سلام . میخواستم بدانم که عمر هر انسان آیا با خواست او کاهش ÷یدا نمیکند یعنی اینکه اگر کسی مرگ خود را از خدا بخواهد و بر این امر اصرار ورزد خدا هیچ نظری به او نمیکند. یعنی عمر هر انسان را فقط خدا می داند و بس؟

در ابتدا باید گفت گرچه از مقدار عمر هر کسی فقط خداوند آگاه است، ولی به طور کلی برای هر کسی دو نوع اجل مطرح است:
یکی اجل حتمی است که آن را اجل مسّمی نیز گویند، و آن این که پایان یافتن عمر در آن زمان قطعی ‏است. حتمی گفته می‏شود، بدین خاطر که اجل آدمی در آن وقت به طور حتم و صد در صد فرا می‏رسد. مسّمی گفته شده، بدین جهت که پایان اجل در آن هنگام معین و نامیده شده است.
دوم اجل معلق است، به این معنی که اجل مشروط است که اگر شرطش موجود شود، مرگ واقع می شود. اگر موجود نباشد، نه، در مقابل اجل حتمی که بالاخره در وقتش می‏آید.(1)
گفتنی است که انسان از نظر ساختمان طبیعی و ذاتی، استعداد و قابلیت بقا برای مدتی طولانی دارد، ولی در اثنای این مدت ممکن است موانعی ایجاد شود که از رسیدن به حداکثر عمر طبیعی باز دارد. یک چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن ممکن است بیست ساعت استعداد روشنایی داشته باشد، اما وزش یک باد شدید و ریزش باران و یا عدم مراقبت از آن سبب می‏شود که عمر آن کوتاه گردد. در این جا اگر چراغ با هیچ مانعی برخورد نکند و تا آخرین قطره نفت بسوزد، سپس خاموش شود، به اجل حتمی خود رسیده است . اگر موانعی قبل از آن باعث خاموشی چراغ گردد، مدت عمر آن را اجل غیر حتمی و "معلق" می‏گوییم. (2) بنابر این اجل و مرگ قطعی در وقت مقرر فرا می رسد و هیچ راه نجان از آن نیست چه با دعا و مانند آن را بخواهد و یا نخواهد. اما در باره اجل و مرگ غیر حتمی باید گفت:
ممکن است که طلب مرگ از خدا به عنوان یک دعا اجابت شود و عمری را که خدا برای او مقدر نموده به در خواست او باز پس گیرد. ولی باید توجه داشت که نعمت وجود و هستی و زندگی در این جهان از نعمت‏های بزرگ الهی است. کسی که آرزوی مرگ می‏کند، گویا این نعمت بزرگ را کفران کرده و آن را نادیده می‏انگارد.
با توجّه به اینکه خداوند انسان را به این جهان آورده، باید هر چه بیش تر از فرصت استفاده کند. بهترین بهره برداری را از زندگی این جهان داشته باشد. بهره‏ای که همراه با کمال انسانی و تقرّب به خدا باشد و سبب نجات در آخرت شود. در حدیث آمده
که امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : «لَا تَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ فَإِنَّ هَوْلَ الْمُطَّلَعِ شَدِيدٌ وَ إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَطُولَ عُمُرُهُ وَ يَرْزُقَهُ اللَّهُ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ ؛(3) یعنی آرزوی مرگ نکنید. زیرا ترس و اضطراب لحظه های جان دادن و سکرات مرگ بسیار شدید و سخت است. یکی از خوشبختی های انسان این است که عمرش طولانی باشد و در نتیجه با توبه و انابه به سوی قیامت و سرای ابدی برود».
آری در برخی از مواقع لازم است انسان آرزوی مرگ کند و آن زمانی است که نمی‏تواند خود را از معصیّت خدا باز دارد و برای ترک گناه راهی جز مرگ ندارد. ولی در غیر این صورت لازم است از خداوند عمری با برکت بخواهد. عمری که سراسر آن در راه عبادت خدا و اطاعت او صرف گردد. چنان که امام سجاد علیه السلام در مناجات با خدا عرض می کند: «الهی عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمُرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْک؛ (4) خدای من ! تا زمانی که عمرم و اوقاتم صرف طاعت تو می شود به من عمر بده، و آن زمانی که عمرم می خواهد چراگاه شیطان شود، مرگم را برسان و مرا در قبض قدرت خود بگیر تا شیطان از وجودم بهره نبرد».
پی نوشت ها :
1. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 7، ص 11، نشر جامعه مدرسین قم،1387ش.
2. مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 1، ص 533،نشر دانش ،قم، 1376 ش.
3. العلامه المجلسي، بحار الانوار، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه. ق ، ج6، ص 138 .
4. عبد الواحد بن تميمي آمدي، معجم الفاظ غرر الحكم درر الكلم، الناشر: مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه، تاريخ النشر/ذي القعده 1413. / تحقيق مصطفي درايتي، 1072 .