتخاب افرادی برای معصوم بودن و مصون بودن از گناه امری نا عادلانه است.زیرا می شد که به جای آنها کس دیگری انتخاب شود.در حال حاضر این امامان که از قبل انتخاب شده اند از آتش جهنم مصون هستند ولی ما نه

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
به نظر می رسد اساس مشکل شما به معلوم بودن اشخاص معصومان از قبل بر می گردد و این امر را با اختیاری بودن کنش های آنان و ارزشمندی رفتارهای ایشان در تضاد می بینید؛ اما به نظر می رسد حقیقت امر این گونه نباشد .
اولا آگاهی پیشین خداوند از این گونه امور و هر امر دیگری تفاوتی در رقم خوردن اختیاری حوادث در طول زندگی بشر ندارد و این آگاهی پیشین حتی اگر به خود فرد ابلاغ شود اختیاری بودن مساله را از بین نمی برد .
به عبارت روشن تر این آگاهی پیشین لازمه علم مطلق خداوند به همه امور عالم است، اما منافاتی با اختیاری بودن رفتارهای بشر ندارد و با تبیین درست جایگاه این علم و اختیار بشر به روشنی از هم تفکیک شده و هر کدام در جای خود قرار می گیرد. توضیح مختصر این امر آن است که روشن بودن یک نتیجه از قبل، به هیچ وجه مستلزم منتهی شدن جبری حوادث به سمت آن حادثه و رخ دادن غیر اختیاری آن نیست .
این امر مانند آگاهی پزشکی است که به طور قطع می‏داند فلان بیمار در آینده دچار فلان وضعیت جسمی خواهد شد، یا با توجه به وضع فعلی اش روند بهبودی یا پیشرفت بیماری اش به کجا منتهی می گردد، دانستن این مسایل از طرف پزشک تأثیری در به وجود آمدن یا نیامدن بیماری و روند خاص پیشرفت یا درمان آن ندارد و بيماري فرد ، مسير طبيعي خود را طي مي كند .
آیا اگر معلمی از قبل بداند که کدام دانش آموز در امتحان نمره بدی می آورد ، در امتحان او تاثیری خواهد داشت يا نشان دهنده تعيين شده بودن نتيجه از قبل است ؟ مسلما خیر، زیرا نتایج ضعیف دانش آموز معلول علت های خاص خود مانند کاهلی و تنبلی است که اطلاع قبلی معلم ربطی به آن ها ندارد؛ به همین شکل علم خداوند به حوادث آینده هم نه ما را مجبور به حرکت به سمت همان اهداف می کند و نه بيان گر رقم خورده بودن همه چيز از قبل است .
علم پیشین خداوند به همه امور عالم نیز از همین سنخ است و در نتیجه آگاهی مطلق خداوند به نیکی ها و بدی ها و نیکان و بدان، صالحان و ظالمان، مومنان و کافران در همین مقوله تعریف می شود ؛ خداوند از قبل به دقت هرچه تمام تر می داند کدام یک از بندگان در مسیر زندگی از طریق اختیار خود به صلاح و رستگاری و کدام یک به ضلالت و گمراهی خواهند رسید ؛ اما در عین حال انتخاب دو مسیر بهشتی یا دوزخی شدن کاملا به اختیار خود ایشان بوده و خداوند آنان را وادار به این امر نمی کند .
پیامبر، امام و معصوم شدن نیز از همین مقوله خواهد بود و خداوند از قبل می داند کدام یک از بندگان خاص او به واسطه علل و عوامل خاص خود مستحق رسیدن به مقام نبوت یا امامت هستند و لیاقت دریافت مقاماتی نظیر عصمت را دارا خواهد بود و این همان حقیقت آیه شریفه: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه؛ (1) خداوند آگاه تر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد» است .
