چرا اعجاز قرآن شامل قرائت ها و تفاسير متفاوت از آن شامل نمي شود؟ يعني خداوند اين قرآن را طوري قرار مي داد كه بشر قرائت يكسان و آنچه در حقيقت مد نظر خداوند است از آيات آن داشته باشند.

ابتدا می بایست به قسمت اول سوال که مربوط به اختلاف در قرائت های قرآن است و چرا معجزه قرآن شامل جلو گیری از قرائت های مختلف نشده است، به طور خلاصه و اشاره بگوییم:
در باره قرائت‏هاى هفت‏گانه مشهور، آرا و نظريات مختلفى از طرف دانشمندان اسلامى ابراز و مطرح شده است. عده‏اى از دانشمندان اهل سنت معتقدند كه همه قرائت‏هاى هفت‏گانه، به طور تواتر به خود رسول خدا (ص) مى‏رسد كه پيامبر اسلام قرآن را با اين قرائت‏هاى هفت ‏گانه مى‏خوانده است.بعضى از علمای اهل سنت اين عقيده را معروف و مشهور دانسته‏اند و از سبكى نقل گرديده است كه وى همه قرائت‏هاى ده‏گانه را متواتر مى‏داند. و بعضى ديگر پا را فراتر نهاده خیال كرده‏اند كه هر كسی اين قرائت‏ هاى هفت ‏گانه را متواتر نداند، كفر ورزيده و عقيده او مخالف با اسلام است، اين نظريه به مفتى اندلس ابو سعيد فرج بن لب نسبت داده شده است.
ولى عقيده معروف در ميان شيعه اين است كه اين قرائت ‏ها به طور متواتر نقل نشده است و انتساب آن‏ ها به پيامبر قطعى نيست. بلكه بعضى از قرائت‏ها يك نوع اجتهاد از طرف خود قاريان بوده،پاره ديگر هم به صورت خبر واحد از پيامبر اسلام نقل شده است نه به طور تواتر و اين نظريه را عده‏اى از محققين و دانشمندان اهل سنت نيز پذيرفته‏اند. به نظر ما اين عقيده در ميان علما مشهورتر از نظريه ‏هاى ديگر است.(1)به هر حال، اصل قرآن به صورت تواتر به ما رسیده است، و این که همه این قرائت ها مورد تایید است یا نه و آیا در بین قرائت های غیر مشهور قرائتی وجود دارد که مورد تایید باشد یا نه، بحث های مفصلی شده است که به خاطر این که نمی توان به همه جوانب آن پرداخت فقط به ذکر آدرس یکی از کتاب ها بسنده می کنیم.(2)
و اما پاسخ قسمت دوم سوال شما چنین است:
قرآن کلام خدای متعال است،کلامی که هر چند در مقیاس فهم بشری تنزل داده شده است، اما دقایق و ظرایفی در آن وجود دارد که افراد غیر معصوم، حتی مفسران بزرگ نیز نمی توانند ادعا کنند که آن چه فهمیدند همان می باشد که خدای متعال منظور داشته است و اختلاف فهم در تفاوت آراء، ارتباطی با تحریف ندارد، اما می توان در مورد مفسرین والا مقام، هم سویی یکنواختی را در سیر کلی تفاسیر مشاهده کرد که این موضوع موجب تعارض و یا تناقض در تفسیر نمی شود.
با این حال،وجود برداشت های مختلف ناشی از فهم های متفاوت (براساس مبانی ) از آیات الهی، خود به خود موجب تفاوت هر چند کم رنگ در تفسیر می شود.
وجود آیات محکم و متشابه،مجمل و مبیّن،ناسخ و منسوخ،آیاتی که نیاز به تأویل دارد وموجب تعارض فهم ها با یکدیگر شده و خروجی آن،در اظهارات مکتوب با عرضه در بازار نشر، هویت می یابد.
