دیدگاه مسیحیت راجع به توحید و تفاوت آن با تشیع
معمولاً در مسیحیت برای خدا واژه"پدر"استعمال می شود[که در انجیل بیش از سیصد بار تکرار شده]و از نظر خودشان این واژه با همه سادگی اش،بسیار صمیمی،پر احساس و شخصی است.(1)
تعالیم عیسی مسیح در مورد بخشندگی خدا با آنکه از طرفی در ادامه اعتقادات یهود قرار دارد. اما از طرف دیگر چهره غضب آلود خدا را به چهره ای مهربان تغییر می دهد.
مسیحیان در عین اینکه به وحدانیت خدا معتقدند و او را خدای پدر می نامند. عیسی را همان وجود جسمانی خدا معرفی می کنند که با مصلوب شدنش بر صلیب کفاره گناهان بشر شد و روح القدس را وجود فعال و توانای خدا که جامعه مسیحیت را هدایت می کند می دانند.
اندیشمندان مسیحی در طول نسل ها برای بیان راز خدای واحد در سه اُقـنوم[چهره] از مفاهیم و مکاتب فکری زمان خود استفاده کرده اند و همچنان بر این باورند که شناخت کامل تثلیث که به یگانگی خدا می انجامد رازیست الهی که انسان نمی تواند به آن نائل شود.
در شورای نیقیه که در اوایل قرن چهارم میلادی با حضور حدوداً 300 اسقف تشکیل شد "الوهیت عیسی"همراه با "وحدانیت خدا"مورد تأیید قرار گرفت.
در بخشی از قطعنامه اینگونه نوشته شده:
“ما ایمان داریم به خدای واحد،پدر قادر مطلق،خالق همه چیزهای دیدنی و نا دیده،و به خداوند واحد،عیسی مسیح پسر خدا،مولود از پدر،فرزند یگانه او که از ذات پدر است."(2)
گرچه بسیاری از محققان، اعتقاد مسیحیان به تثلیث را نشانه عدم یکتـا پرستی آنها می دانند. اما از نظر یک مسیحی هرگز چند خدا وجود ندارد و او معتقد است که خـدای واحد را می پرستد.
اما آموزه توحید در شیعه تفاوتی با آموزه توحید در فرق دیگر اسلامی ندارد و تقریبا تمامی فرقه های اسلامی از این جنبه با هم اختلافی ندارند. البته بحث توحید مبحث مفصلی است. اما به اختصار می توان گفت: توحید در اسلام به معنای آن است که «هیچ خدایی جز الله نیست» و این مسأله رکن اعتقادات دینی مسلمانان است و شهادت بدان شرط مسلمانی است. هر چند مذاهب مختلف از آن تفاسیر متفاوت دارند.
در قرآن سورهای در توضیح توحید و به نام «توحید» هست (که قطعا با آن آشنایی دارید) و متن آن چنین می باشد:بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو اللهُ احدٌ. اللهُ الصَمَدُ. لم یَلِد و لم یولَد. و لم یکن له کُفواً احد؛ به نام خداوند بخشنده مهربان. بگو خدا یکتاست. خدا بی نیاز است. نزاییده و زاییده نشده. و هیچ کس همتای او نیست.»
همچنین طبق بیان قرآن توحید به این معناست که «هیچ چیز مثل او نیست»بنابراین خداوند در اسلام قابل تجسم و تمثل نیست. چنانکه سنایی سرودهاست:
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
توحید به طور کلی به سه قسمت توحید ذاتی، صفاتی و افعالی تقسیم میشود. توحید ذاتی بدین معناست که ذات خداوند یکتا بوده، هیچ مثل و مانند و شریک و همتایی ندارد.
مراد از توحید صفاتی این است که بین ذات و صفات الهی و نیز بین صفات الهی با یکدیگر تغایر مفهوم و وحدت خارجی برقرار است. بنابر این ذات الهی با اوصافی مانند علم و قدرت، تغایر مفهومی دارد، ولی در خارج همگی به وجودی واحد که همان وجود غیر متناهی است موجودند.
اما دربارة معنای توحید افعالی باید گفت: در نگرش توحیدی اسلام، تنها مؤثر حقیقی و مستقل در عالم، ذات مقدس خداوند است. جز او هیچ موجودی دیگری فاعلیت تام و مستقل ندارد و این همان گوهر توحید افعالی است. در این دیدگاه نه تنها خداوند در انجام افعالی مانند آفریدن، روزی دادن و... مستقل و از یاری و مشارکت دیگران بینیاز است، بلکه هیچ موجودی غیر از او نیست که در افعال خود مستقل باشد و فاعلیتش در سایه فاعلیت خداوند صورت نپذیرد، بنابر این توحید افعالی عبارت از اعتقاد به دو اصل زیر:
الف: خداوند در انجام افعال خود یکتاست و هیچ گونه شریک و یاوری ندارد، بلکه اساساً وجود شریک برای او محال است.
ب: هیچ موجودی غیر از خداوند در فعل خود مستقل نیست و هیچ فعلی در عالم واقع نمیشود مگر آن که با اراده و خواست او باشد، به این ترتیب حاصل توحید افعالی آن است که هرچه در عالم واقع میشود، فعل خداست و این همان معنایی است که در آموزه متعالی «لا حول ولا قوّة إلاّ بالله العلیّ العظیم» بدان اشاره شده است.(3)
پی نوشت ها:
1. مثلا هاكس، جيمز، قاموس کتاب مقدس، اساطير، تهران، 1383ش، انجیل متی/باب 6/آیه9-انجیل لوقا/باب11/آیه2 و.....
2. بی ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1388ش، ص634.
3. سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی ،نشر طه، قم،1377 ش،ج1 ص74و90و100.






