باسلام آیاهنگام عبادت چگونه میشود خداوند رادرک کنیم حداقل در هنگام عبادت؟
خوشحالیم که آماده پاسخ دادن به سوالات اساسی و بنیادین ذهن خود شده و مهیای تولدی دوباره گشته اید.
پیامبر خدا(ص) به أباذر فرمود: " اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك."(1)اى ابوذر؛ خدا را چنان پرستش كن كه گويا او را مى بينى، زيرا اگر تو او را نمى بينى او تو را مى بيند. درباره اين معنا در حديث ديگرى وارد شده:"اَلاِْحْسانُ اَنْ تَعْبُدَ اللّهَ كَاَنَّكَ تَراهُ ."(2)نيكى به آن است كه چنان خدا را عبادت كنى كه گويا او را مى بينى.
خدا به انسان نیروی فکر و تعقل داد که ابتدا خود را بشناسد تا بعد از آن در احوال هستی تدبّر و تفکر کند، زیرا حاصل چنین تفکری، انسان ساز است. راه عبودیت و بندگی را به بهترین شکل می نمایاند.
در برآیند کلی؛ شناخت و درک انسان نسبت به خداوند(حتی در عبادت)دوگونه است:
1ـ شناخت حصولی: مقصود از آن شناخت از راه عقل، تفکر، اندیشه، استدلال، برهان و نظم در عالم طبیعت است که راحت ترین راه در این مسیر، تفکر و سیر در آیات الهی در جهان هستی و به خصوص عالم ماده که بهتر قابل لمس است و تدبر در موجودات و عجایب خلقت این جهان است، می باشد. در قرآن نیز درمورد خداشناسی بر این روش تاکید شده و آیات بسیاری در مورد خلقت این جهان و نشانه های خداوند در آن بیان شده است. ائمه در جواب افراد از چگونگی درک خداوند، آنها را توصیه به شناخت و درک خداوند از همین راه ( تفکر و سیر در آیات الهی) می نمودند.
2ـ شناخت حضوری، که خود بر دوگونه است:
الف) درک فطری یا خداشناسی فطری: که علم حضوری غیراکتسابی در نهاد انسان و بیرون از محدوده اختیار اوست. این شناخت فطری در بیشتر انسانها تنها استعداد و مایهای است که آدمی با تلاش خود میتواند آن را از حالت استعداد و قوه به فعلیت در آورده و از حالت ابهام به مرحله درک حضوری آگاهانه برساند.
ب )علم حضوری اکتسابی: که علم حضوری روشن و آگاهانه است. آدمی با تلاش و پس از پیمودن مراحل تکامل، این شایستگی را مییابد که خداوند آن را به او افاضه کند. این نوع معرفت دارای مراتب گوناگون شدید و ضعیف است که آخرین مرحله آن، هدف نهایی آفرینش و بالاترین مرتبه کمال انسانی است. هر چند دریافت معرفت حضوری، مانند گونه قبل مستقیما در اختیار آدمی نیست، اما مقدمات دستیابی به آن، از افعال اختیاری است. انسان با سیر و سلوک و ترك گناه كه بالاترين سير و سلوك است، می تواند به مراتبی از کشف و شهود حقایق هستی از جمله شناخت بهتر و عمیق تر خداوند نایل شود و حقایقی از عالم ربوبی براو افاضه شود.
البته از آن جا که ذات خداوند حقیقتی غیر متناهی است و مثل و نظیری ندارد، انسان راهی به درک کنه ذات خداوند نخواهد داشت، در عین حال میتوان او را از طریق صفات جمال و جلال شناخت.
برای شناخت صفات جلال و جمال الهی میتوان از این دو راه بهره گرفت:
1ـ راه عقل: مطالعة جهان آفرینش و اسرار و رموز نهفته در آن، که همگی مخلوق خداوند است، ما را به کمالات وجودی خدا رهبری میکند. آیا میتوان تصور کرد بنای کاخ عظیم خلقت، بدون دانایی و توانایی و اختیار بر افراشته شده باشد؟! قرآن مجید برای تأیید حکم عقل در اینباره، به مطالعة آیات تکوینی در قلمرو آفاق و انفس دعوت میکند، چنان که میفرماید:«قُلِ اَنْظُرُوا ما ذا فِی السَّمواتِ وَ الأَ رضِ» [بگو دیدگان خود را باز کنید و ببینید در آسمان ها و زمین چه حقایقی و جود دارد؟].(3)
2ـ راه وحی: آن گاه که دلایل قطعی، نبوت و وحی را اثبات کرد، و روشن شد که کتاب و گفتار پیامبر همگی از جانب خدا است، آنچه در کتاب و سنت آمده میتواند راهگشای بشر در شناخت صفات خدا باشد.
بنابراین خداوند قابل درک است و درک هر شخص از خداوند به میزان معرفت او بستگی دارد و می توان عاشقانه او را عبادت نمود (وبه تعبیر شما می توان به او را درک کرد).
و در آخر رمز موفقيت در همه مراحل استمداد از پروردگار و توسل به اهل بيت(ع) است.براي توضيح بيشتر مي توانيد با شماره (09640)تماس بگيريد.
پی نوشت ها :
1.مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)ج4،ص29، دار احیاء التراث العربی،چاپ دوم، 1403ق.
2. مجلسی،محمدباقربن محمدتقی، مرآه العقول، ج7،ص253،دارالکتب الاسلامیه،چاپ دوم، تهران1404ق.
3.یونس(10) آیه101.