در یکی از پژوهش های قرآنی در مورد اصل نیاز به تفسیر که به نوعی خواسته پرسشگر است، نوشته شده است:"از آن جا که قرآن مجید در کمال فصاحت است،ممکن است این سوال پیش آید که خداوند، قادر به روشن ترین و شیوا ترین بیان ها است پس چرا عبارات و آیات قرآنی نیازمند تفسیر است؟ پاسخش این است که خداوند به ایجاز سخن گفته است و کلام الهی بر وفق اسالیب زبان بشری است. لذا در آن مجاز و و استعاره و تشبیه و کنایه و سایر تعبیه های ادبی و زبانی هست نیز در آن مفردات و ترکیبات و عباراتی هست که اگر هم در عصر نزول وحی بر پیامبر صلوات الله علیه و اصحاب او آشکار بوده است با گذشت زمان طبعا صراحت و وضوح معنایی آن در پرده ابهام رفته است. لذا به شرح و بیان و کشف حجاب و کشف محجوب اعم از تفسیر و تاویل نیاز دارد فصحای هر قوم هم در کمال فصاحت ادای معانی کرده اند. ولی همه آثار مهم زبانی و ادبی هم نیاز به شرح و تفسیر دارد.(3)
این پژوهش به ما می فهماند که وجود استعاره و کنایه و مجاز و تشبیه و کنایه و در آیات الهی با گذشت زمان طولانی از عصر پیامبر (ص) به نوعی موجب اختلاف در تفاسیر و برداشت های متفاوت از آیات الهی شده است.
و اما در مورد منشأ اختلاف در تفاسیر، می توانید به مقدمه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان که به طور مبسوط این بحث را انجام داده است، مراجعه نمایید.(4)
و اما به طور خلاصه علاوه بر مطالب گذشته، به چند منشأ اختلاف در تفاسیر اشاره می شود.
الف. اختلاف مفسران در طرح و نحوه تفسیر قرآن، مثلاً یک مفسر، آیات را با آیات همگون مقایسه می‌کند و
به اصطلاح تفسیر آیه به آیه می‌کند. دیگری آیات را به کمک روایات تفسیر می‌کند.
یک مفسر آیات را از دیدگاه تاریخی بررسی می‌کند. دیگری از دیدگاه عقلی و فلسفی. مفسر بعدی از دیدگاه طبیعت.
ب. اختلاف سطح علمی مفسران: بدیهی است همه مسفران در دانش و علم مساوی نیستند.
ت. اختلاف در فهم و در برداشت از آیات قرآن نیز یکی از عوامل اختلاف مفسران است.
ث. گذشت زمان و پیشرفت در علوم مختلف، یکی از عوامل مهم اختلاف مفسران است.
ج. اختلاف در مسلک و عقاید نیز یکی از عوامل مهم اختلاف مفسران است.
خلاصه آن که ما در زمان غیبت امام معصوم دو راه در پیش داریم :
یکی آن که به طور کلی تفسیر قرآن را ممنوع اعلام کرده و باب اجتهاد را ببندیم که این راه صحیح نیست و دوم آن که اگر چه برخی تفسیرها با وجود تلاش زیاد مفسر عین واقع نیست و ما را صدردصد به واقع نمی رساند. اما به قول معروف آب دریا را اگر نتوان کشید یا به قدر تشنگی باید چشید.

پی نوشت ها:
1. نجمی و هاشم زاده هریسی،بیان در علوم و مسایل کلی قرآن،ترجمه البیان فی تفسیر القرآن آیه الله العظمی خویی رحمه الله علیه،ص 179 بدون ذکر نام انتشارات و تاریخ چاپ و .........
2.ر،ک، همان،از صفحه 178 تا 226 مبحث قرآن و قرائت های هفت گانه
3.خرمشاهی بهاء الدین،قرآن پژوهی،تهران، انتشارات مرکز نشر فرهنگی مشرق،چاپ اول،سال 1372 هجری شمسی، ص 141
4.ر،ک،طباطبایی محمد حسین،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی همدانی محمد باقر،قم،انتشارات جامعه مدرسین،چاپ پنجم، سال 1374 هجری شمسی،ج اول،صفحه 7