در آموزه های اسلامی نیز نه تنها شاد بودن پسندیده است و در روایات آمده است. مؤمن همواره با چهره بشاش و گشاده و نه اخم و ناراحت و غمبار با دیگران مواجه می شود، بلکه شاد کردن دیگران یکی از مستحبات و مورد توصیه اسلام است. چنانکه « أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ بَعْدَ الصَّلَاةِ إِدْخَالُ‏ السُّرُورِ فِي‏ قَلْبِ‏ الْمُؤْمِن‏»(1) سفارش شده است. اما هدف، گستره و کیفیت تنظیم رفتاری در این خصوص محل بحث و تأمل است.
البته ما با شما در این امر هم عقیده هستیم که باید پذیرفت در جامعه اسلامی به این بُعد کم‌تر توجه شده، علت آن، ضعف عوامل تبلیغی و رسانه‌ای کشور ماست. از رادیو و تلویزیون گرفته تا مداحان و واعظان و هنرمندان، بیش‌تر متمایل به برنامه‌های غم‌انگیز و احساسی‌اند. البته نباید از نظر دور داشت که فعالیت در حوزه شادی ظرافت خاصی لازم دارد و با مسایل غیر شرعی تهدید می‌شود؛ به همین خاطر مرز دقیق و ظریفی دارد، نیز تلاش و دقت نظر لازم دارد. شاید یکی از علت‌های توجه کم تر به شادی، همین مسئله باشد. در مواردی هم به زیاده‌روی کشیده شده است.
هنرمندان در خلق فیلم یا نمایش‌های شاد و طنز، ضعیف برخورد کرده‌اند . چه بسا طنز را با امور غیر اخلاقی آمیخته‌اند، در حالی که اسلام هرگز با برنامه‌های شادی (که در چارچوب مصالح عمومی و اخلاق اجتماعی باشد) مخالفتی ندارد. مهم تر از همه اینکه اسلام با شادی های غیر مشروع مخالف است. طبیعی است که با نبود این گونه شادی ها احساس می شود که در جامعه شادی کم رنگ می باشد.
أبعاد مختلف در شادی و شادمانی از دیدگاه اسلام:
1)ضرورت شادى و شادمانى: همه اندیشمندان (بلکه همه‏ى انسان‏ها) به این نتیجه رسیده‏اند که شادى‏ها و تفریحات سالم براى تقویت روح آدمى، از ضروریات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ایجاد استرس و عصبانیت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و کاهش شوق نسبت به زندگى کرده و موجب افسردگى و ناراحتى مى‏شود.
2)گروهى اعتقاد دارند که شادمانى و نشاط، مطلق بوده و هیچ حد و مرزى را نمى‏شناسد. با هر وسیله‏اى، با هر ابزار و شیوه‏اى، مى‏توان به شکار شادى و شادمانى رفت. و هر کارى مجاز است، هر نوع ترانه و رقصى رواست. هر گونه گفتن و خندیدن و خندانیدن درست است. از این رو، برخى افراد به انواع مسکرات، انواع مواد مخدر و اعتیادآور، انواع رقص‏ها و موسیقى‏ها و انواع قصه‏ها و قصه‏پردازى‏ها، روى مى‏آورند و در نتیجه به انواع آفات روانى دچار مى‏گردند و کار به جایى مى‏رسد که با چنین لذت‏هایى اقناع نمى‏شوند و آن گاه در تداوم لذت‏جویى‏هاى بى‏حد و مرز به قتل و آدم‏کشى، فساد و فحشاء، به ابتذال و مسخ ارزش‏هاى انسانى و فطرى، دگرآزارى، خودآزارى و خودکشى گرفتار مى‏شوند، که بسیارى از بزهکارى‏ها و جرائم به شادى‏هاى بى‏حد و مرز باز مى‏گردد، مردم را مسخره مى‏کنند تا بخندند، آبروى دیگران را مورد تعرّض قرار مى‏دهند تا شادى کنند و دیگران را زجر و شکنجه مى‏دهند تا خود شاد باشند. اینها همه از همان انواع شادی های کاذب و دروغین است.
