به نام خدا
سلام و وقت بخیر
دارو می خواستم
از وقتی بیدار شدم همیشه مشکل حکم کردن به ظاهر و باطن را داشتم. به عنوان مثالی موسسه پارسه حدود 2000 نفر شرکت کننده در رشته من (مهندسی کامپیوتر) دارد و اگر از هر نفر 495 هزار تومان بگیرد به قولی حدود 1 میلیارد فقط از رشته من در آورده است. به این خاطر افرادی تمام آزمون های پارسه و موسسات دیگر را به بهانه های مختلف مثل عدالت نبودن و ... پخش کرده اند. به عنوان مثال دوم در خوابگاهمان دانشجویان شبانه حق ماندن در شب را نداشتند اما همیشه هر کس دلش می خواست می ماند و هیچ کس هم به وی چیزی نمی گفت. به بچه های مذهبی می گویم می گویند همین قشنگه و ما باید سختی بکشیم و محدود شویم.
سوالم اینجاست که آیا اسلام واقعا همیشه به ظاهر حکم می کند؟ یعنی فقط آنچه ظاهر است را در نظر می گیرد؟ سفت و خشک ؟ یا منعطف؟ اگر منعطف است چطور یاد بگیریم انعاف پذیر شویم و اگر نیست مگر می شود چنین چیزی؟ چطور باطن را ببینیم و چه وقت به ظاهر حکم کنیم و چه وقت به باطن؟
از این مثال ها زیاد است و شاید به این علت است که به افراد مذهبی متحجر می گویند. کمک کنید لطفا. با کسی صحبت می کردم می گفت باید باطن قضیه رو ببینی مثلا توی جمع ما فحش می دیم و قصدی نداریم و شوخی است و مشکلی نیست بدی اما در جایی که نباید بدی این کار را نباید بکنی و ... .
با تشکر
متاسفانه متوجه منظور شما نشدیم لطفا در مکاتبه بعدی منظورتان را شفاف بیان کنید تا پاسخ دهیم . اما با توجه به فضای سوال و برداشت ما از سوالتان، به نظر می رسد مطالعه مطالب ذیل مفید باشد:
تنها راه پرهیز از افراط و تفریط در هر مسئله ای، بالا بردن سطح آگاهی و شناخت است. امام علی(ع) منشأ افراط و تفریط را نادانی می داند: لا یری الجاهل الاّ مفرطاً أو مفرّطاً؛ نادان دیده نمی شود ،مگر آن که افراط یا تفریط می کند.(1)
در طول تاریخ افرادی که به افراط یا تفریط کشیده شده ، کسانی بوده اند که یا جمود داشته و یا جاهل بوده اند،اما قرآن امت اسلامی را معتدل می داند، نه جاهل و نه جامد. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: الیمین و الشمال مضلّة و الطریق الوسطی هی الجادّة؛ انحراف به چپ و راست هر دو غلط و گمراهی است . راه درست طریق میانه است.(2)
برای رسیدن به اعتدال و میانه روی در زندگی و به قول شما انعطاف ، باید شناخت خود را نسبت به واقعیت های زندگی و تعالیم اسلامی افزایش دهیم . در همه مراحل، زندگی پیشوایان دین را سرمشق خود سازیم.در اسلام, قرآن و اهل بیت، معیار اعتدال به شمار مى آیند. امام على(ع) مى فرماید: از این امت هیچ کس با آل محمد قیاس نمى شود. زیرا این خاندان, پایه دین و تکیه گاه یقین هستند. تندروان به سوى آن ها باز خواهند گشت . وا پس ماندگان, ناگزیر خود را به آن ها مى رسانند.(3)
استاد مطهرى مى گوید: اگر ما آن راهى را که ائمه اطهار در مقابل راه هاى دیگران براى ما باز کرده اند برویم, هم از افراط و تندروى هاى بعضى مصون مى مانیم و هم از تفریط و جمود بعضى دیگر. (4)با این بیان معلوم می شود کسی که معتدل نباشد ،انسان کامل نیست .ممکن است در یک جهت پیشرفت کرده باشد اما از جهات دیگر ضعیف باشد. با اعتدال نیز می توان به مقامات معنوی رسید. سیره امامان معصوم اعتدال بود اما به قله رفیع کمالات دست یافته بودند. نمونه دیگر در عصر حاضر امام خمینی است که روش معتدلی داشت. امام عارف و فقیه و سیاستمدار و فیلسوف بود و شخصیتی کم نظیر داشت.
شما تمام مسائل و عملکردها را باید با ملاک تعالیم اسلامی بسنجید تا درستی و نادرستی آن معلوم شود.
پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه، فیض الاسلام، انتشارات فقیه ، تهران، کلمات قصار 67.
2. همان، خطبة 16.
3.همان،خطبه 2.
4.مطهری ، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، انتشارات صدرا، ج 1، ص 113.