اما چرا خداوند حکیم و عادل در بین همه موجودات این افراد خاص را برای اعطای این درجات برگزیده است؟
پاسخ در درک دقیق حقیقتی است که ما را به تفاوت رفتار شخصی این بزرگواران با دیگر انسان ها در شرایط کاملا مساوی رهنمون می سازد؛ در حقیقت با اثبات عدل و حکمت خداوند در می یابیم که این تمایز و انتخاب خاص نمی توانسته بی دلیل و بدون حکمت باشد . اعطای این مقام به ائمه دلیل بر غیر اختیاری و به اصطلاح پارتی بازی بودن آن نیست، زیرا برای خداوند تحقق زمان برای درک لیاقت بندگان نسبت به نعمات ضرورت ندارد . خداوند از علم ذاتی خود می داند که هر بنده ای در شرایط عادی زندگی ،چه مقام و مرتبتی را در مسیر بندگی احراز می نماید .
خداوند می‏دانسته که آنان منهای عصمت هم با دیگران در مراتب اخلاص و فداکاری فرق داشته، توانایی بر عهده گرفتن مقام خطیر نبوت و امامت را دارند و از آن جا که مقام عصمت به عنوان یکی از مهم ترین لوازم نبوت و امامت محسوب می گردد ، از جانب خداوند به ایشان اعطا شد .
در عین حال نباید فراموش کرد که هر مقام و منزلت و نعمت خداوندی مسئولیت و تکالیفی مطابق با همان نعمت را به دنبال خواهد داشت . برخورداری از مقام عصمت برای امامان و دیگر مقامات و درجات معرفتی که به ایشان اعطا شده است ، ضرورت قرار گرفتن در برابر سخت ترین آزمایش الهی را در پی داشت و دشوارترین مسئولیت ها و تکالیف را برای ایشان رقم زد.در نتیجه نباید از این نکته مهم غفلت نمود و عصمت را ابزاری برای راحتی و بی دغدغه بودن این بزرگواران تلقی نمود و این حقیقت تجلی عدالت خداوند در برابر بندگان است .
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیت‏ها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمه‏های شیطانی بیش تر و تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش می‏یابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختی‏ها و تلاش‏ها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند و...!!
حتی آگاهی معصومان از برخورداریشان از این مرتبه دلیل نمی شود که سختی آزمون های الهی را تحمل ننمایند ؛ مثال روشن تر این امر مثال وزنه برداری است که اطمینان دارد هیچ یک از حریفان وی تا کنون به رکورد وی دست نیافتند؛ در نتیجه مطمئن است که اگر همانند گذشته رکورد خود را تکرار کند، یقینا برنده خواهد بود و مربی وی و همه کارشناسان نیز این امر را پیش بینی می کنند ؛ اما همه این آگاهی های پیشین دلیل آن نیست که وی نهایت تلاش خود را در بالا بردن وزنه به کار نبندد و بیشترین فشار و مشقت را در این مسیر نبیند.
به همین نسبت، فرد معصوم هر چند از عصمت خود آگاه است؛ اما این امر به معنای ناتوانی در انجام گناه و معصیت نبوده وی در برابر آزمون های سخت خود و تکالیف دشواری که پیش رو دارد بیشترین زحمت و مشقت را تحمل می نماید، هرچند می داند در نهایت امر از این آزمون ها سربلند بیرون خواهد آمد؛ البته این آگاهی های پیشین منحصر در معصومان نیست و برخی بندگان صالح نیز از این حسن عاقبت و سرنوشت نیک مطلع می شدند .
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده،همانند وضعیت پیامبری است که با سطع بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، و در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشجوی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت- وضعیتی مساوی داشته به یک اندازه قابل تقدیرند.شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به همجواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد(1)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد. پس در این امر هیچ بی عدالتی صورت نپذیرفته است .

پی نوشت ها :
1. انعام (6) آیه 124.
2. شيخ صدوق‏ ، أمالي ، انتشارات اعلمى‏، بيروت‏ ، 1400 ق ، ص 298‏.