سلام خوبید شما من یک جوان 22 ساله هستم می خواهم ازدواج کنم یک دختری را می خواستم نشد قبول نکردند حال به خانواده می گویم من می خواهم ازدواج کنم یک دختر چادری خوب که به شرایط من بخورد را معرفی کنید می گویند تکلیف خودت را روشن کن یکی از آنها که می گوید منظورش این است که برو سربازی بیا بعد براید می رویم خواستگاری و فکر می کنم که می دانند که من در حالتی هستم که ازدواج برایم واجب است اما باز هم اقدامی نی کنند من می گویم مشکلات جنسی ما را دختر ها ام دارند چه می شود با هم ازدواج کنیم بعد از مدتی به سر زندگی خودمان برویم حرف بدی است با این کار هیچ کدام به مشکل بر نمی خوریم وسلام منتظر جوابم.یا مهدی ادرکنی التماس دعا
دوست عزیز! از اینکه در فضای امروز که همه با بهانه های غیرمنطقی از ازدواج روی گردان هستند، شما با توکل بر خدا و دقت در أهمیت غریزه جنسی، دنبال سر و سامان دادن غریزه طبیعی جنسی هستید، نشان از فهم بالای شما دارد و از اینکه دنبال همسری هستید که از جهت ایمان در درجه بالایی قرار دارد، نشان از فکر مذهبی و زندگی دینی شما دارد.
بررسی و تبیین أبعاد سوالتان از قرار زیر است:
1) غریزه جنسی؛ یکی از نیرومندترین و در عین حال أصیل ترین غرایزی است که در صورت عدم کنترل، قادر است تمام غرایز دیگر انسانی را تحت الشعاع خویش قرار داده و کمالات انسانی را تا مرحله حزین حیوانی نزول دهد. بهترین راه مبارزه با أفکار غلط و مسایل جنسی، ازدواج است. پس در اینکه غریزه جنسی را باید مدیریت کرد، هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد.
2) آسان گیری در ازدواج؛ متاسفانه امروزه در ازدواج سخت گیری زیادی شده است. در ازدواج باید دنبال کسی که با شرایطمان مناسب است باشیم یا اینکه مقداری از ما پایین تر باشد. اگر مقداری شرایط را پایین تر بیاوریم، مشکلات خیلی زود حل می شود. و همچنین باید از رسومات غلط دوری کرد؛ در فضای امروز، خصوصاً در شهرهای بزرگ ، مهریه ها و خریدبازارهای سنگین، یک مشکل عمده در راه ازدواج جوانان شده است. این رسم ها و طلسم ها را بشکنیم. مقداری از خرج ها و خریدهای کذایی را کنار بگذاریم. دنبال پز و سروصدا و اسم و رسم نباشید.
دوست گرامی! رفتن به سربازی که چاره ای از آن نیست را قبول کرده و در دوران خدمت به خواستگاری بروید و عقد کنید.
جوانانی بوده اند که با این روش(آسان گرفتن برنامه ازدواج) زندگی خود را شروع و مدیریت کرده اند؛ گرچه ممکن است در ابتدای ازدواج، دچار مشکلاتی شده باشند، ولی با مشورت و همفکری یکدیگر طعم شیرین زندگی را دوچندان کرده اند. پس می شود زندگی را با توقعات أندک شروع کرد؛ البته در صورتی که مشکلات دیگری(همچون سربازی) را حس می کنید که ازدواجتان را به تأخیر می أندازد، همان حرف خودتان را پیشنهاد می کنیم، یعنی با عقد بلند مدت(در سایه حمایتی والدین) مسایل جنسی خود را سروسامان دهید تا مشکلات ناشی از تأخیر در ازدواج حل شده و به صورت کلی وارد زندگی خود شوید. این کلام شما منطقی است و باعث به گناه نیفتادن خود و دختری که در تقدیر شما نوشته شده است، می شود؛ و بعد از اتمام سربازی زندگی شیرینی را آغاز می کنید.
3) یك عذر تقریباً عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشكیل خانواده، مسئله فقر و نداشتن امكانات مالی است(1) و از بزرگ ترین موانع روانی در برابر زناشویی بیم از تأمین نشدن مخارج عائله مندی می باشد؛(2) در حالی كه اسلام اهمیت بسیار زیادی برای ازدواج و تشكیل خانواده قائل شده است؛ همچون روایاتی از پیامبر اكرم (ص) كه می فرماید: "ازدواج سنت من است. هر كس از سنت من رویگردان شود، از من نیست". (3) پس می شود با توکل و سپردن أمور به خداوند مدبر، مسایل را حل کرد.
4) یکی از علل أصلی بی میل بودن والدین نسبت به ازدواج فرزندان، بی مسئولیت بودن و نپختگی در امور زندگی فرزندان است. با رفتار و گفتار مناسب به آن ها القا کنید که از جهت فکری و روحی رشد کرده اید و توانایی اداره یک زندگی بی تنش را خواهید داشت. برای اینکه دغدغه شما به صورت صحیح و جدی به والدین تان انتقال یابد، بهترین راه این است که با آن ها مشاجره و بحثی که منجر به دعوا می شود را ترک کنید؛ با بیان مسأله به بزرگان و أقوام که حرف شان نزد والدین شما محترم است، راه را پیش ببرید.
پی نوشت ها:
1. تفسیر نمونه، مكارم شیرازی، چاپ اول، تهران، دار الكتب الاسلامیة، 1374 ش، ج 14، ص 458.
2. تفسیر هدایت، گروهی از مترجمان، چاپ اول، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1377 ش، ج 8، ص 305.
3. بحارالانوار، علامه مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق، ج 100، ص 222.






