با توجه به اینکه پیامبر اکرم (ص)در حدیثی عبادت در گوشه نشینی یا بودن بیش از حد در بین مردم و دور ماندن از عبادت را جایز نمیشمرد به نظر شما چگونه میتوان هم در زمینه ی فردی هم در زمینه های خانوادگی-اجتماعی-سیاسی-آخرالزمان-مسئله ی ظهور و...طوری حضور پیدا کرد که خداوند و پیامبر اکرم میپسندند؟به بیان دیگر چگونه میتوان خود را طوری از نظر مذهبی پرورش داد که محدود به تنهایی و دور بودن از اجتماع یا محدود به بودن در اجتماع نباشد.یا چگونه میتوان هم در هنگام دور از مردم زندگی کردن و چه در هنگام در اجتماع بودن این بعد مذهبی خود را به نحو احسن حفظ نموده و مطابق با قرار گرفتن در موقعیت های مختلف این بعد مذهبی هم تغییر کند نه این که محو شود و فقط در یکی از موقعیت ها حضور داشته باشد؟من میخواهم یه فرد مذهبی باشم هم در زمینه ی فردی هم خانوادگی -اجتماعی-سیاسی-آخرالزمان-مسئله ی ظهور و...یعنی دستورات و سفارشاتی که از جانب خدا و پیامبر به ما رسیده را در تمامی این زمینه ها به کار بگیرم و طوری زندگی کنم که خدا میخواهد و طوری خود و ایمانم را پرورش دهم که با هر نسیمی فرو نریزد و همیشه جانب حق را بگیرم و جانب حق بمانم حتی اگر به قیمت جانم تمام شود مانند یاران واقعی امام حسین (ع).لطفا در این مورد مرا راهنمایی کنید و اگر فکر میکنید کتبی در این زمینه وجود دارد که میتواند مرا در رسیدن به هدفم کمک نماید معرفی کنید(لطفا کتبی معرفی کنید که به راحتی قابل دسترس باشد).با تشکر فراوان.
اگر می خواهیم در دنیای امروز زندگی مان بر پایه معیار های الهی باشد،باید به دو نکته اساسی توجه کنیم:
اول : دینداری در زمانی و جامعهای که همه اسباب هدایت و دینداری آ ماده است و همه مردم به سوی آن گرایش دارند،اگر چه ارزشمند است، ولی ارزشمندتر از آن دینداری در روزگاری و اجتماعی یا در میان خانواده و گروهی است که اکثریت آن ها در گرایش به فساد و گناه و بیدینی با هم مسابقه میدهند.
چرا خداوند برای قدردانی از جوانان اصحاب کهف قسمتی از وحی و قرآن را به داستان آنان اختصاص داده، عملکرد، افکار و عقاید آنان را الگو برای همه جوانها و انسانها قرار داده است؟ چون در جامعه کفر و شرک و فساد، راه خدا را در پیش گرفتند. راه خود را از جامعه خود جدا ساختند.
چرا خداوند در میان همه زنان دنیا از« آسیه»همسر فرعون همانند مریم مادر حضرت عیسى تجلیل نموده و او را الگوی بشر معرفی نموده است؟(1)
در روایات شیعی نام آسیه در کنار حضرت فاطمه زهرا(س) جزو چهار زن برتر بهشتیان معرفی شده، چون آسیه بر خلاف فرعون و جامعه فرعونی راه خدا و پایبندی به احکام الهی را در پیش گرفت.
قرآن کریم چه زیبا میان کسانی که پیش از فتح مکه و در دوران غربت اسلام و پیامبر ایمان آوردهاند، با کسانی که بعد از فتح و پیروزی ایمان آوردهاند، فرق گذاشته:
«لَا یَسْتَوِی مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا؛(2)
کسانى از شما که پیش از فتح مکه انفاق و جهاد کردهاند، با دیگران یکسان نیستند. آنان از حیث درجه بزرگ تر از کسانىاند که بعدا به انفاق و جهاد پرداختهاند».
پس اگر بتوانیم در دنیای امروز که آمیخته با فشارهای روحی فرسایشی و آلوده به هزاران گناه و فساد و ابزا رها ی فساد انگیز
است، دین خود را حفظ کنیم، به دستور علما و مراجع تقلید و رهبر معظم انقلاب که حجت خدا و امام زمان علیه السلام در زمان غیبت هستند، عمل نماییم، از تلاوت قرآن و پایبندی به نماز اول وقت و صبر و شجاعت و پایداری در برابر محنتها و فشارها کمک بگیریم، می توانیم بگوییم که ـ ان شاء الله ـ مُهر رضایت و خشنودی خدا و ولی عصر را در نامه عمل خود داریم.
دوم: توجه کنیم و با دقّت در این موضوع مهم تأمل و اندیشه نماییم که « دین مجموعه باورها در باره نظام هستی و ارزش های مبتنی بر این باورهاست. »گستره باورها که ارزش هایی را به دنبال دارد، متشکّل از یک منظومه فکری و رفتاری است که پر و بال آن بر تمامیّت انسان و همه وجود او سایه میگستراند.
تمامی افکار و اعمال او را در جزئیترین موقعیتها به تسخیر خود در میآورد. « دین » یک سیستم فکری مقدّس و الهی و وحیانی است که مسلمان خود را دائما در آن احساس میکند. نور این منظومه فکری را در همه عرصههائی که با آن مواجه میشود، پرتو افکن میبیند. تمام زوایای حیات فکری و زندگی عملی او را در بر میگیرد. از این رو قرآن کریم « ایمان » را - که از معرفت و سیستم فکری صحیح زایش پیدا می کند - در کنار « عمل صالح » ذکر می کند.
این چارچوب فکری، با سرشت و شالوده وجود انسان هماهنگ است. اگر مجموعه تعالیم دینی را به هرمی تشبیه کنیم، رأس این هرم را جهانبینی تشکیل میدهد. پس در دنیای امروز که عصر انفجار اطلاعات، و رایانه و فضا است، نخست باید تصویری الهی و بینشی وحیانی از خود، جهان و جامعه و زندگی داشت.
چه آن که دین داری فرع بر دین شناسی است. کسی که شناخت از دین ندارد، چه بسا به انحراف کشیده شود و به بیراهه رود. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
"العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیرالطریق و لایزیده سرعه السیر من الطریق الاّ بُعداً ؛
کسی که بدون بصیرت عملی انجام دهد، مانند کسی است که در جهت اصلی گام برنداشته باشد. سرعت سیر او هر چه بیش تر باشد، او را از مقصد دورتر میسازد."(3)
اگر دین داری با دین شناسی همراه نباشد، خطر افتادن به افراط و تفریط وجود دارد. امام علی (ع) میفرماید: جاهل را نمی بینی مگر این که افراط(تندروی) می کند یا تفریط(کم کاری)(4)
متاسفانه خوارج نهروان با این که مردمی عبادت پیشه و متمسک بودند و شب ها را به عبادت می گذراندند، به دلیل جهل و نادانی وکج فهمی دینی با امام در افتادند. در مقام عمل و شناخت وظیفه دچار مشکل شدند. نتوانستند میان ظاهر(یعنی خط و جلد قرآن) و معنی آن جدایی قائل شوند، از این رو ابزار و آلت دست زیرک های مدّعی دینداری قرار گرفتند.
البته دین شناسی نیز بدون دین داری،کارایی ندارد. شناخت و معرفتی ارزشمند است که مقدمه عمل باشد. شناخت خدا و پیامبر و احکام الهی، تنها مسئولیت انسان را سنگین تر می کند. علم و عمل باید توام باشد.
آیین مسلمانی مراحلی دارد؛ مرحله اوّل آن همان ایمان به وحدانیت خداوند و نبوّت پیامبر اسلام است که دو جمله «شهادتین» معرّف آن است. مراحل بعدی عمل به دستورات و قوانین اسلامی است . آنچه مایه سعادت جاویدان است، عقیده و ایمان برخاسته از شناخت و معرفت ( جهان بینی اسلامی ) همراه با عمل صالح است.
بنابراین دینداری علاوه بر عبادت،التزام به همه مبانی دینی و پیروی از خدا و پیامبر و اولیای الهی را نیز لازم دارد. چنین دینداری در هر زمان به ویژه در دنیایی که ما زندگی می کنیم،به شناخت و معرفت دینی نیاز دارد. بدون تلاوت قرآن و تعمّق و تدبّر در تفسیر و معانی آن و بدون مطالعه کتاب های معتبر و مورد اعتماد نمی توان به شناخت صحیح از دین نایل گشت.
د راین زمینه مطالعه آثار شهید مطهری مثل گفتارهای معنوی ده گفتار پانزده گفتار بیست گفتار،اسلام و مقتضیات زمان (2 جلد)، امدادهای غیبی در زندگی بشر،گریز از ایمان و گریز از عمل، تکامل اجتماعی انسان، انسان شناسی، مسألة شناخت ، علل گرایش به مادیگری، آشنایی با جهان بینی اسلامی(6 جلد)، مناسب است.
پینوشتها:
1. تحریم (66) آیه 11.
2. حدید (57) آیه 10.
3.علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه.ق ، ج 1، ص 206.
4. نهج البلاغه، فیض الاسلام،انتشارات فقیه ، تهران، قصار 67.






