آیا در زمان حکومت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی(علیه السلام)و کلا دورانی که قدرت دست معصومین بود حجاب برای زنان جزو قوانین حکومتی بود؟ و با زنان بی حجاب از جانب حکومت برخوردی می شد؟

حجاب دستوری از جانب دین مبین اسلام و مذهب تشیع است ، و ازمبانی دینی و آیات و روایات استفاده می شود، در زمان رسول خداوحاکمان اسلامی رعایت حجاب برای همه حتی اقلیت های مذهبی هم لازم بوده است، زیرا حجاب از ضروریات اسلام می باشد. بر حاکم است به این مسایل اهمیت دهد:" علی (ع) می فرماید: بر امام نیست جز آن چه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده است... و زنده کردن سنت‌ها ."(1)
در جای دیگر، یکی از وظایف مهم حاکم امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود الهی بیان شده است: «لابدّ للأمّة من إمام... فیأمرهم وینهاهم ویقیم فیهم الحدود».(2) جامعه نیازبه حاکم دارد ....تا انان را امر به معروف ونهی از منکر کند وحدود الهی را اجرا نماید. روشن است که بی حجابی، از منکرات اسلام است که باید از آن نهی شود. حضرت رسول (ص) این وظیفه را بهتر انجام می داد. افزون بر اینکه در عصر حضرت رعایت پوشش و حجاب مورد توجه توده مَردم(اعم از مسلمان و غیر مسلمان) بود. مانند این عصر بی حجابی و بدحجابی رایج نبود حتی اقلیت های دینی نیز موظف بودند که حجاب را رعایت نمایند. در سوره احزاب دستور کلی در باره حجاب آمده است: «ای پیامبر! به همسران و دختران خویش و بانوان با ایمان بگو که روپوش خود را برگیرند تا به عفاف و حریت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگیرند .خداوند، آمرزنده و مهربان است» (3)
پیامبر گرامی اسلام (ص) و معصومین (ع) علاوه بر تاکیداتی که بر رعایت حجاب داشته اند، با ارائه دستور عمل هایی، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی، رهنمون گشته اند مثلا روزی اسما - که خواهر زن پیامبر بود-، با جامه بدن نما و نازکی به خانه پیامبر آمد. پیامبر، روی خود را از او برگرداند و فرمود: «ای اسما، زن به حد بلوغ رسید، نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست ها» (4)چون رعایت حجاب و حفظ عفت عمومی جامعه حکم قطعی اسلامی است و قرآن به صراحت آن را بیان می‌کند ،همچنین مفاسدی در پی بی حجابی به وجود می آید، منطق و عقل حکم می‌کند که باید با بی حجابی به صورت مناسب و مدبرانه و عاقلانه برخورد شود.
اما الزام حجاب در کشور ایران، به خاطر قانون کشور است،‌ نه این که فرد باید مسلمان باشد یا احکام اسلام را عمل کند، بلکه از این جهت که حجاب پدیده‌ای اجتماعی است. ربطی به دین دار بودن یا نبودن ندارد. اگر حجاب تنها یک مسئله فردی بود، مسیحی یا یهودی ویا افلیت های مذهبی دیگر هیچ الزامی برای انجام آن نداشتند، همان گونه که هیچ کس مسیحی یا یهودی را اجبار به روزه گرفتن یا نماز خواندن نمی‌کند، زیرا فقط یک مسئله فردی است ، اما چون حجاب مسأله اجتماعی است، رعایت آن بر غیر مسلمان نیز لازم است، همان طور که تأسیس مراکز مشروب‌ فروشی برای غیر مسلمان نیز جایز نیست، اگر چه در دین آنان اشکال نداشته باشد.اصولاً کارهای خلاف و منکری که آشکارا و در منظر مردم، رخ می‌دهد، در حکومت اسلامی از انجام آن ها جلوگیری می‌شود، ولی کارهایی که جنبه علنی ندارد و در جامعه تأثیر منفی ایجاد نمی‌کند، حالت اجباری ندارد مثلا، در جامعه اسلامی مسیحی یا یهودی می‌توانند در خانه خود روزه نگیرند، نماز نخوانند و... اما به صورت علنی و در خیابان و در منظر عام، حق ندارند در ماه رمضان روزه بخورند. حجاب نیز چنین است. اگر درون خانه در ارتباط با نامحرم، حجاب را رعایت نکنند، آنان را مجبور به حجاب نمی‌کنند، ولی در مجامع عمومی و کوچه و خیابان که در منظر دیگران است، باید حجاب را رعایت کنند .
برای آگاهی بیش تر به کتاب مسأله حجاب از آیت الله شهید مطهری مراجعه نمایید.
پی‌نوشت‌ها:
1. نهج البلاغه، خطبه 105.
2. بحار الانوار، ج 93، ص 41.
3. احزاب(33) آیه 59.
4. سنن ابی داود، ج2، ص383.