گروهى دیگر، شادى‏ها و تفریحات را قانون مند مى‏دانند و در مرز «بایدها» و حلال تفسیر مى‏کنند، هر نوع شادى و تفریحى را مجاز نمى‏شمارند و در یک کلمه «تفریحات سالم» را باور دارند، تا از این طریق مرز حرمت و آبروى خود و دیگران محفوظ بماند، تا شادى و خنده و تفریحات ما به دیگران صدمه‏اى وارد نسازد.
به نظر این گروه، خنده و شادى و لذت، خوب است، اما نه با آزار و اذیت دیگران. شادمانى خوب است نه با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات اجتماعى و الهى. از دید این گروه، همان گونه که «آزادى»، قانونمند و هدفدار نباشد مى‏تواند جامعه را به هرج و مرج بکشاند، شادى‏ها و تفریحات نیز این گونه‏اند.
3)فرح و شادى از منظر اسلام: اسلام، دین حیات و زندگى است. دین پیشرفت و ترقى تکامل است. اسلام با برنامه‏هایى که وضع کرده است تمام جهات زندگى را در نظر گرفته و به همه زوایاى زیست انسان کاملاً توجه کرده است.
اسلام دینى است که براى سرگرمى نیامده است، اما نه تنها با تفریح و شادى مخالف نیست، بلکه در مواردى بر آن تأکید داشته و براى آن قوانین و مقررات جهت‏دارى را وضع کرده است.
به هر حال، اگر در اسلام، کارهایى به عنوان تفریح و تنوع پیشنهاد شده است و نیز اگر از بعضى تفریحات جلوگیرى شده و غیرمشروع شناخته شده است، معطوف بر جنبه‏هاى فطرى، حیاتى و فکرى است که در سایه‏ى آن مصالح فردى و اجتماعى تأمین شود. بنابر این، در قوانین اسلامى با برخى پدیده‏ها و اعمال مثل موسیقى و رقص و... برخورد شده و از انجام آن کارها منع شده. اما نه به خاطر مخالفت با زیبایى و شادى و شادکامى، بلکه به دلیل برآیند و پیامدهاى خطرآفرین آن‏ها.
پیشوایان معصوم دین از جمله رسول گرامى(ص) به عنوان الگوى همه‏ى مسلمانان، اصولاً یک انسان شاد بودند. به طورى که همیشه لبخند بر لب داشت و اهل شوخى و مزاح بود. چه این که خود ایشان فرمود:" ُ إِنِّي‏ لَأَمْزَحُ‏ وَ لَا أَقُولُ‏ إِلَّا حَقّا".(2) من از همه بیشتر شوخى مى‏کنم، امّا جز حق چیزى نمى‏گویم.
امام صادق(ع) می فرماید:" مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ."(3) هیچ مومنی نیست جز این که در او دعابه هست. راوی می گویدعرض کردم:دعا به چیست؟ فرمود: شوخی.
بنابراین شادی و نشاط در اسلام در جهت پیشرفت و سعادت دنیوی و اخروی انسان جایگاه خاصی دارد. و عمل به دستورات دین مقدس اسلام نه تنها موجب افسردگی نمی شود بلکه موجب سلامت روانی و نشاط می گردد. و اگر این طور نبود یک نقصی برای دین محسوب می شد درحالی که ما ادعا می کنیم بر دین ما هیچ نقصی و عیبی وارد نیست، چرا که برای تمام امورات زندگی و نیازهای بشر در دنیا برنامه دارد. و همه برنامه هایشان مطابق با فطرت انسان هستند. و اگر شما در مورد رابطه" آموزه های دینی و سلامت روان" مطالعاتی داشته باشید به عمق مسئله پی خواهید برد.
پی­نوشت­ها:
1. مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)ج44ص194،دار احیاء التراث العربی،چاپ دوم،1403ق.
2. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص21، شریف رضی،چاپ چهارم، قم 1370ش.
3. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه،ج12،ص112، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق .